سلام
نگاه کنا فقط یه هفته نبودما فوری محسن با مجله فضیلت خانواده
مصاحبه کرد.!! ولی من مثل همیشه:جا نموندم!!!! 


آدم شوخ طبعی هستم
معرفی:
محسن افشانی متولد ۱۱/۱/۶۸ صادره از تهران ترم دوم
مهندسی مکانیک سیالات,مجرد,دارای یک خواهر,
مادرخانه دار,شغل پدردکوراسیون داخلی,فرزند دوم
خانواده هستم.
-فعالیت هنری تان را از چه سالی شروع کردید؟اصلا چگونه
وارد این عرصه شدید؟
سال 83 به اتفاق یکی از دوستان تئاتر کار می کردیم.
ایشان در فرهنگسرای سالمند مشغول به کار بودند که این
باعث شد من هم وارد فرهنگ سرا شوم به مدت 2 سال به
تمرین تئاتر در این فرهنگ سرا پرداختم تا اینکه در سال
85 به برنامه آستانه دعوت شدم که آن زمان جناب آقای
مختارزاده مسئول آنجا بودند.ایشان با خلق و خوی بنده
آشنا بودند.من آتیه های 1 دقیقه,2 دقیقه,5 دقیق می گرفتم
و کار می کردم. سال 86 مجری برنامه آستانه شدم
بعد از اجراهایی که داشتم یک سروگردن از سایرین بالاتر
شدم که بعد از آن در برنامه ای به نام"مادوتا"ایفای نقش
کردم و بعد از آن سلام بهار و.......
دی ماه 86 در سریال تلویزیونی کاراگاهان بازی کردم و بعد از
آن در سریال ترانه مادری ایفای نقش کردم که آقای محمد
حمزه ای دستیار آقای سهیلی با من تماس گرفتند و
ضبط این برنامه 3 ماه و اینم به طول انجامید.
-برنامه هایی که در آن ها اجرا داشتند؟
آستانه,مادوتا,بوم سفید,سلام بهار,ماه محبوب.
-از سریال ها نام ببرید؟
کاراگاهان,ترانه مادری و بازپرس که با آقای مهدی فخیم
زاده است که در مرحله ی تولید می باشد.
-سینمایی؟
کیمیا و خاک هنوز اکران نشده.
-تله فیلم؟
ضامن,ماهی کوچولوها دعا می خوانند,خانم سوپراستار و
کرکس که هنوز اکران نشده زنده بی ریا با ارژنگ و بردیا که
کار طنز می باشد و کبوتر جلد چنگوله که کار دفاع مقدسی
است به همین زودی پخش می شود و ((محله ی من)) که
آخرین کار من است هفته گذشته ظبط آن تمام شد.
-با این سن کمی که دارید چقدر امیدوارید که یکی از
سوپراستار های سینما شوید؟
خیلی زیاد,طولی نمی کشد که این اتفاق بیفته,من به
استعداد خودم شک ندارم.
-تا چه زمانی می خواهید به تحصیلات تان ادامه بدهید؟
ادامه می دم تا بشم یک آقای مهندس.
-رابطه تان با خانواده تان چگونه است؟
به خانواده علاقه شدیدی دارم پدرم اوایل مقداری تعصب
به خرج می داد می گفت که بشین درس بخوان تئاتر سخته
و جای پیشرفت نداره مخالفت می کرد ولی بعد از پخش
اولین تصویر از من نظرش عوض شد.والی در عین حال
نصیحت ها و پندهای خودشان را نسبت به من فراموش نمی کنند.
-معدل دیپلم:
۱۸/۱۴
-چرا با این همه پیشرفتی که در حال حاضر در عرصه صدا و
سیما و تصویر با سینما و تلویریون در دنیا گفته اما برنامه های
ما با آن پیشرفت ها خیلی فاصله دارند؟
رسانه جمهوری اسلامی یک سری محدودیت ها دارد در جهت
حفظ شئونات اسلامی که باید در خورشان اسلام باشد.این به
خاطر حجت و حیای تلویزیون است.نمی شد گفت که
پیشرفت تلویزیون غرب به خاطر بی بند و باریش هست بلکه
به خاطر یک سری محدودیت های دیگری که ندارد.نه اینکه
این محدودیت باعث پیشرفت تلویزیون بلکه به کندی
پیشرفت دارد.یکی دیگر وجود آدم های کار نابلد یک سری از
افراد خود را تهیه کننده معرفی می کنند یا حتی یک انسان
کاملا حرفه ای در صورتی که اصل قضیه به آنچه
می بینیم و احساس می کنیم منافات دارد.مثلا در تله فیلم
ماهی کوچولوها دعا می خوانند شخصی به نام..... که خود
را تهیه کننده رسمی خانه سینما معرفی کرده بود و ادعا
داشت که با سرمایه گذار آقای.....با ضرر روبه رو شده
و جناب آقای.....به خاطر عدم داشتن شخصیت حرفه ای
و اشراف نداشتن به شعور هنرمند هم از لحاظ مالی و هم از
لحاظ انسانی مدیون افرادی مثل من,خانم امیر جلالی و آقای
خلج و.....هستند.
-از دوران کودکی تان چه مسایلی را به یاد دارید؟
اتفاقات مبهم از کودکی به یاد دارم اینکه یک بچه بودم و
شیطون بودم یادمه پدرم ایران نبود دست هر بچه ای که
توی دست پدرش بود می دیدم می زدم زیر گریه از بچگی
مستعد بودم(تعریف از خود نباشه)
-ویژگی های منحصر به فرد:
با دوتا دستم می توانم بنویسم بیلیارد خوب بازی کنم
رانندگی ام حرف نداره موتور سواری خوب بلدم
سال2005 تافل زبان را گرفتم.آدم شوخ طبعی هستم.
با آدم ها خوب ارتباط برقرار می کنم نمی گذارم کسی از
من دلگیر بشه ادبیات من حرف نداره بازیگر خوبی هم هستم
(اغراق نباشه البته.......)فقط دوست دارم آقای کیمیایی,
کیا رستمی,بیضایی,حاتمی کیا.......منو پیدا کنند.البته
یکی از ویژگی های منحصر به فرد من اینه که فروردینی هستم.
-نگاه تان به زندگی؟
زندگی برایم شیرینه خدا رو شکر راضی هستم.عمدتا مثبت
نگر هستم.
-به خانواده ها چه توصیه ای می کنید؟
اینکه مراقب فرزندانشان باشند تا جایی که می شه
حمایت شان کنند.از همه لحاظ یکی از دلایلی که با
خانواده ام خیلی رفیقم اینکه یک عالمه حامی من هستند.
-از نقش هایی که داشتید کدام یک از آن ها را بیشتر می پسندید؟
با اعتماد به نفس تمام می گم همه نقش هایی که
داشتم را دوست دارم.
-چقدربه شانس اعتقاد دارید؟
من نمی گم شانس من می گم لطف خدا.خدا بدجوری به
من رو کرده همیشه مدیون حرف های آقای حسن
مصطفوی هستم که منو با خدا آشنا کرد که هیچ موقع
فراموش نمی کنم.
-زیباترین جمله ای که به مردم می توانید بگویید؟
من جمله مرحوم خسروی شکیبایی را می گم:مردم بدون ما
مرده اند ولی ما هنرمند بدون مردم مرده ایم.
-دغدغه های امروزی آقای افشانی؟
انجام کارهای خوب سلامتی خانواده ام و سلامت رفتاری جسمی
و فکری خودم.
-به فعالیت تان در طول دوران زندگی چه نمره ای می دهید؟
واقعا20.من بیست بیستم. 


حرف آخر:
اینکه هوای خودتون داشته باشید به خانواده تان احترام
بگذارید استعداد های خودتان را کشف کنید و خدا رو
فراموش نکنید. می خوام بگم:بابا دوستت دارم مامان
عاشقتم خواهر هواتو دارم.
این عکسا از وب مونیکا جونه.



راستیییییی : کی معدلشو چند شده؟؟؟؟(هر کی دوست داره بگه.البته
راستشو).من شدم:۹۷/۱۸ . و این خیییییلی بدهههههه!!!


از همه بد تر اینه که اسممو رو برد ننوشته بودن!!!!!!! رفتم با مامانم
به مدیرمون گفتم(بعد از کلی جر و بحث)گفت(با عصبانیت)که:
ما نمیتونیم لیستو خراب کنیم.مامانمم گفت مهم اینه که باید
اسم دختر من رو برد باشه که نیست.!!!!!! حالا دیگه نمیدونم
اسممو نوشتن یا نه .مهم نیست بابا بیخیال.

به گزارش خبرنگار جام جم، فیلم محله من به کارگردانی محسن ربیعی
این روزها در خیابانهای اطراف محله اختیاریه در حال تصویربرداری با
مدیریت رضا شیخی و تاکنون بیش از 50 درصد آن به پایان رسیده است.
داستان فیلم محله من، درباره چند نوجوان است که بیکاری آنها موجب
مزاحمت برای مردم شده است.
اهالی محل برای رفع این مشکل، خود دست به کار میشوند و میکوشند
تا به نحوی شایسته مشکل این جوانان را حل کنند.
در این فیلم بازیگران جوانی همچون :محسن افشانی -شهنام شهابی ،
مهدی ساکی، کیمیا باباییان، فرزانه نیکنام، عبدالله موقری و کامران تفتی
در کنار بازیگران پیشکسوتی مثل: عنایت بخشی، پوراندخت مهیمن و کاظم
افرندنیا ایفای نقش میکنند.
پیش بینی میشود تصویربرداری این فیلم تا دو هفته دیگر به پایان برسد.
برخی از عوامل این فیلم عبارتند از: علی هاشمی: دستیار اول و برنامه ریز
عهدیه مجدی: منشب صحنه، سلیم احمدی: صدابردار، مهکامه طریحی:
چهره پرداز، آبتین برقی: طراح صحنه و لباس، یحیی فروغی: تدوین گر و صداگزار
و کیان بابائیان: تهیه کننده. محله من به گفته سازندگان آن قرار است پس
از آماده شدن از شبکه3 سیما پخش شود
اینم عکساش:


اینا از وب(بهناز جونو پریچهر جونم )بود.ازشون ممنونم.
![]()
خیلی وقت بود میخواستم اینا رو براتون بذارم.فک کنم همتون مصاحبه ی محسنو
با مجله ی سینمای امروزدیده باشین.
منم خبرشو اولین بار از وب تبسم و پارمیدا
خوندم.روز بعد هم که روزه امتحان زیستم بود خیلی شنگول
(چون امتاحانمو خوب داده بودم) رفتمو با دوستم مجله رو خریدم.
خیلی جالب بود رفتیم دمه دکه ی دمه مدرسمون .من طبقه ی بالاشو
نگاه میکردم دوستمم طبقه ی پایینو. مجله درست جلوی چشمم بود
ولی انقدر که حول بودم ندیدمش . مرده اومد مجله رو بهم داد . منم انقدر
ضااااااااااااااااااااااااااایع شدم. عشقه دیگه چی کارش میشه کرد؟
در یکی از وبلاگ هایی که مربوط به سریال بازپرس میشه (WWW.Bazpors123.Blogfa.Com) فیلم نامه
قسمت اول مجموعه بازپرس رو دیدم . لینکش رو در پایین براتون گذاشتم . نمی تونید دانلود کنید . صبر
کنید تا به طور کامل لود بشه اونوقت می تونید بخونید .
همونطور که تو فیلمنامه نوشته حمید (محسن افشانی) از سکانس ۳۰ وارد میشه .
این فیلم نامه فقط برای قسمت اول فیلم هست و شما می تونید جزئیات ابتدائی داستان رو متوجه
بشید . البته صد در صد جذابیت خود فیلم و هنرنمایی زیبای هنرمندانش رو نداره.
فیلمنامه سریال بازپرس (قسمت اول)
خبر بعدی هم اینکه طبق گفته شبکه خبری برنا : تدوين فيلم سينمايي "کيميا و خاک" توسط نازنين
مفخم که از اواخر ارديبهشت ماه آغاز شده بود در حال حاضر از نيمه گذشته است و تا اواخر خرداد به
پايان مي رسد.
فيلم سينمايي" کيميا و خاک" که از توليدا ت بنياد سينمايي فارابي در بهمن ماه سال 87 ميباشد، بعد
از به پايان رسيدن کليه مراحل فني اواسط تيرماه در سينماهاي کشور به نمايش عمومي در خواهد آمد.
این مطلبه زیر از وب سارا جونمهههههه.
حالا بریم سراغ معنی عشق:
عشق یعنی سوختن ولی هیچکس این سوختنت رو نمی فهمه...حتی اون معشوقت...
تعریف عشق :
دبیر زیست شناسی:عشق مرضی است که میکروب آن از چشم وارد بدن میشود !!!
دبیر شیمی:عشق تنها اسیدی است که در قلب اثر دارد!!!
دبیر دینی:عشق موهبتی الهی است که خداوند به بندگان خود هدیه داده است !!!
دبیر ریاضی:نسبت عشق به بدن مثل خون است به رگ!!!
دبیر ادبیات:عشق باید مانند عشق لیلی و مجنون پاک و استوار باشد!!!
دبیر ورزش: عشق توپ فوتبالی است که به دروازه ی هر قلبی اصابت می کند!!!
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت…
گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد
خوووووووب تموم شد.
نظر یادتون نره هااااا....بای بای