یه خبر و چنتا عکس

سلام

ببخشید که چندوقت نتونستم آپ کنم .

آخه درسا سنگین بود نشد!  حالا چنتا عکس براتون میذارم  تا جدیداش که اومد بازم میذارم.

خبر:

راستی کسانی که عضو سایت سیمای ایرانی هستند و آی دی شو تو لیستشون دارن بدونن که

به قید قرعه به ۲۰۰ نفر از اعضای سایت هدیه ی کتیبه ی عشق داده میشه.

کسانی هم که مدیر بلاگی هستند آدرس وبشونو به سیمای ایرانی از طریق

 مسنجر بدن.این مدیرا بیشتر شانس برنده شدن دارن.

08589a0.jpg

05a9976.jpg

071159c.jpg

اسکن مجله سینمای امروز

2m7y91esft0t716qzxdffe09d.jpg

اینم پیشخوان

photoshot43cbf0.jpg

afshanikheirabie267e.jpg

photoshot171bac.jpg

photoshot27c118.jpg

خوب دیگه تموم شد.

 

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود...

گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود...
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست...
گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود...
گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست...
گاهی تمام شهر گدای تو میشود...

نظر یادتون نره .بای

بازپرس و عکس های جدید از محسن افشانی

سلام.

چه خبر؟ با مدرسه ها چی کار میکنین؟! خوش میگذره؟

واسه من که خیلی خوب بوده تاحالا ایشالا از این به بعد

 هم واسه همه خوب باشه.راستی من رشته ریاضی

 رفتم(چند نفر از دوستای گلم پرسیده بودن که چه رشته ای میرم)

چنتا عکس خیلی قشنگ از محسن افشانی!

(من عاشق اینم):

ma529fd3.jpg

ma15cb868.jpg

ma169e391.jpg

اینم بازپرس:

این عکسش یه کمی شبیه داداشه منه مخصوصا طرز نگاهش!

 

 

 

نظر یادتون نره ها.موفق باشین.

بای بای

 

خبری ناگوار!....خدارو شکر-چنتا خبر جدید

سلام!

به طرفدارای سیاوش خیرابی هم تبریک میگم :دلنوازان از شنبه از

شبکه ۳ ساعت ۲۰:۴۵ پخش میشه!

عکسهای محسن افشانی در مراسم ترحیم پدر حسام نواب صفوی

در روز شنبه ۲۰ شهریور:

navvabsafavi0385303.jpg

navvabsafavi0119936.jpg


اینم واسه یه جا دیگس:

به خواست خود آقای محسن افشانی این خبر اعلام میشه:

خداروشکر حال محسن خیلی بهتره شما میتونین

از طریق این آدرس:http://www.mediafire.com/?vwyncth20or   

روایت تصویری تصادف محسنو از زبان خودش دانلود کنین

البته با تشکر از سایت سیمای ایرانی که اینو دراختیارمون گذاشت


خبری وحشتناک!!

بامداد امروز ساعت۳:۵  صبح  ۷شهریور ۸۸ محسن افشانی با خودروی هیوندای کوپه

 در اتوبان چمران چپ کرد که خودروی او پس از ملق های شدید و ۳۰۰متر کشیده شدن روی

 زمین  بابرخورد به جدول کناره چمران به صورت واژگون متوقف شد.محسن افشانی پس

 از عکس برداری از نقات مختلف بدن فقط از ناحیه انگشت و کمر و پا اسیب دیده

حالش تقریبا وخیم است طی اس ام اسی که همکاران او در این رابطه سایر افراد را مطلع ساختند

 به  شرح ذیل میباشد:

سو قصد به جان محسن افشانی:

 خودروی ۴۳میلیونی محسن افشانی چپ شد برای سلامتی او دعا کنید و این خبر را منتشر کنید.

محسن افشانی حادثه را تعقیب یک دستگاه مرسدس بنز سی ال اس مشکی اعلام کرد که اذعان داشت:

از اتوبان صدر تا پمپ بنزین ولنجک او را تعقیب میکرده و بعد از پمپ بنزین ولنجک کنار اتومبیل

 او امده و با هوشیار کردن محسن باضربه ای به صورت کاملا از پیش تعیین شده به گلگیر سمت

 راننده کوبیده و محسن با برخورد به تپه خاکی که کنار اتوبان(دقیقا روبروی نمایشگاه) بدون هیچ

 علامت باز دارنده ای ریخته شده بود پس از اصابت خودرو  واژگون شده و ادامه داستان...

طی نتیجه گیری از اتفاقات گذشته که محسن افشانی دو پرونده ی سنگین مربوط به طلبی

 که از تهیه کننده خود به مبلغ ۱۰میلیون تومان (تهیه کننده ی ماهی کوچولو ها دعا میخوانند)

 از اقای محمد کمالی پور و هم چنین مبلغ ۱۱ م ۶۰۰ تومان از مدیر برنامه اش مسعود قبادی طلب

 دارد و هم چنان شکایت او در محاکن قضابیی جاریست بیم ان میرود که سوقصد از پیش تعیین

 شده باشد.محسن افشانی با مراجعه به پلیس ، ردگیری راننده ی خودروی سی ال اس را پی

 گرفته  تا ان شا ا... عامل این سو قصد مشخص گردد.

من  به عنوان یکی از طرفدارای محسن افشانی مثله خیلی از شما میگم که محسن چون

 بین هم سن سالان خودش و هم عرصه هاش سری تویه سرها داره به نظر من هم بهترین گزینه

 برای عاملان این اتفاق بود.

این خبر رو به سرعت منتشر کنیدو به زودی توی مجلات میبینید.

حامیان محسن افشانی هرجایی که میتونن از عمل محمد کمالی پور تهیه کننده قلابی و مسعود قبادی

مدیر برنامه ی قلابی خبر منتشر کنند.

خواهش میکنم واسه سلامتی محسن دعا کنین.


فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم هرچی

میخواین خدا تو این ماه عزیز بهتون بده.(روزه هاتونو بگیریناااا.!!)

بعضیا خییییلییی بی جنبه هستن...!! دیروز (سه شنبه)ساعت ۲ محسن 

 کنفرانس داشت چرا بعضیا کاری میکنن که این کنفرانس به هم بخوره مگه ما  

 منتظر همچین روزایی نبودیم پس دیگه چرا اینطوری میکنین ؟؟؟

چه تونه؟؟؟؟(همون بعضیا)واقعا که.!! 

اصلا لیاقت ندارین(همون بعضیارو میگمااااا) چرا به قوانین عمل

عمل نکردین.حالا خوب شد که تا اطلاع ثانوی دیگه نمیتونیم بچتیم؟؟؟!!!

خواهش میکنم اگه بازم کنفرانس گذاشتن بذارین خوب پیش بره

نذارین تروخشک(خودم و اونایی که بی تقصیرن) با هم بسوزه.

از اینجا هم میتونین فیلم کنفرانس ناموفق محسنو دانلود کنین ببینین و درس

 عبرت بگیرین.http://www.mediafire.com/?tnnmnttfvqd

اینم عکسای محسن (دیروز در مجموعه سیمای ایرانی):

mohsenemrooz886b9bde58.jpg

اینم عکسای دیشب تو جشن رمضان:

078e6ab.jpg

06a7ff0.jpg

0587a3e.jpg

01b9c3c.jpg

 آقای محمد کمالی پور تهیه کننده ماهی کوچولوها دعا میخوانند از محسن 

 افشانی کلاهبرداری کرده امیدوارم هرچه زودترمحسن به حقش برسه

همتون در مورد آدرس ایمیل رسمی که میشه به محسن

ایمیل زد خبر دارین.میخواستم آدرس وبلاگ رسمیشم

براتون بزارم که اگه خواستین برین.فقط خواهش میکنم که نگین که

 این وبلاگ دروغیه و چیزی شبه این.

این وبلاگ تایید شده و برای محسنه که دوستش تقریبا همیشه

 بجای محسن آپ میکنه و حرفای اونو مینویسه.وبلاگش تازه راه

 اندازی شده.خواهش میکنم کسانی که میخوان اونجا با نظراتشون بقیه

رو (و همین طور محسنو)ناراحت کنن نرن.

آدرس وب:http://www.afshani-pesarirooni.blogfa.com/

32243189c.jpg

نظر یادتون نره ها بای بای.

مجله خانواده و عکس جدید از محسن

سلام.

چه خبر؟؟؟؟ چیکارا میکنییییین؟؟؟ خوبین؟

منم خوبم.

خوب فک کنم همتون مصاحبه محسن و خانوادشو تو مجله خانواده دیدین!!

 

خوب دیگه بریم سراغ عکسا:

d1f5c5ae32d14084852abe8e15ab.jpg

راستی بهناز جون من که تولدم الان نیست!!!!!

من تولدم ۲۴ مرداد.نه الان . ولی بازم ممنون.

خوب.نظر یادتون نره ها.! بای بای

فضیلت خانواده و  عکس و محله من!

 سلام

نگاه کنا فقط یه هفته نبودما فوری محسن با مجله فضیلت خانواده

مصاحبه کرد.!! ولی من مثل همیشه:جا نموندم!!!!

 آدم شوخ طبعی هستم           

معرفی:

محسن افشانی متولد ۱۱/۱/۶۸ صادره از تهران ترم دوم

 مهندسی مکانیک سیالات,مجرد,دارای یک خواهر,

مادرخانه دار,شغل پدردکوراسیون داخلی,فرزند دوم

خانواده هستم.

-فعالیت هنری تان را از چه سالی شروع کردید؟اصلا چگونه

 وارد این عرصه شدید؟

سال 83 به اتفاق یکی از دوستان تئاتر کار می کردیم.

ایشان در فرهنگسرای سالمند مشغول به کار بودند که این

باعث شد من هم وارد فرهنگ سرا شوم به مدت 2 سال به

 تمرین تئاتر در این فرهنگ سرا پرداختم تا اینکه در سال

 85 به برنامه آستانه دعوت شدم که آن زمان جناب آقای

مختارزاده مسئول آنجا بودند.ایشان با خلق و خوی بنده

آشنا بودند.من آتیه های 1 دقیقه,2 دقیقه,5 دقیق می گرفتم

و کار می کردم. سال 86 مجری برنامه آستانه شدم

 بعد از اجراهایی که داشتم یک سروگردن از سایرین بالاتر

 شدم که بعد از آن در برنامه ای به نام"مادوتا"ایفای نقش

 کردم و بعد از آن سلام بهار و.......

دی ماه 86 در سریال تلویزیونی کاراگاهان بازی کردم و بعد از

 آن در سریال ترانه مادری ایفای نقش کردم که آقای محمد

 حمزه ای دستیار آقای سهیلی با من تماس گرفتند و

 ضبط این برنامه 3 ماه و اینم به طول انجامید.

-برنامه هایی که در آن ها اجرا داشتند؟

آستانه,مادوتا,بوم سفید,سلام بهار,ماه محبوب.

-از سریال ها نام ببرید؟

کاراگاهان,ترانه مادری و بازپرس که با آقای مهدی فخیم

 زاده است که در مرحله ی تولید می باشد.

-سینمایی؟

کیمیا و خاک هنوز اکران نشده.

-تله فیلم؟

ضامن,ماهی کوچولوها دعا می خوانند,خانم سوپراستار و

کرکس که هنوز اکران نشده زنده بی ریا با ارژنگ و بردیا که

 کار طنز می باشد و کبوتر جلد چنگوله که کار دفاع مقدسی

است به همین زودی پخش می شود و ((محله ی من)) که

 آخرین کار من است هفته گذشته ظبط آن تمام شد.

-با این سن کمی که دارید چقدر امیدوارید که یکی از 

 سوپراستار های سینما شوید؟

خیلی زیاد,طولی نمی کشد که این اتفاق بیفته,من به

 استعداد خودم شک ندارم.

-تا چه زمانی می خواهید به تحصیلات تان ادامه بدهید؟

ادامه می دم تا بشم یک آقای مهندس.

-رابطه تان با خانواده تان چگونه است؟

به خانواده علاقه شدیدی دارم پدرم اوایل مقداری تعصب

به خرج می داد می گفت که بشین درس بخوان تئاتر سخته

 و جای پیشرفت نداره مخالفت می کرد ولی بعد از پخش

 اولین تصویر از من نظرش عوض شد.والی در عین حال

 نصیحت ها و پندهای خودشان را نسبت به من فراموش نمی کنند.

-معدل دیپلم:

۱۸/۱۴

-چرا با این همه پیشرفتی که در حال حاضر در عرصه صدا و

سیما و تصویر با سینما و تلویریون در دنیا گفته اما برنامه های

 ما با آن پیشرفت ها خیلی فاصله دارند؟

رسانه جمهوری اسلامی یک سری محدودیت ها دارد در جهت

حفظ شئونات اسلامی که باید در خورشان اسلام باشد.این به

 خاطر حجت و حیای تلویزیون است.نمی شد گفت که

 پیشرفت تلویزیون غرب به خاطر بی بند و باریش هست بلکه

 به خاطر یک سری محدودیت های دیگری که ندارد.نه اینکه

 این محدودیت باعث پیشرفت تلویزیون بلکه به کندی

 پیشرفت دارد.یکی دیگر وجود آدم های کار نابلد یک سری از

 افراد خود را تهیه کننده معرفی می کنند یا حتی یک انسان

 کاملا حرفه ای در صورتی که اصل قضیه به آنچه

 می بینیم و احساس می کنیم منافات دارد.مثلا در تله فیلم

 ماهی کوچولوها دعا می خوانند شخصی به نام..... که خود

را تهیه کننده رسمی خانه سینما معرفی کرده بود و ادعا

داشت که با سرمایه گذار آقای.....با ضرر روبه رو شده

 و جناب آقای.....به خاطر عدم داشتن شخصیت حرفه ای

و اشراف نداشتن به شعور هنرمند هم از لحاظ مالی و هم از

 لحاظ انسانی مدیون افرادی مثل من,خانم امیر جلالی و آقای

 خلج و.....هستند.

-از دوران کودکی تان چه مسایلی را به یاد دارید؟

اتفاقات مبهم از کودکی به یاد دارم اینکه یک بچه بودم و

 شیطون بودم یادمه پدرم ایران نبود دست هر بچه ای که

 توی دست پدرش بود می دیدم می زدم زیر گریه از بچگی

 مستعد بودم(تعریف از خود نباشه)

-ویژگی های منحصر به فرد:

با دوتا دستم می توانم بنویسم بیلیارد خوب بازی کنم

 رانندگی ام حرف نداره موتور سواری خوب بلدم

سال2005 تافل زبان را گرفتم.آدم شوخ طبعی هستم.

با آدم ها خوب ارتباط برقرار می کنم نمی گذارم کسی از

من دلگیر بشه ادبیات من حرف نداره بازیگر خوبی هم هستم

(اغراق نباشه البته.......)فقط دوست دارم آقای کیمیایی,

کیا رستمی,بیضایی,حاتمی کیا.......منو پیدا کنند.البته

 یکی از ویژگی های منحصر به فرد من اینه که فروردینی هستم.

-نگاه تان به زندگی؟

زندگی برایم شیرینه خدا رو شکر راضی هستم.عمدتا مثبت

 نگر هستم.

-به خانواده ها چه توصیه ای می کنید؟

اینکه مراقب فرزندانشان باشند تا جایی که می شه

 حمایت شان کنند.از همه لحاظ یکی از دلایلی که با

خانواده ام خیلی رفیقم اینکه یک عالمه حامی من هستند.

-از نقش هایی که داشتید کدام یک از آن ها را بیشتر می پسندید؟

با اعتماد به نفس تمام می گم همه نقش هایی که

داشتم را دوست دارم.

-چقدربه شانس اعتقاد دارید؟

من نمی گم شانس من می گم لطف خدا.خدا بدجوری به

من رو کرده همیشه مدیون حرف های آقای حسن

 مصطفوی هستم که منو با خدا آشنا کرد که هیچ موقع

  فراموش نمی کنم.

-زیباترین جمله ای که به مردم می توانید بگویید؟

من جمله مرحوم خسروی شکیبایی را می گم:مردم بدون ما

 مرده اند ولی ما هنرمند بدون مردم مرده ایم. 

-دغدغه های امروزی آقای افشانی؟

انجام کارهای خوب سلامتی خانواده ام و سلامت رفتاری جسمی

 و فکری خودم.

-به فعالیت تان در طول دوران زندگی چه نمره ای می دهید؟

واقعا20.من بیست بیستم.

حرف آخر:

اینکه هوای خودتون داشته باشید به خانواده تان احترام

 بگذارید استعداد های خودتان را کشف کنید و خدا رو

فراموش نکنید. می خوام بگم:بابا دوستت دارم مامان

 عاشقتم خواهر هواتو دارم.

این عکسا از وب مونیکا جونه.

 

راستیییییی :  کی معدلشو چند شده؟؟؟؟(هر کی دوست داره بگه.البته

راستشو).من شدم:۹۷/۱۸ . و این خیییییلی بدهههههه!!!

از همه بد تر اینه که اسممو رو برد ننوشته بودن!!!!!!! رفتم با مامانم

 به مدیرمون گفتم(بعد از کلی جر و بحث)گفت(با عصبانیت)که:

ما نمیتونیم لیستو خراب کنیم.مامانمم گفت مهم اینه که باید

اسم دختر من رو برد باشه که نیست.!!!!!! حالا دیگه نمیدونم

 اسممو نوشتن یا نه .مهم نیست بابا بیخیال.

به گزارش خبرنگار جام جم، فیلم محله من به کارگردانی محسن ربیعی

این روزها در خیابانهای اطراف محله اختیاریه در حال تصویربرداری با

مدیریت رضا شیخی و تاکنون بیش از 50 درصد آن به پایان رسیده است.

داستان فیلم محله من، درباره چند نوجوان است که بیکاری آنها موجب

مزاحمت برای مردم شده است.

اهالی محل برای رفع این مشکل، خود دست به کار میشوند و میکوشند

تا به نحوی شایسته مشکل این جوانان را حل کنند.

در این فیلم بازیگران جوانی همچون :محسن افشانی -شهنام شهابی ،

مهدی ساکی، کیمیا باباییان، فرزانه نیکنام، عبدالله موقری و کامران تفتی

در کنار بازیگران پیشکسوتی مثل: عنایت بخشی، پوراندخت مهیمن و کاظم

افرندنیا ایفای نقش میکنند.

پیش بینی میشود تصویربرداری این فیلم تا دو هفته دیگر به پایان برسد.

برخی از عوامل این فیلم عبارتند از: علی هاشمی: دستیار اول و برنامه ریز

عهدیه مجدی: منشب صحنه، سلیم احمدی: صدابردار، مهکامه طریحی:

چهره پرداز، آبتین برقی: طراح صحنه و لباس، یحیی فروغی: تدوین گر و صداگزار

و کیان بابائیان: تهیه کننده. محله من به گفته سازندگان آن قرار است پس

از آماده شدن از شبکه3 سیما پخش شود

اینم عکساش:

اینا از وب(بهناز جونو پریچهر جونم )بود.ازشون ممنونم.

خیلی وقت بود میخواستم اینا رو براتون بذارم.فک کنم همتون مصاحبه ی محسنو

با مجله ی سینمای امروزدیده باشین.

منم خبرشو اولین بار از وب تبسم و پارمیدا

خوندم.روز بعد هم که روزه امتحان زیستم بود خیلی شنگول

(چون امتاحانمو خوب داده بودم) رفتمو با دوستم مجله رو خریدم.

خیلی جالب بود رفتیم دمه دکه ی دمه مدرسمون .من طبقه ی بالاشو

 نگاه میکردم دوستمم طبقه ی پایینو. مجله درست جلوی چشمم بود

ولی انقدر که حول بودم ندیدمش . مرده اومد مجله رو بهم داد . منم انقدر

ضااااااااااااااااااااااااااایع شدم. عشقه دیگه چی کارش میشه کرد؟

 

در یکی از وبلاگ هایی که مربوط به سریال بازپرس میشه (WWW.Bazpors123.Blogfa.Com) فیلم نامه

قسمت اول مجموعه بازپرس رو دیدم . لینکش رو در پایین براتون گذاشتم . نمی تونید دانلود کنید . صبر

کنید تا به طور کامل لود بشه اونوقت می تونید بخونید .

همونطور که تو فیلمنامه نوشته حمید (محسن افشانی) از سکانس ۳۰ وارد میشه .

این فیلم نامه فقط برای قسمت اول فیلم هست و شما می تونید جزئیات ابتدائی داستان رو متوجه

بشید . البته صد در صد جذابیت خود فیلم و هنرنمایی زیبای هنرمندانش رو نداره.

فیلمنامه سریال بازپرس (قسمت اول)

خبر بعدی هم اینکه طبق گفته شبکه خبری برنا : تدوين فيلم سينمايي "کيميا و خاک" توسط نازنين

مفخم که از اواخر ارديبهشت ماه آغاز شده بود در حال حاضر از نيمه گذشته است و تا اواخر خرداد به

 پايان مي رسد.

فيلم سينمايي" کيميا و خاک" که از توليدا ت بنياد سينمايي فارابي در بهمن ماه سال 87 ميباشد، بعد

از به پايان رسيدن کليه مراحل فني اواسط تيرماه در سينماهاي کشور به نمايش عمومي در خواهد آمد.

 این مطلبه زیر از وب سارا جونمهههههه.

 حالا بریم سراغ معنی عشق:

عشق یعنی سوختن ولی هیچکس این سوختنت رو نمی فهمه...حتی اون معشوقت...

 تعریف عشق :


دبیر زیست شناسی:عشق مرضی است که میکروب آن از چشم وارد بدن میشود !!!


دبیر شیمی:عشق تنها اسیدی است که در قلب اثر دارد!!!


دبیر دینی:عشق موهبتی الهی است که خداوند به بندگان خود هدیه داده است !!!


دبیر ریاضی:نسبت عشق به بدن مثل خون است به رگ!!!


دبیر ادبیات:عشق باید مانند عشق لیلی و مجنون پاک و استوار باشد!!!


دبیر ورزش: عشق توپ فوتبالی است که به دروازه ی هر قلبی اصابت می کند!!!


از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.


از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت…


گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.


از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .


از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد

خوووووووب تموم شد.

نظر یادتون نره هااااا....بای بای

تولدت مبارک گلم

سلام بچه هاااااااا.!!!

خدايا ببخش اگر هميشه روي بوم زندگي با رنگ هاي سياه و خاكستري نقاشي كشيدم.ببخش اگر در آفتابي ترين روز هاي عمرم خورشيد را ناديده گرفتم و آسمانم را ابري كشيدم.و روي تمام خاطرات قشنگم خط قرمز كشيدم. خدايا ببخش اگر باديدن ستاره باران آسمان عاشق نشدم و سبد سبد ستاره نچيدم.ببخش اگر لا به لاي صفحه هاي زمستاني تقويم زندگي ام گم شدم و به بهار نرسيدم خدايا ببخش اگر در روزهاي زيباي تابستان چون پاييز ماتم گرفتم.ببخش اگر در گذر از پيچ و خم هاي زندگي هميشه به بن بست رسيدم و فراموش كردم راه آسمان هميشه باز است.

اینم بقیه عکسای بازپرس:

48b7e1.jpg

....

afshanie6d3e.jpg

 کیمیا و خاااااااک و تصویری از محسن و حسین یاری:

  محسن افشانی وحسین یاری درنمایی از کیمیا و خاک

البته از وب زهرا جون.

عباس رافعی در مصاحبه ای که با خبر گذاری ایر نا انجام داده عنوان کر ده  که: در يکي

 ديگر از اپيزودهاي فيلم "کيميا و خاک " به نقشه امراي ارتش و آمريکايي‌ها براي کودتاي 

 نظامي در ايران پرداخته شده است.  کارگردان فيلم "کيميا و خاک" با تاکيد بر فضاي مستندگونه

 اين فيلم تصريح کرد: در اين فيلم سعي کرده‌ايم تا آنجا که امکان داشته در روايت داستان

 و کارگرداني فيلم رويکرد مستندنما داشته باشيم و گريم‌ها و فضاهاي فيلم نيز همين‌گونه است .

رافعي در ادامه گفت‌وگوي خود با خبرنگار ايرنا، ساخت فيلم درباره پيروزي انقلاب اسلامي را

سخت توصيف کرد و گفت: با توجه به اينکه تمام فضاهاي شهري، ساختمان‌ها، ماشين‌ها

 و نوع پوشش مردم نسبت به 30 سال قبل تغيير کرده بنابراين ساخت فيلم درباره

 پيروزي انقلاب اسلامي و به تصويرکشيدن فضاهاي آن دوره سخت شده است.

وي درباره انتخاب نام "کيميا و خاک" ، افزود: اين فيلم درباره آدم‌هايي است که

خاک ايران را کيميا تبديل کرده‌اند و در پيروزي انقلاب اسلامي و ورود به يک دوران جديد 

 براي ايران نقش اساسي داشته‌اند "


سریال بازپرس که محسنم توش بازی میکنه به کارگردانی مهدی فخیم زاده

در حال فیلم برداریه که فیلم برداریشم توی پارک چیتگر انجام میشه.

اگه آقای فخیم زاده رضایت بدن که قسمت هایی که گرفته شده روی آنتن بره

میتونیم توی پاییز شاهد این سریال باشیم ولی در غیر این صورت باید تا

 سال ۸۹ منتظر بمونیم.!!!!!!!! چون فیلم برداریش ۱۰ ماه طول میکشه!!!!!!....

 این سریال در ۲۵ قسمته ۴۵ دقیقه ای از شبکه ی دو پخش میشه.

اول عکس محسن جوووووونم تو این سریال که از وب الناز جونمههه:

ببینید چه چشمای نازی دارهههههههه!!!!

اینم چنتا عکس از محسنو سیاوش که از وب هانیه جون:

اول محسن جونم و سیاوش:

اینم سیاوش:

6e8xs4vfhaucgzup579.jpg

30gbiez80cp3nt8x3wlh.jpg

www.mercde-sanaz.blogfa.com

یه خبر عجیییییییییییییییییییییب!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید باورتون نشه ولی سعی کنید باور کنید!!!! میدونید امروز(۴ شنبه) تو مدرسه ما

کی اومده بود؟؟؟؟!!! اگه گفتین؟!

یه نفر که به گفته ی خودش با سیاوش خیرابی نسبت داره!!!!!!

بله یه کی از بازیگرا که همهمون میشناسیمش....!!!!

مینا لاکانی !!!!!!!!!!(عمه ی پویا و بهرام)  امروز مینا لاکانی اومده بود

مدرسه ما وبا بوفه دارمون یعنی خانم صادقی خواهر بووووووود!!!!!!

ما زنگ آخر شیمی داشتیم که بعد از امتحانمون معلممون رفتو ما هم رفتیم تو حیاط

البته از زنگ دوم میدونستیم که خانم لاکانی اومده ولی نشد بریم ببینیمش!!!

وقتی رفتیم تو حیاط دیدیم رفته تو بوفه پیشه خانم صادقی نشسته. چون بوفه کسی نبود

رفتیم پیششو  من ازش پرسیدم شما با خانم صادقی چه نسبتی دارین؟؟؟؟!!!!

گفت من خواهرشم!!!!!.تازهههههههههههههههههههه یه چیزه باور نکردنی هم گفت:

گفت که سیاوش پسر داییشه!!!!!!!  خودش اینو بهم گفتا

البته ما ازش پرسیدیم چه خبر از محسنو سیاوش ؟گفت: هیچی! من با

محسن افشانی نسبتی ندارم ولی سیاوش میشه پسر داییم.!!!!!!!!!!

 خلاصه ما همه دهنمون ۵ متر واز مونده بود!!!!

بعد ازش امضا خواستیم ولی نداد . بعد که زنگه خونه خورد و دید همه ی

بچه ها حمله ور شدن شروع کرد به امضا دادن. دوسته منم سپیده خودشه

به زور از بین بچه ها رسوند دمه بوفه . منم دنبالش رفتم بعد هم سپیده

هم من ازش امضا گرفتیم. سپیده میگفت خوب شد حالا از این به بعد

میتونیم از طریق خانم صادقی و مینا لاکانی با سیاوش ارتباط

داشته باشم !!!!!! منم گفتم به همین خیال بااااااااااش.!!!!!!!!!

اینم عکس امضاش برای من

البته دست خطش یه کمی ناخواناست.نوشته:

مهدیه جان شاد باشی. زیرشم نوشته مینا لاکانی.:

خوب دیگه تمووم شد. حتما نظر بدیناااااااا. تو همین قسمت نظر بدین.

منتظرماااااااا. اینم یه عکس از سیاوش از وب سارا جونه:

بای بای


تولد محسن جونمو به همتون تبریک میگم.

محسن جون ایشالا ۱۰۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشی

و هیچ وقت برات مشکلی پیش نیاد. اگه مشکلی پیش اومد

به خودم بگو اگه تونستم حلش میکنم.

محسن جون اگه میخوای  بدونی که  چه قدر دوست دارم  فقط کافیه

به آسمون نگاه کنی اولین ستاره ای که تو آسمون بهت چشمک زد بدون که منم.

و اگه دفعه ی بعد دیدی که  همون ستاره  دیگه نبود بدون که از دوریه تو مرده.

دستتو بزار رو نبضت و بدون با هر یک بار زدن نبض تو ۱۰۰ بار

بهت گفتم دوست دارم.

پس  بیستمین بهار سبز زندیگتو هم به خودم هم به

 خودت تبریک میگم گلم.

اینم یه عکس از سیاوش از وب سارا جون:

اینم دانلود پسر ها سرباز به دنیا نمی آیند:

دانلود

دانلود

دانلود

اینم از عکسای عکسای جوووووووووووونم:

IMG01e3205.jpg

IMG0383b7b.jpg

IMG0270369.jpg

خوووووووب. تموم شد. نظر یادتون نره هاااااا.

بای بای.

عیدتون مبارک

سلاااااااااااااااااااام. ببخشید که دیر آپ کردم. رفته بودیم مسافرت.
 
خب بالاخره پسر ها سرباز به دنیا نمی آیندم دااااااااااااد.
 
 
 
خوب اینم یه عکس دیگه از سیاوش که از وب سارا جون:
 
 
اینم چنتا عکس جدید از این فیلم که از وب درسا جونمه:
 
 
 
 
 
ممنون از سارا جونو درسا جون.
 
سال نو مباررررررررررررررررررک.....
امیدوارم سال خوبی داشته باشین . سالی سرشار از امیدو
محبت و مهربونی سعی کنید هیچ کسی رو از خودتون نرنجونین.
به قول دوست عسیسم نیلو گذشته ها گذشته ولی گذشتس
که آینده رو میسازه. پس سعی کنید اگه گذشته بدی داشتین
اون رو برای خودتون تجربه قرار بدین تا دیگه اون
خاطرات تلخ تکرار نشه.
 
 
 
 
اینم چنتا عکس و مصاحبه ی نوروزی محسن توی مجله ی  خانواده سبز
 
اول مصاحبه:
 
 سال 87 یک سال شیرین

سال 87 روی هم رفته خیلی خوب گذشت انگار خدا به من رو کرده بود ...از همون اول سال که برنامه "سلام بهار" رو اجرا کردم درگیر کا بودم البته کارهای خوب.

به نظرم"ترانه مادری" نقطه عطف این سیر کاری سال 87 باشد...هر چند که اولین کار بود و هنوز منحنی شکل نگرفته،اما همین کار تاثیر زیادی در روند کاری ام گذاشت...البته این چندتا کار جدیدی هم که بازی کردم رو خیلی خیلی دوست دارم.

                                   همبازی شدن با حامد بهداد

اسفند ماه در یک فیلم سینمایی بازی کردم به نام "کیمیا و خاک" به کارگردانی آقای رافعی که با حامد بهداد، آزیتا حاجیان،حسین یاری،سیاوش تهمورث،امیر آقایی و...همبازی بودمدر این فیلم با یک گریم کاملا متفاوت حضور دارم همچنین در سریال آقای فخیم زاده که بعد از اتمام تصویربرداری کیمیا و خاک کلید خورده ایفای نقش کردم.طبق عادت،دوست ندارم درباره نقش خیلی صحبت کنم  چون فکر می کنم جذابیتشو از دست می ده فقط در همین حد بگم که خیلی دوستشون دارم و از همون اول ارتباط وحشتناکی باهاشون برقرار کرده بودم. فعلا،هم سینما و هم تلویزیون یعنی فکر می کنم هنوز خیلی مونده تا بتونم تصمیم گیری کنم...یک بازیگر باید چهار تا سابقه بزرگ و خوب داشته باشه بعد انتخاب کنه یعنی باید اول ببینه به درد کدوم می خوره...البته واضح و مبرهنه که من به درد هر دو می خورم...در هر حال خودم دوست دارم و البته سعی می کنم در آینده گرایش پیدا کنم به سینما هر چند تلویزیون رو هم برای همیشه ترک نخواهم کرد.

                              دلم هوای کیوان رو کرده

حرف اجرا و اون روزا شد باید بگم که چقدر دلم برای دوست خوبم کیوان تنگ شده...

مدتی پیش هم برنامه "عصر بخیر بچه ها" با اجرای خوبش روی آنتن رفت. اون برنامه به هر دوی ما پیشنهاد شده بود که من نرفتم و کیوان هم چندتا برنامه اش رو بیشتر اجرا نکرد.آخرین خبری که ازش دارم اینه که تو سریال آقای مقدم بازی میکنه...

                                       سخت ولی ممکن

سریال روتین رو با تموم سختی هاش دوست دارم البته اگر به دلنشینی ترانه مادری باشه.هر چند مشکله به طور صد در صد پیش از ساخته شدن کار،اینو گفت اما به هر حال با خواندن فیلمنامه تا حدودی میشه پیش بینی کرد،اگرچه پیش بینی سخته ولی ممکنه!

                             هفت سین؛یک سنت قشنگ

عاشق سفره هفت سین چیدن و لحظه سال تحویل پای هفت سین نشستنم،امسال هم اگر سر کار نباشم حتما طبق سنت این کار را تکرار خواهم کرد...هفت سین یکی از قشنگترین سنت های ماست.

                                    عیدی های بابام!

همیشه قبل از سال تحویل،من و خواهرم پیگیر میشدیم که امسال از بابا چقدر عیدی می گیریم! این موضوع سوژه سرگرمی هر سالمون شده بود...یک سال که بیشتر از چیزی که انتظارش رو داشتیم می گرفتیم کلی کیف می کردیم اما یک سال دیگه که کمتر از حد تصور ما بود و حسابی می خورد تو برجکمون خودمون رو دلداری می دادیم که اشکال نداره،در عوض برکت داره و...

                                     پویا؛یک بچه ننه

یکی از انتقاد هایی که حین پخش ترانه مادری ازم می شد،این بود که چرا به لبام فرم می دم، همون چیزی که تو برنامه "ماه محبوب" مطرح شد اما من برای اون کار دلیل داشتم،یعنی اون کار برای شخصیت پویا بود برای یک پسر لوس و مامانی وگرنه من به شدت انتقاد پذیرم و حرف همه رو گوش می کنم...

                                   بالاخره قبول شدم

بالاخره با تلاش زیاد،همون رشته ای که می خواستم،یعنی مهندسی مکانیک گرایش حرارت سیالات قبول شدم.اما ترم اول به دلیل اینکه پخش ترانه مادری تازه تموم شده بود و همه منو خوب یادشون بود وقتی می رفتم سر کلاس بلوایی می شد تماشایی! برای همین با مشورت با رئیس دانشگاه و اساتید تصمیم گرفتم یک ترم مرخصی بگیرم.

                           عقاید بهدادی!

طول نقش اصلا برام مهم نیست...عاشق اینم که سه تا سکانس بازی کنم اما به یاد موندنی و خوب ظاهر بشم و به اصطلاح لنز دوربین رو بترکونم...دوست ندارم بگن محسن افشانی نقش رو میذاره رو ترازو بعد انتخاب می کنه. بعضی ها فکر می کنن چون بهداد هم این نظر رو داره،منم اینو میگم...در صورتی که اصلا این عقیده اش رو نمی دونستم بالاخره گرایش دیگه...من حامد رو دوست دارم.

                                       عاشق مسافرتم

به شدت عاشق سفر کردن و مسافرت رفتن هستم. از هر فرصتی برای تغییر آب و هوا استفاده میکنم یا تنها یا با دوستام. خیلی وقتا هم این تصمیم بدون پیش زمینه و کاملا اتفاقی می افته٬ مثل چند وقت پیش که به خودم گفتم محسن بزن بریم شمال...صبح زود راه افتادم جاده چالوس...شب هم برگشتم.

 تو ترکم

در مورد اجرا هم باید بگم که تو ترکم. از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم که دیگه اجرا نکنم تا قضیه ماه رمضان پیش آمد که اون برنامه رو تا شب دوازدهم اجرا کردم و بعدش به دلیل اینکه قرار شد با اجرای مشترک من و احسان علیخانی روی آنتن بره و احساس کردم فضای برنامه تغییر میکنه ترجیح دادم برنامه رو ترک کنم.

اما برنامه های دیگه ای مثل بوم سفید و با اجرا های دیگه رو کلا کنار گذاشته بودم این تصمیم که دیگه اجرا نمیکنم قطعیه٬ البته ممکنه یک برنامه خیلی خوب پیشنهاد بشه که نتیجه خوبی داشته یعنی شاید در سال یک اجرا...بد نیست!

در ضمن برنامه های تولیدی مثل "ایستگاه نوآوران" *و "دیار" هم اجرا کردم که هنوز پخش نشده.

اجرا یعنی تپق زدن

برای فیلمبرداری ترانه مادری چون من و سیاوش جز نقش های محوری بودم از ساعت ۶ صبح می اومدیم سر کار تا ۹ شب٬ برای همین فشار کاری زیادی رو تحمل کردیم. با توجه به اینکه اولین کار بلندی بود که انجام میدادم و عادت نداشتم زیاد اذیت شدم.فکر کن بدون هیچ تجربه ی کار بلند اینطوری با این حجم کاری رو به رو بشی. اجرا هم روتین بود و هر روز باید میرفتم اما نهایت وقتی که از ما گرفته میشد سه ساعت بود تازه تپق و سوتی هم که بخشی از کارمون بود یعنی تموم کار ما با همون تپق زدن ها قشنگ میشد نیاز به برداشت مجدد نداشت.

پرسپولیسی ام

ورزش کردن رو خیلی دوست دارم....مدتی هم هست که به تربیت بدنی سازمان میروم برای بدنسازی و شنا. اما برای تماشا فوتبال رو ترجیح میدم البته نه اینکه تموم دغدغه ام این باشه و همه بازی ها رو دنبال کنم اما ذاتا یک پرسپولیسی ام...چند وقتی است که از طرف پیمان ابدی دعوت شدم برای حضور در تیم فوتسال هنرمندان البته این تیم با تیم فوتبال باشگاه هنرمندان فرق داره...در این تیم حمید حامی٬ حمید عسگری٬ پیمان ابدی و...عضو هستند.

درس در اولویت

وابستگی زیادی به خانواده ام دارم٬ بنده های خدا به دلیل حضور نداشتن من تو خونه خیلی اذیت میشن٬ همین چند وقت پیش بود به دلیل اینکه سر کار بودم سه روز تموم پدرم رو ندیدم٬ داشتم از دلتنگی می مردم. من همیشه عاشق حرفه ی پدرم بودم یعنی طراحی دکوراسیون داخلی و صنایع چوبی. یادم میاد شش ساله بودم به بابام اصرار میکردم که من رو با خودش ببره سر کار٬ اما هیچوقت این کار رو نمیکرد و میگفت: تو هنوز بچه ای و باید بخوابی....برای همین هر وقت از خواب بیدار میشدم میدیدم باز رفته. یادم میاد یه روز صبح قبل از بیدار شدنش رفتم نشستم بالای سرش تا بیدار شد گفتم" من آماده ام بریم. دیگه مجبور شد که منم ببره.

از ۱۴،۱۵ سالگی به طور حرفه ای این کار رو انجام دادم و شاید از حرفه ای ترین کارگران اونجا هم حرفه ای تر کار میکردم. خیلی این کار رو دوست دارم حتی بیشتر از بازیگری! اما برای من همیشه درس اولویت اول بوده برای همین زمانی که این کار از من میگیره مانع میشه که دنبال درسم برم.

 
 
DSC0017614335.jpg
 
DSC001791fed0.jpg
 
MohsenKSABZca75e.jpg
 
حالا از سیاوش:
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 و خدایی که در این نزدیکی است

نمی دانم چه بنویسم تا بیان کند هر انچه را که نمی توانم بگویم  می دانی جملات من چون گلی است که نه قرمز است و نه عطر می افشاند چرا که ریشه های آن از صخره های سخت جز تلخی نصیبی نبرده است. دیروز من جهنم،امروز من کمی با غم و آیا باز هم فردای من مجهول است؟

                      چه روزگار غریبی است...

بی آنکه بدانم چرا قلم در بیراهه غرور راندم تا مرحمی باشد به دل زخم خورده ام !کاش...

و من در انتظار سیاهی گیسوانت در سپیدی خواهم نشست و دستان کوتاهم را به خورشید خواهم دوخت تا روزی که بیایی برای همیشه بیایی!

و من آن روز را انتظار می کشم...

»تقدیم به همه اونایی که سکوتشون پر از فریاد...«

 

 

در آخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان آسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه تو آن را
از من مي ربودی بر لبانت
زينت بست.
و به آرامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
آسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و....

و در آخر:

رنگین کمان ازآن کسانی است که تا آخرین قطره زیر باران میمانند

خوب . نظر یادتون نره هاااااااا. راستی منتظر یه

آپ توپ واسه تولد عشقم(محسن) باشین.!!!!

بای بای

دانلود و عکس

 
 
تله فیلم پسرها سرباز به دنیا نمی ایند 4 فرودین 88 از کانال 3 (سه) پخش میشه.
 
 
اینم چنتا عکس از سیاوش:
 
 
 

صحبتهای سیاوش با کانون خانواده در باره عید

خوشحالم از اینکه امسال توانستم به یکی از ارزوهایم برسم

و از خدا ممنونم که کمک کرد تا یک گام موفقیت امیز دیگر در

زندگی ام بردارم و برای همه مردم عزیزی که در این سال

تشویقم کردند و مرا مورد مهر و محبت خود قرار دادند

ارزوی سلامتی و سال خوب دارم.به نظرم باید کاری کنیم

که بیش از همه به بچه ها خوش بگذرد چون عید مال انهاست

اینم دانلود یه قسمت از ترانه ی مادری

دانلود فیلم...

و اما....

 
قضیه ازدواج سیاوش(توو مجله ستایش)از وب تانیا جون

لطفاشوکه نشیدوسوال نکنیدکه آیااوبرای ازدواج جوان نیست؟خیلی

هاهستندکه درسن۲۴سالگی ازدواج می کنند.اتفاقابه نظرماکارخوبی

هم می کنند.اصلااگرخوب به اطرافیانتان توجه کنیدمتوجه میشوید به

طور کلی آنهایی که زودترازدواج می کننددرمجموع آدم هایی موفق تری

هستند.حالاهم سیاوش خیرابی تصمیم گرفته درسال آینده ازدواج کند

ازگوشه وکنارشنیده ایم اودراین ابطه به دوستان نزدیکش خبرداده وبه

قول معروف ازآنها خواسته کت وشلوارهایشان رابدوزندکه سیاوش خان

به زودی رخت دامادی برتن می کند.این که عروس خانم کیست وتاریخ

دقیق ازدواج اوچه موقعی است خبرنداریم امااین که سال ۱۳۸۸برای

سیاوش خیرابی پایان دوران مجردی است قطعی شده وبایدمنتظراخبار

جالب دیگری هم ازاین جوان سینمای ایران باشیم.

ماضمن تبریک به خیرابی برای اوآرزوی موفقیت وخوشبختی می کنیم و

بابت این تصمیم خوبی که گرفته اوراتحسین میکنیم.

پایین صفحه:

توجه..............................توجه........................توجه.................

تمام ۵خبری که دراین صفحه خواندیدبدون شک شماراشوکه کرده است

هرکدام ازاین خبرهابه تنهایی می تواند سبب شوکه شدن علاقمندان

به عرصه هنرگردد.اماحالاکه خوب شوکه شدیدبایدخدمتتان عرض کنیم

که به سنت هرساله که که دروغ ۱۳باب است ومجلات ورسانه هاازاین

طریق باخوانندگانشان شوخی می کنندمانیزدراین روزهای اسفند به

یشواز۱۳فروردین رفتیم وبا۵دروغ۱۳تلاش کردیم باشماشوخی کرده

باشیم شایدلبخندی برلبانتان بنشانیم.خب شایددیگرلازم به توضیح

نباشدکه نه مصطفی زمانی وکتایون ریاحی باهم مشکلی دارندوقهر

کرده اند،نه هدیه تهرانی قراراست برای زندگی کردن راهی آفریقاشود،

نه بهرام رادان درفیلمی فرانسوی بازی خواهدکرد،نه گلزارکنسرتی می

 دهدونه سیاوش خیرابی قصدازدواج دارد.این همه دروغ۱۳بووبس!

برای همه ی شماخوانندگان عزیزسال خوبی راآرزومندیم وبرای آقایان:

گلزار،رادان،زمانی وخیرابی وخانم ها:کتایون ریاحی وهدیه تهرانی نیز

سال۸۸راسالی پربارخواهانیم.امیدواریم که این دروغ های۱۳رابه دل

نگیرندوتحمل این شوخی هاراداشته باشند.سال نومبارک...........

پس دیدین که همش یه شوخیه مسخره بود؟؟؟؟

 
(((((((شايد يه کسي شبها برا ي ا ينکه خوابه تو را ببينه به خدا التماس مي کنه !
 شايد کسي به محض ديدن تو دستاش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه !
 مطمئن باش که کسي شبها به خاطر تو در دريايي از اشک مي خوابه ولي تو اون
را نمي بيني))))))

سلااااااااااااااام . خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟

اینم یه سری دانلود و عکس تووووووووووپ:

كلیپ فوت مادر جون....ب در خواست ؟؟؟جون

دانلود

اینم اونجایی ك بهرام و پویا اولین با همو دیدن

و همدیگه رو در آغوش میكشند(یوووووق حرفیدنه منو!!!)

دانلود

این یكیم همونجاست ك بهرام ب پویا میگه مغز فندقی

دانلود


اینم از دانلود ماهی كوچولوها دعا می خونن البته از وب

www.abitar-darya.blogfa.com

گرفتم اما كیفیتش جالب نیست چون با mob گرفته شده

 

بابای رومینا

 اینم سیاوش از وب سارا جون:

 توی ماشین خوایش برده بود ویکی از سندا از توی پروندهه افتاده بود

 بیرون و....

کلیک کنید

احسان و بروبچ رفته بودن بیمارستان رومینا رو ببینن...

کلیک کنید

شب بود و داشتن واسه رومینا دعا می کردن...

کلیک کنید

کلیک کنید

احسان می خواست با اون یارو اخگر دعوا کنه...

کلیک کنید

عمو علی به احسان میگه :چاییت آماده شد؟؟؟

کلیک کنید

 

اینا هم از وب شهرزاد جون بود . ممنون گلم.

خوووووووب . تموم شد . نظرررررر یادتون نرههههههه!!!!

 دوستون دارم . بای.

جدید...!!!!

عکسای سیاوش:

 

 

 

 

 

 

 

  

 
 
 

حالا محسن جون خودمممممممممم:

الهی چه خوشگله...!!!!

 

مهدي صارمي ومحسن افشاني...

خوووووووووب نظر یادتون نره هاااااااا.

این عکسا هم از وب سمانه جونم بود. ممنون گلم.

چنتا عکس توپ و دانلود

سلام بچه ها . ببخشید که دیر آپ کردم

           www.30yavashkheyrabi.blogfa.com

و اما این هم ادامه تلخون

      

دانلود تلخون (1)

دانلود تلخون (2)

دانلود تلخون (3)

دانلود تلخون (4)

دانلود تلخون (5)

و این هم ادامه چشم انداز:

         

دانلود چشم انداز

و این هم تم سیاوش خیرابی برای گوشی سونی اریکسون با تشکر از مریم عزیز

Download File  تم اول

Download File تم دوم

حالا بریم سراغ عکسا و بقیه چیزا...

اول عکسای سیاوش تو حس پنهان:

 

این پایینیا هم که البته از وب سارا جونه:

 

این ۴ تا عکس پایینم از وب ساناز جونه

49n9sy7o35iidjdz6zk.jpg

  

www.30yavashkheyrabi.blogfa.com

حالا محسن جووووووون خودم . این لباسه رو که پوشیده

میبینید ؟ من براش خریدم . اون لباس آبیشم که همش تو ماه محبوب

میپوشیدم من واسش خرید بودم واسه همینه که انقدر دوسش داره!!!!!!...

اینم از وب گلناز جون:

 


mohsen
 
m.m   
 
 
 
الهی دورش بگردمممممم چقدر خوشگلههههه.......
 
 

خب بریم سراغ ترانه مادری.

این اون قسمتی هستش که پویا به بهرام میگه تا حالا عاشق شدی؟!

                 

دانلود قسمت بالا

این اولین قسمت اشتی بهرام و پویا هستش که میخندن

                 

دانلود قسمت بالا

این اون قسمتی هستش که بهرام و سینا و فرخ دارن صبحانه میخورن و بهرام به فرخ میگه این همه وسیله تو ی ماشین جا میشه و ....

                  

دانلود قسمت بالا

این هم که معلومه همون جایی هستش که عشق است و .... میخونه تو قسمت اخر.

                    

دانلود قسمت بالا

این هم قسمت دوم هستش که بهرام به پویا میگه بهت گفته بودم اینجا مار داره!

                  

دانلود قسمت بالا

و این هم ۲ قسمت دیگه از چشم انداز:

                

دانلود چشم انداز قسمت سوم

دانلود چشم انداز قسمت چهارم

تموم شدددددد . خیلی باحال بودن مگه نه؟؟!!

نظر یادتون نره هااااااااااااااااااا.

کلیییییییییی عکس جدیدو دانلود و شععععععععر

سلااااااام . سه تا عکس باحال از سیاوش:!!!!!!!

از وب سارا جوووون:

www.30yavashkheyrabi.blogfa.com

سیاوش خیرابی

این شعر مخصوص محسن جوووووونمو سیاوشه:

ماجرا از وقتی بود که مادوتا شروع شد

یه پسر چشم آبی غلغله ای به پا شد

یکی میگفت عینکش وای که دورش بگردم

بعدش سلام بهار داشت انگار مهره ی مار داشت

تبلیغ فیلم که میکرد توی دل هرکسی غوغایی به پا میکرد

طرف کتو شلواری تو ترانه مادری

وقتی که فیلم شروع شد دیدن که اون تنها نیست

یه پسر خوشتیپ که نمرش بود بیسته بیست

تو فیلم اسمش بهرام بود خوشتیپ تر از پویا بود

چند روزی بود که اسمش ورد زبونشون بود

یه چند روزی محسن جون مجری برنامه بود

وقتی گذشت یه چند روز یهو گذاشت رفت بیرون

عجت ضد حالی بود یه ضدحال ناجور

عده ی زیادییییییی طرفدار پیدا کرد اون چشم آبی

ولی بیشتر مردم میگفتن سیا خیرابی

یه روز فاطی به من گفت کدوم یه کی بهتره؟

مونده بودم چی بگم. کدومو بگم بهتره!!؟؟

خوب که فکرامو کردم نتیجه گیری کردم

میگم به لجه فاطی فقط محسن افشانی


داد نزن ...

سکوت که باشی می شنوم ... من بی تو شاعر نبودم که بی من عاشق شدی...خودت را زدی به جاده...

خودم را زدم به در به دیوار به کتابها... وگفتم بی تو شاعرم... بی تو زندگی زندگیست...

شب شدم پوسیدم و سیاه گودالهای چشمم را سرمه کشیدم خندیدم وشاید صدای منفجر شدن بغضم

و پوکیدن مغزم را دختر همسایه شنیده بود...

اما باور کن ...             

بی تو هیچ وقت عاشق نبودم...

از وب پریچهر جون بود (با کمی تغییر)

نظررررر یادتون نرهههههه...!!!


حالا بریم سراغ عکسا که کلییییییی کار داریم:

پشت صحنه ترانه مادری

 

سیاوش خیرابی در کنسرت محسن یگانه

سیاوش خیرابی در کنسرت محسن یگانه

 sss-935

  

اینم یه عکس از محسن تو : ماهی کوچولوها دعا میخوانند:

اینم تو جشن غدیر:


اینم چنتا  دانلود باحااااال:

دانلودبرنامه ی چشم اندازباحضورسیاوش خیرابی

چشم انداز1

چشم انداز2

ودانلودچندتاقسمت ترانه ی مادری که ازوبه مرسده جون برداشتم

چه فیلمی؟؟اهلا..! دهنتو کاهگل بگیرم؟؟

دانلود

اره..؟؟ راه افتادی.مهندس...

دانلود

سف خانوما اونور بی زحمت

دانلود

اینم کلیپ جشن ویژه عیدسعیدقربان

دانلود

خوب دیگه تموم شد

خواهش میکنم من که کاری نکردم .

نظر یادتون نره هاااااااااااااااا. !!! تا اپ بعدی باااااای.               

دانلود و کلییییییی عکس جدید و ...

                                                                                       

 عید همه مباررررررررک

برین حال کنین با این ۳ روز تعطیلی  من که تو حال به سر میبرم

فقط امیدوارم تو حالم نزنن...


اینم عکس محسنو سیاوش که البته از وبلاگ ستایش جونه....

 


حالا محسن جووووووونمممم

 

الهییییییییییی چه خوشگلهههه 

قربونش بششششششششششششم الهییییییی.......

 

به به اینم عکساش...

  

دانلود برنامه چشم انداز با حضور محسن

و این هم اون قسمتی که بهرام و فرهاد و پویا تو بیمارستان بودن و بهرام با پلیس و خانم ادیب حرف میزد که توی دو قسمت واسه دانلود گذاشتم که حجمش کمتر باشه...

دانلود قسمت اول

  

دانلود قسمت دوم

این هم اون قسمتی که بهرام اینه ماشین خانم ادیب رو میشکونه....

دانلود قسمت شکستن اینه ماشین خانم ادیب

 

اینم دانلود بازی سیاوش تو حس پنهان:

دانلود بازی سیاوش تو حس پنهان

       


خب دوستان عسیسم اینم یک عکس از تله فیلم پسرها سرباز به دنیا نمی ایند              

               
به عکسی که هم اکنون براتون میذارم دقت کنید

 


 

http://irapic.com/uploads/1227844709.jpg

حاشيه سياوش خيرابي رو دوست داره يا سياوش خيرابي حاشيه رو؟

من فكر ميكنم هيچ كس از حاشيه خوشش نمياد ولي خب به نظر خودم هم در اين مدت حاشيه هايي اطرافم بوده كه آخرين مورد هم همن شايعه به كما رفتنم بود كه وقتي اين خبر رو براي اولين بار از زبان آقاي سهيلي زاده شنيدم خيلي جا خوردم و حتي اين شايعه تا جايي قوت گرفته بود كه اس ام اس هاي تسليت براي خانواده من ارسال مي شد

بعد از ترانه مادري در تله فيلم"مرد مجهول"بازي كردي كه پخش نشد،از دليل عدم پخش اين تله فيلم مطلع هستي؟

اين فيلم يك سري مشكلاتي داشت و يك سري ايراداتي به فيلم گرفته شد كه بعد از حل اين مشكلات و ايرادات به احتمال زياد در جشنواره فيلم پليس شركت خواهد كرد.

خيلي ها معتقد هستند كه حضور بيش از حد يك بازيگر در تله فيلم به كيفيت بازي او لطمه ميزنه،وتو هم در اين مدت كم تله فيلم كار نكردي،نظر خودت چيست؟

بله،به نظر من هم زياد بازي كردن در تله فيلم خوب نيست و به همين دليل بعد از پايان "پسرها سرباز به دنيا نمي آيند" چهار پيشنهاد تله فيلم داشتم كه هر چهار پيشنهاد را رد كردم و تصميم دارم كم كم وارد سينما بشوم كه يك پيشنهاد سينمايي هم دارم هنوز در حد حرف هست.

از بازيگري دنبال چي هستي؟

مهمترين موضوع براي من كار خوب انجام دادن هست و بعد از آن ماندگاري و در نهايت مسائل مالي

به نظرت چرا محسن مثل تو نتوانست رشد كند و دوباره به اجرا برگشت؟

البته به نظرم محسن هم طرفداران زيادي دارد و تا اونجا كه ما باهم صحبت كرده بوديم قرار نبود به اجرا برگردد ولي نمي دانم چه شد كه دوباره به اجرا بازگشت.


http://irapic.com/uploads/1227831866.jpg

 و از شب آخر اجراي محسن  در ماه محبوب كه تو هم حضور داشتي چيزي هست كه بخواي بگي؟

اون شب اصلا من خبر نداشتم كه محسن قرار هست از برنامه برود و من فكر مي كردم به برنامه محسن دعوت شده ام و حتي قبل از برنامه كه با محسن صحبت كردم او هم چيزي در اين مورد به من نگفت ووقتي وارد استوديو شدم و احسان عليخاني را ديدم جا خوردم ولي من دير رسيده بودم و موضوعاتي كه براي محسن پيش آمده بود را نديدم وحتي تقاضا كردم DVD برنامه را به من بدهند كه ندادند.

از اينكه مدتي هست روي جلد مطبوعات و مجلات نيستي ناراحتي؟

نه اين موضوع زياد موضوع مهمي نيست كه بخواهد برايم ناراحت كننده باشد و شخصآ حاضر نيستم به هر قيمتي روي جلد بروم .

مثلا حاضري يك وجهي رو بپردازي تا عكست روي جلد چاپ بشود؟

نه،من همانطوربراي بازيگر شدن پولي نپرداختم براي روي جلد رفتن هم پولي نمي پردازم.قبل از بازيگر شدن در شرايطي كه موقعيت و پيشنهاد اين كار را داشتم كه پول بدهم تا بازي كنم اين كار را نكردم چون عقيده داشتم اگر من استعدادي دارم حتمآ يك روز كشف خواهم شد.

اگر به سينما وارد بشي باز در تلويزيون كار مي كني؟

بله،اگر كار خوب باشد حتمآ چون من خودم را مديون تلويزيون مي دانم

دوست داري در سينما بازيگر هنري باشي يا بازيگر گيشه؟

دوست دارم در هر دو مورد موفق باشم.مثل بهرام رادان كه با يك فيلم تجاري شروع كرد و بعد از آن آنقدر

خوب انتخاب كرد كه الان هم گيشه را تامين مي كند و هم با كارگردان هاي بزرگ كار مي كند.

http://irapic.com/uploads/1227884339.jpg

از بهرام رادان گفتي،شنيديم كه بعد از ترانه مادري با ايشان ملاقاتي داشتي،كمي در مورد اين ديدار به ما بگو.

بله،از طريق مجله زندگي ايده آل سر لوكيشن "ترديد" رفتم و با بهرام رادان و حامد كميلي ديداري داشتم كه آقاي رادان نسبت به بنده لطف داشتند و ديدار بعدي موكول شد به بعد از اتمام فيلم

مزاحم تلفني هم داري؟

بله خيلي زياد و به همين دليل قصد دارم شماره ام را تغيير بدهم.
ميانه ات با اينترنت چطور است؟

متاسفانه به دليل مشغله زياد خيلي فرصت نمي كنم تا به اينترنت متصل شوم و چون با تنها سايتي كه ارتباط دارم سايت شماست گاهي سايت هنرمندان را مي بينم

حتمآ آن مصاحبه خيالي رو هم خواندي.

بله،خيلي خنده دار بود مخصوصآ قسمت عروسي دختر دايي.جالب است بدانيد كه من اصلآ دختر دايي ندارم و فقط دو پسر دايي دارم كه آنها هم در ايران نيستند و فقط يك بار آنها را ديده ام.

الان نگراني و دغدغه سياوش چيه؟

تنها نگراني من الان ورود به سينماست

ميداني كه سينما مافيا هم دارد.

بله،فكر ميكنم ديگه به يك امر عادي تبديل شده موضوع مافيا و هركس ميخواهد در سينما بماند و فعاليت كند بايد با مافيا همكاري كند

برنامه اي براي آينده ات داري؟

بله،قصد دارم يك مغازه تاسيس كنم

خيلي ها مي گويند سياوش خيرابي كمي مغرور شده،نظر خودت چيست؟

به هيچ وجه،من الان حس ميكنم مردمي تر از هميشه هستم.ولي از گوشه و كنار مي شنوم كه مي گويند سياوش همه جا مي گويد كه مردمي است اما در عمل اينطور نيست.در صورتي كه اصلآ اينطور نيست من در بطن مردم هستم و هرجا آنها را ببينم به آنها احترام مي گذارم چون من هم جزئي از اين مردم هستم و با آنها زندگي مي كنم.اما عده اي فكر مي كنند مردمي بودن به اين معناست كه هركس به من تلفن زد من با او قرار بگذارم  در صورتي كه من هرگز اين كار را نمي كنم و حتي با  فردي كه چنين درخواستي از من داشته باشد برخورد هم مي كنم كما اينكه در چند مورد مجبور به برخورد هم شدم چون اين موضوع را سوء استفاده از موقعيت خودم مي دانم وهرگز اين كار را نمي كنم.قبل از اينكه به عنوان بازيگر هم مطرح شوم به شماره اي كه نمي شناختم پاسخ نميدادم و الان هم اينچنين است.ولي بعضي از اين تماس ها تا آنجايي ادامه داشته است كه من مجبور شدم بعضي از شماره ها را براي كنترل به مخابرات بدهم.دوست ندارم كسي از من ناراحت شود ولي از همين جا و از طريق سايت شما مي گويم اين تماس ها مرا اذيت مي كنم و برايم مشكل ساز شده است.

و حرف آخر؟

سلامتي همه مردم

http://irapic.com/uploads/1227896979.jpg

منبع:هنرمندان

از وبلاگ سارا جون بوداااا . ممنونم ازت گلم....


 

فیلم جدید محسن افشانی به نام حادثه در بزرگراه تا دو ماه دیگه از شبکه ۳

 روی انتن میره این مجموعه ۲۰ قسمتی ۵۰ دقیقه ایی که توسط ارش معیریان

 کارگردانی میشه تهیه کنندگی این فیلم محمدرضا شفیعی عوامل دیگر این پروژه

 محسن اورنگ برنامه ریز فرشاد گل سفیدی تصویر بردارو احمد اردلان صدابردار

و حسین خضوعی دستیار کارگردان و محسن نورورزی طراح صحنه و لباس و.........

طبق گفته های رسانه های مختلف حضور حسین یاری تو این مجموعه قطعی است

داستان حادثه در بزرگراه درباره چند پلیس در بزرگراه است که با تخلفات رانندگی

 برخورد میکنند این فیلم مانند فیلم هشدار برای کبرا ۱۱ هستش و با همکاری

 معاونت راهنمایی و رانندگی ناجا تولید شده است

کپی بی ذکر منبع ممنوع

 نظر یادتون نره هااااااااا... بازم بیاین.

محسنو دیددددددددددددم.....!!!!!

یه خبر بد با یه شایعه ی مسخره....

بچه هاااااااااااااا مرد مجهولو تو اذر ماه فکر کنم ۲۳ اذر پخش میکنن

هممون سر کاریم . ... فقط اومدم بهتون بگم که منتظر نباشین . منم

این خبرو از دوستم(راضیه) شنیدم . اونم تو سایت: www.pars-actor.blogfa.com دیده بود....

واما شایعه ی مسخره: امروز که با بروبچ داشتیم از مدرسه برمیگشتیم رفتیم دکه کنار

مدرسمون یه مجله دیدم که عکس سیاوش روش بود . بالای عکس سیاوشم نوشته بود:

مبارک باشه اقا دوماد ما ...... من که خیلی تعجب کرده بودم . از یه کی از

دوستام شنیده بودم که سیاوش تو یه جایی که باهاش مصاحبه کردن ازش پرسیدن( اخرین

 عروسی که رفتی عروسیه کی بود؟ گفته دختر داییم . اونجا هم به زور رقصیدم.!!!!!!!!

بعد ازش پرسیدن : تاحالا عاشق شدی؟ گفته: اره . !!!!!!!! بعد گفتن خوب حالا کیه ؟

 سیاوشم گفته این که کیه بماند ولی ۱۶ - ۱۷ سالشه ولی از همینجا

میگم که دوسش دارم . خودشم میدونه ولی به روش نمیارم. ) به نظر منم که یه شایعه

 بیشتر نیست.ما باید از اقا سیاوش حمایت کنیم نه این که هرکی هر چی گفت زود

 باور کنیم.اصلا به سیاوش این حرفا نمیااااااااااد. پس خودتونو واسه ی یه شایعه الکی

ناراحت نکنین.اینم یه عکس از سیاوش:

چه قدر گیگیلیه.............

اینم چنتا دانلود....

دانلود پشت صحنه مرد مجهول

دانلود جشن گلریزان با حضور سیاوش قسمت اول

دانلود جشن گلریزان با حضور سیاوش قسمت دوم

البته از وبلاگ سارا جون و مژگان جون بود.


حالا محسن جونم.

سلاااااااااام بچه هااااااااا ... من دیروز یعنی جمعه با دوستای گلم: راضیه جونو  الهام و ارزو

 ساعت ۴ تا ۵:۳۰  پاشدیم رفتیم مجتمع باقرالعلوم که تو جنت اباده اخه خونه ی ما هم اونجاست

 اونجا یه جشن بود.با خودم گفتم مهدیه این اخرین فرصته

محسن اومده بیخ گوشت اگه ازش عکسو امضا نگیری خیییییلی دیوونه ای  وقتی وارد سالن

شدیم  یه ربع که از برنامه گذشت یه دفعه مجریه داد زد

 گفت: و امااااااااا ....

جوان موفق ترانه مادری : محسن افشانییییییی

منو دوستامم که داشتیم میموردیم از خوشحالی . خلاصه محسن دقیقا از کنار صندلی

 ما رد شد و رفت روی سکو. سلام کردو یه کمی حرف زد و گفت که  که تو رادیو جوان

 برنامه ی زنده داره و باید بره. وقتی رفت منو راضیه دوییدیم دنبالش تا ازش امضا بگیریم .

 ولی یه یارو اومد جلو و گفت که نمیشه برین دنبالش . برین بالا واسه سانس بعدی میاد .

 ماهم که دیگه واسه سانس بعد پول نداشتیم وقتی برنامه تموم شد از ساعت

۵:۳۰ تا ۶:۳۰ وایسادیم جلوی در که تا محسن اومد بره بالا ازش امضا بگیریم خلاصه خیلی

 وایسادیم ولی نیومد . یه پسره که مسوئل اونجا بود وقتی دید ما زیاد وایسادیم ازمون

 پرسید شما چرا بیرون وایسادین؟ ما گفتیم که منتظر محسنیم

بعد پسره رفت از تو ماشینش یه کارت پستال اورد که توش یه دعوت نامه بود به ما گفت اینو

بگیرینو برین بالا هر کی هم بهتون گیر داد بگین ما از طرف اقا وحید اومدیم. یعنی ما بدون بلیت

رفتیم بالا . پسره بهمون گفت اگه میخواین محسنو ببینین نرین تو سالن چون اونجا

بادیگارداش نمیذارن . همین جا تو راهرو بمونین وقتی اومد خبرتون میکنم. ما همون

جا موندیم .  تو این مدت ما با اقای احمد پور مخبر هم عکس انداختیم خیلی باحال بود

 وقتی میخواستیم عکس سومو باهاش بندازیم گفت تا 3 نشه بازی نشه بیاید

 وایسین عکس بگیریم مامان الهامو ارزو هم زنگ زد گفت که بیاید خونه اخه ما

 خودمون 4 تا رفته بودیم . اونا رفتنو منو راضیه چشم انتظار محسن موندیم .

 هی پسره میومد میگفت الان محسنم میاد ولی الان الان گفتنش شد 45 دقیقه .

منو راضیه نشسته بودیم داشتیم در مورد یه چیزاییییییی با هم حرف میزدیم که دیدیم یه دفعه ای

محسن از پله ها اومد بالا . انگار پسره از قبل بهش گفته بود که ما بالا منتظرشیم

چون تا اومد به جایه این که بره بالا اومد طرف ما و گفت سلام سلام. میخواین عکس بگیرین .؟؟؟

 ما هم گفتیم ببببببببله...   بعد که با هم عکس انداختیم . کارت پستال منو گرفتو گفت

به اسمه؟ منم گفتم مهدیه . بعد نوشت: مهدیه جون موفق باشی...

زیرشم امضا کردو نوشت محسن افشانی . انقدر عجله داشت که برای راضیه رو امضا نکرد و

سریع رفت بالا . بعد راضیه رفت به اون پسره گفت که واسش از محسن امضا بگیره منم به فکرم

رسید که کارتمو که توش امضا کرده بودو بدم تا واسم یه جمله بنویسه . بعد پسره رفت بالا

که اونا رو بهش بده. خلاصه برنامه تموم شدو ما تا ساعت 7:45 وایسادیم ولی پسره نیود .

من رفتم بالا تا ازش کارتامونو بگیرم . دیدم همه ی دخترا وایسادنو میخواستن از محسن

امضا بگیرنو محسنم رفته بود تو اتاق استراحت. من رفتم پسره رو صدا کردمو کارتارو ازش گرفتم .

بهش گفتم نوشت دیگه؟؟؟؟؟ گفت اره اره برو حله . همه ی دخترا از منو راضیه میپرسیدن

شما از محسن امضا گرفتیییییییین؟؟؟ ما هم گفتیم بلههههههههه پس چی فکر کردین

باهاش عکسم انداختیم . به من میگن مهدیه پلنگ به راضیه هم میگن راضیه ببر!!!!!!!!

بعد که از جمعیت اومدیم بیرون من کارتمو باز کردم دیدم نوشته:

دل من با دل تو خورده گره

نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره

دو کلوم حرف حساب باهات دارم

میخوام بگم دوست دارم عاشقتم

منم عاشقتم عسیسسسسسسسسم... ........

منو میگین؟؟؟ داشتم میموردم از خوشحالی . دیروز بهترین روز زندگیم بود .

فکر میکنم که منو راضیه خوشبخت ترین دخترا هستیم چون  ما تنها ترین کسایی بودیم که

دیروز با محسن هم حرف زدیم هم عکس انداختیم هم ازش امضا گرفتیم . تازه اونم تو یه

جایی که هیچ کس دیگه ای بجز ما 3 تا (منو محسنو راضیه)  نبود.

اخه اصلا فکرشو نمیکریم که باهامون عکس بگیره . !!!!!!! چون سیاوش گفته که به ماها اجازه

 نمیدن با دخترا عکس بندازیم.

قربون محسن جونم برم انقدر نااااااااااااااااااااز شده بووووووووووووووووود که حد نداره.... ...

به امید روزی که دوباره منو راضیه و تمام کسایی که محسن و سیاوشو

دوست دارن  اونا رو از نزدیک ببینه...    الهی امیییییییین...

این عکس از محسن جوووووونم که از وبلاگ پریچهر جونه...

اینا هم از وب سارا جونه:

راستیییییییی محسن با همین لباس مشکیش که با فاطیما عکس انداخته

 با ماهم عکس انداختاااا...

اینم از وب اون یه کی سارا جون .

 bah bah

واااااااااااااااااای الهی قربونش(محسن) برم که انقدر نااااااااااااااااازهههههههههه....

....

اینم عکس سیاوش که از وبلاگ سارا جوووووووووونه...

سیاوش دوست داریم.....منم که اوچیکتم.....

اوه چه اخمی کرده.!!! (شوخی کرده)

سارا جون از کمکات خیلی ممنونم گلم...

نظر یادتون نره هااااااااااا....

خواهش- مجله و عکس

سلام بچه ها . یه خواهش ازتون دارم . من امروز واسه بوم سفید ایمیل زدم

اونا ایی که ماهواره دارنو بوم سفیدو میبینن  خواهش میکنم اگه ایمیل منو تو برنامه

 خوندن بهم بگین .

یادتون نره که تو پست پایین نظر بدیناااااا...

ممنوووووووون.....

راستییییییییی عید همتون مباااااااااااارک......

اینم چنتا عکس از محسن تو سلام بهار و بوم سفید 

وااااااااااااااای خداااااااا چقدر خوشگلهههههههه ... لطفا اگه کسی چشماش شوره نگاه نکنه...

....

خوب . اینم عکس سیاوش تو جشن گلریزان عید فطر:

باحال بود...

اینم از مرد مجهووووووووووول:


اینم مصاحبه ی محسن و سیاوش تو مجله ی زندگی ایده ال....
 
جدید و کاملا متفاوته حتما بخونین....
 
 
 http://www.siavash--kheirabi.blogfa.com/
وایسا سیاوش !
تو انتخاب شدی!
گپی با سیاوش خیرابی،بهرام سریال ترانه مادری که به سرعت تبدیل به چهرهای محبوب شد
انگار با سیاوش خیرابی نشستن و گفت و گو کردن ،قلق خاص خودش را می خواهد ،وقتی پسر شر و شیطان <<ترانه مادری>>در مقابلت می نشیند ،هیچ شباهتی با شخصیت <<بهرام>> ندارد.در لحظه اول خیلی ساکت و آرام به نظر می آید،آنقدر که فکر می کنی هرچی می خواستی بپرسی را فراموش کرده ای،اما در طول گفت و گو،وقتی کمی می گذرد و به قول معروف یخ اش باز می شود،آنقدرمی خنداندت که احساس می کنی مدت هاست اورا می شناسی ؛زمان را هم خیلی راحت از دست می دهی.او با اینکه روزه بود-تازه آن هم بدون سحری-خیلی پر انرژی برخورد می کرد.
می گوید:<< از اینترنت واینترنت رفتن فراری ام،آنقدر به ایمیلم سرنزده ام که می ترسم وارد آن که شوم ،یک دفعه جلویم بترکد ! >>
همان اول تاکید می کند که الف فامیلی اش را با آی با کلاه ننویسیم ،چون از کسانی که <<خیرابی>> رابه آن شکل می نویسند ،خیلی بدش می آید،ما هم به او تاکید می کنیم که هرچی بیشتر صحبت کند،گفت و گو خواندنی تر خواهد شد؛با فروتنی تمام می گوید: << من بلد نیستم خوب حرف بزنم >> اما بعد از تمام شدن مصاحبه ما هم با فروتنی تمام به او گفتیم که << شکسته نفسی کرده ای آقای خیرابی! >> گفت و گو را که بخوانید متوجه منظور ما خواهید شد...

خوب شد زود حرفه ای نشدم

از سوم راهنمایی بازیگری را با فیلم کوتاه <<چاه خیال >> به کارگردانی آقای <<سلیمیان>>و با فیلمبرداری آقای <<کلاری >> شروع کردم.یکی از همسایه های مان مرا دید و برای تست به دفتر سینمایی برد؛آقای کلاری هم از من تست بازیگری گرفتند.بعد از تست آقای کلاری گفتن :<<از کسانی که انتخاب نشدند،عذر می خواهیم،ان شاءالله در کارهای بعدی از آنها استفاده می کنیم>> من داشتم آرام آرام و سر به زیر از گوشه دیوار به طرف در می رفتم که بروم ،اما آقای کلاری گفتند:<<سیاوش تو انتخاب شدی،وایسا!>> و از بین نزدیک به ده پسر هم سن و سال خودم قبول شدم.از همان موقع از بازیگری خوشم آمد و دوست داشتم پشت سر هم بازی کنم ولی الان فکر می کنم که خوب شد از سن پایین وارد این حرفه می شوند،همه به چهره دوران بچگی آنها عادت می کنند و کمی باور آنها سخت می شود.

عاشق شدن در دنیایی که متعلق به آن نیستی

قبل تر ها اهل کتاب و کتاب خواندن نبودم اما تازگی ها سعی می کنم ،بیشتر بخوانم و حتی قبل از خواب ،چند صفحه ای مطالعه داشته باشم.جدید ترین کتابی که دارم می خوانم ،نمایش نامه خرس های پاندا است .در حقیقت ابتدای راه خواندن را با این کتاب شروع کردم .متأسفانه فرصت نمی کنم که فیلم زیاد ببینم ،همان تعداد کمی هم که می بینم را با برادرم که آرشیوی از فیلم های روز دنیا دارد ،به تماشا می نشینم ،چون بهتر می داند که چه فیلمی ارزش دیدن را دارد .یکی از فیلم هایی که برایم بسیار تأثیر گذار بود و شاید به جرأت بتوانم بگویم تا 2 روز درگیر ماجرای آن بودم ،فیلم است.داستان زندگی کسی است که در دنیای امروز زندگی می کند و او را در سرد خانه و درون کیسه مخصوص مرده ها می گذارند و روی او زیپ می کشند .او وارد دنیای دیگری می شود و در آن دنیا عاشق می شود.اما چون متعلق به آنجا نیست ،نمی تواند بماند...

آقا درست صحبت کن چه طرز حرف زدنه!؟

از همان نوجوانی اعتماد به نفس داشتم ،شایدم به همین خاطردر<<چاه خیال>> انتخاب شدم.یادم هست که برای اتود،آقای کلاری به من گفتند که فرض کن در یک صف طولانی برای سینما ایستاده ای و از نفر جلویی چیزهایی می پرسی.تمام جواب ها را هم خود آقای کلاری می دادند.من چند تایی سوال کردم و ایشان جواب های سر بالا می دادند!من در آخر گفتم آقا درست صحبت کن ،چه طرز حرف زدنه !؟یک دفعه دیدم همه قیافه هاشان رفت تو هم که این چرا با استاد قدیمی سینما اینجوری حرف می زند!اما من در آن سن محمود کلاری را نمی شناختم ،شاید هم به همین دلیل راحت جلوی ایشان بازی کردم.
بازگشت به سینما با<< رزاق کریمی >>
بعد از بازی در فیلم << چاه خیال >> محمود کلاری به پدرو مادرم گفت که من استعداد بازیگری دارم و تشویق ام کنند،اما ادامه تحصیل و رفتن به دانشگاه مانع این شد که من به ادامه راه بازیگری فکر کنم .تا اینکه در دانشگاه با یکی از دوستان ام به نام آرش آقابیک آشنا شدم که کار سینما می کند و من را به << مصطفی رزاق کریمی >> معرفی کرد و یک مستند داستانی با ایشان کار کردم.بعد از آن به کلاس های کانون سینما گران جوان رفتم و بعد از آن دوره ،دوباره با فیلم آقای رزاق کریمی به سینما بازگشتم اما برای تله فیلم تلخون از کانون انتخاب شدم.

زندگی ایده آل مجله پر بار

سعی کرده ام با هر نشریه ای گفت و گو نکنم.در کل شاید با 3-4 نشریه بیشتر مصاحبه نداشتم که آنها را هم باید آقای ایرج محمدی (تهیه کننده سریال ترانه مادری)تأیید می کردند. بقیه مجله ها اکثرا همان گفتگو ها را با عکس ها و سوال های دیگری چاپ می کردند و بعضی هم عکس را روی جلد کار می کردند .حس خوبی ست وقتی خودت را در همه کیوسک ها می بینی اما در عین حال هم از اینکه بدون اینکه روح ات خبر داشته باشد ،یک مصاحبه خیالی ازت چاپ می شود ،تعجب می کنی!ام ایده آل را خیلی دوست دارم ،چون مجله پر و پیمانی ست و بالاخره یک روز با آن همکاری می کنم!


سعی میکنم جو گیر نشوم!
برای نقش بهرام راهنمایی های( بازیگردان ) << محمد حاتمی >> کمک بزرگی به من کرد تا بتوانم اکت های بهرام را در بیاورم .خودم شخصیت پرهیجانی دارم اما نه در حد بهرام !حسین سهیلی زاده (کارگردان)را خیلی دوست دارم ،چون به من کمک بسیاری کرد و احساس می کنم که ریسک بزرگی برای این کار با انتخاب ما (من و محسن)انجام داده اند.اگر روزی حساب شده جلو نروم و تغییر شخصیت بدهم و به قول معروف جو گیر بشوم ،ممکن یا است محبوبیت ام را از دست بدهم .برای اینکه این اتفاق نیافتد با آقای <<سهیلی زاده >> یا << علیرضا امینی>> (کارگردان تلخون) یا << محمد حمزه ای >> (دستیار اول کارگردان مجموعه ترانه مادری ) مشورت می کنم.
بهرام رادان را دوست دارم

برای ادامه راه بازیگری ،فکر می کنم که در سینما باید هم فیلم هایی با ارزش و هنری بازی کنم و هم فیلم هایی که عامه مردم آن را بپسندند.مثل <<بهرام رادان>> که نمونه خیلی خوبی از چنین بازیگری است .بهرام رادان از کسانی است که من بازیگری اورا خیلی دوست دارم و انتخاب هایش را تحسین می کنم .سینمای ما بهرام رادان را دارد و او حالا حالاها هست.پس منم نمی توانم جای اورا بگیرم!اما دوست دارم هم سطح او بشوم.

می دانم چی را کجا بپوشم

سعی می کنم به مد و لباس پوشیدن خیلی اهمیت بدهم و برایم مهم است که چه جایی ،چه چیزی را بپوشم .همیشه اسپرت نیستم چون با توجه به شرایط و موقعیت مکانی تیپ ام را تغییر می دهم !حتی جاهایی لباس های خیلی رسمی هم می پوشم.
بدولاغرشو!
سر فیلمبرداری << ترانه مادری>> غذا زیاد می خوردم ،به خصوص که نمی توانستم جلوی اشتهایم را در مقابل لوبیا پلو بگیرم!این اواخر احساس کردم که چاق شده ام ؛بنابراین بعد از تمام شدن فیلم برداری،سعی کردم رژیمی برای خود در نظر بگیرم تا سریع لاغر شوم ؛به همین دلیل هر شب به بام تهران می روم و می دوم .این کار در همین مدت کوتاه بسیار تأثیر گذار بود.

توی چشم آمدم

قبل از بازی در مستند داستانی،فکر می کردم زندگی رئال تری خواه داشت و قرار است با توجه به رشته ام (نرم افزار کامپیوتر)کار کنم ،کمااینکه در یک شرکت کامپیوتری هم مدتی مشغول بودم.به اینکه روزی شناخته شوم فکر می کردم اما نه اینقدر زود!چون بعد از << ترانه مادری>> خیلی به چشم آمدم.جوری که فیلمنامه های پیشنهادی زیاد شده است.

دوستان قدیمی و صمیمی

چون از ابتدا توی محله زندگی می کردیم ،قبل از بازیگری هم دوستان زیاد و همیشگی داشتم.اما یک دوره ای است که دوستان ام محدود شده اند اما بعضی از آنها قدیمی تر و صمیمی ترند؛مثل یکی از آنها به اسم نادر که نزدیک به دوازده سال است از قدمت دوستی مان می گذرد.

مامان و بابای مهربون!

با مامان و بابا خیلی صمیمی هستم ،آنها مهربان تر از آن چیزی هستند که بشود تصور کرد .باید سپاسگزارشان باشم چون همیشه و در همه حال آن طور که باید و شاید من را راهنمایی کردند و از وظایف پدرو مادری برای من مایع گذاشتند.تحمل کردن چنین اوضاعی برای هر پدرومادری سخت است اما خب مسلما موفقیت بچه شان هم دوست دارند .امیدوارم بتوانم همیشه آنها را سر بلند نگه دارم.

حالا محسن جونم...



فروردینی ام،عاطفی و احساساتی

با محسن افشانی ،پویای ترانه مادری که پس از چند سال بازی و مجری گری ،ستاره بخت اش درخشید و همین طوری دارد برق برق می زند !
محسن افشانی را اگر ندیده بودیم،فکر می کردیم هماه پویانظری بچه مثبتی است که کلی حرص مان را به خاطر رفتارهای کودکانه اش در ترانه مادری در می آورد .اما وقتی در دفتر مجله اورا دیدیم ،این گفت و گو را انجام دادیم و با او برای عکاسی تا استودیو رفتیم ،نظرمان به کلی تغییر کرد .در بدو ورود ،رنگ تیله ای چشم ها و مدل امروزی موهایش بود که نظر را جلب کرد ؛یعنی چهره ای کاملا متفاوت با آن پویای نظری درس خوان و کم هیجان ترانه مادری...آنچه دیدیم یک محسن بسیار بازیگوش و شیطان بود!طوری که فکر کردیم شاید حتی یک ساعت هم نتوانیم روی صندلی برای مصاحبه نگه اش داریم .او در عین پر حرفی و شوری که برای صحبت کردن داشت ،وسط گفت و گوبا شوخ طبعی اش غافلگیرت می کرد .آخر هم دیدیم ،بیشتر از یک ساعت روبه روی ما نشسته و به سوال های مان پاسخ داده .
محسن افشانی نیمه اول سال 1368 متولد شده ،اما بیش از سن و سال اش تجربه کسب کرده و عاقل تر از این حرف هاست.کودک درون زنده ای دارد،آنقدر که هنگام رانندگی مثل جوان های بی خیال امروز از دیگران سبقت بگیرد و با سرعت در خیابان ها رانندگی کند.او حتی در اجرایش هم به سختی می تواند آن روح شوخ و شنگ را مهار کند،محسن تا چند سال پیش ،از آینده ،روزگارو زندگی ترس عجیبی داشته ،اما حالا اراده اش برای اهدافی که در نظر گرفته،قوی تر شده.اگر چه نه آنقدرکه بازیگوشی را کنار بگذارد!پس به این عکس ها و تیپ کت و شلواری اش توجه نکنید،خودش اقرار می کند که اصلا اهل اینجور لباس های رسمی نیست و به تیپ اسپرت علاقه بیشتری دارد .گفت و گو ما را با این پسر شروشاد بخوانید وبه قول معروف لذت اش را ببرید...

اشتباه بزرگ ام این بود که هنر را انتخاب نکردم
فکر می کردم امسال دانشگاه سراسری قبول بشوم؛چون خیلی درس خوان هستم و توقع ام از خودم خیلی زیاد بود .اما چون سر پروژه ترانه مادری بودیم،آن اتفاقی که می خواستیم نیفتاد و فقط در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد قبول شدم که از رفتن به آن صرف نظر می کنم ،چون دولتی برایم مهمتر است .البته اگر نخواهم درس ام را ادامه بدهم ،مشمول نظام وظیفه می شوم که با سابقه کاری که در صداسیما دارم ،مشکلی برای سربازی ندارم و می توانم دوران خدمت ام را در سازمان بگذرانم .برای همین ها درس خواندن الان برایم کم رنگ تر شده .اشتباه بزرگم این بود که در کنکور رشته هنر را انتخاب نکردم .همان طور که قبلا هم گفته ام ،4-5 سال دیگر بازیگری را کاملا رها می کنم و فقط درس ام را ادامه می دهم .البته برای خودم یک فرجه هم کنار گذاشته ام و شاید این مدت را تمدید کنم !معدل پیش دانشگاهی ام نسبت به سال های قبل از آن خیلی بد بود و 14\18 شده سال اولی که کنکور داشتم دقیقا با مجری گری ام هم زماه شد .امسال که حتی روز کنکور هم برای سریال آفیش شده بودم که با من همکاری کردند و اجازه دادند کنکورم را بدهم و فیلم برداری به بعد موکول شد!همیشه در مدرسه بااینکه خیلی درس خوان بودم در عین حال شاگرد شروشیطان هم بودم؛یکی از چیزهایی که خیلی برایم کیف داشت قیچی کردن پشت موی بچه ها بود!

از آستانه تا بوم سفید!

به واسطه یکی از بستگان با تئاتر آشنا شدم .اول پیش آقای پیوند بودیم و آقای درویشیان به ما تمرین می دادند،بعد از آنجا به خانه هنرهای ایرانی معرفی شدیم که حسین پرستار و عباس رنجبر آنجا بودند.وقتی آنجا منحل شد ،ما یه کاری با خانم آیلا کریمی انجام دادیم.در همین گیرودار تیاتر بودیم که یکی از دوستان ام به اسم حمید مرادی تلفن من را به مونیتوربرنامه <<آستانه>>داد و یک آیتم در آن بازی کردم و کم کم اجرای برنامه های مختلف<<آستانه>>را بر عهده گرفتم ،بعدا که آقای مختار زاده کارگردانی این برنامه را واگذار کردند ،من و خانم هاشمی پور مجری آن شدیم ،آذر و دی همان سال بود که آقای میر کیانی مدیر گروه شبکه ،برنامه <<مادوتا>>را به من و کیوان ساکت اف دادند .هماه موقع هم برنامه <<بوم سفید>>در جام جم 1و2 به من پیشنهاد شد .<<مادوتا>>خیلی طرفدار پیدا کرد،طوری که قرار شد 90 روز بهار را اجرا داشته باشیم که 60 برنامه اش اجرا شد .وقتی به فصل امتحانات خورد ،ادامه ندادیم.

پیش بینی می کردم که ترانه مادری بترکاند!

15 اردیبهشت ،محمد حمزه ای با من تماس گرفت برای ترانه مادری وقتی رفتم ،آقای سهیلی زاده ،حاتمی،محمدی،و خود آقای حمزه ای آنجا بودند،از 80-70 نفر تست گرفته شده بود در آخر هم این طور که شنیدم بین من و برادرزاده آقای مظفری من انتخاب شده ام .فکر می کردم که این سریال بترکاند !چون تهیه کننده هایش آدم های درجه 1 تلویزیون بودند و کارهایشان همیشه خوب از آب در می آمد؛آقای سهیلی زاده را هم به واسطه کارهای شان مثل<< آخرین گناه >> و <<رانت خوار کوچک >> می شناختم .کلا یک کار خوب بود و موقعیتی برای من که بیایم و کار کنم .چون پیش از این یک قسمت از سریال کاراگاهان را بازی کرده بودم و خیلی دیده نشد .اما این کا روتین و هرشبی بود و باز خورد خوبی داشت.

من پویام تو هم بهرام

موقع پیش تولید ،ما بازیگران جوان با آقای حاتمی در باغ دور هم جمع می شدیم و تمرین می کردیم این طوری هم با فضا آشنا و هم با یکدیگر رفیق می شدیم.من و سیاوش از همان روز اول با هم خوب شدیم ،با اینکه از قبل همدیگر را نمی شناختیم .یادم هست اولین برخورد... زیر یک آلاچیق همدیگر را دیدیم که داشت رد می شد ،به من گفت : <<برنامه ات را می بینم و اجرایت را خیلی دوست دارم !>> من هم گفتم :<< ممنون!تو این سریال هم داداش ایم،من پویا هستم!>> اوهم گفت :<< من هم بهرام ام! >>

شهرت اوایل برایم لذت بخش بود...اما الان خجالت می کشم
آن موقع که آستانه را اجرا می کردم با شهرت آشنا شدم.اما به این شدت نبود .خیلی خوب شد که پله پله این اتفاق افتاد و غیر مترقبه نبود.با چند تا مجله قبل اش مصاحبه کرده بودم و درد شهرت را چشیده بودم !مثلا وقتی می خواستم به تئاتر شهر بروم ،از میدان ولیعصر تا چهارراه ولیعصر را که پیاده می آمدم ،از هر ده نفر هشت نفر می گفتنداین مجریه...!اول ها خوش ام می آمد اما بعدها خجالت می کشیدم و سرم را می انداختم پایین.با ترانه مادری این موضوع هفت – هشت برابر شد و یک باره همه مجلات به سمت ام هجوم آوردند و تمام نشریات پر عکس من ،سیاوش،آقای حکیمی،خانم گودرزی شد .مجله ها را هم تهیه می کردم .با این کار بیشتر دیده شدم اما واکنش مردم مثلا این بود که چرا ایتقدر حرص در آری تو!؟یعنی توقع داشتند همان محسن افشانی که روی آنتن شیطونی می کنه و بالا و پایین می پره باشم .خیلی ها هم فکر می کردند باید کاراکتر های بهرام را بازی کنم!از قسمت 18-19 هرکی من را می دید می گفت پویا تو چرا این قدر آرامی؟یا کسانی که من را می شناختند،می گفتند:نه!این خیلی آدم شیطون و شلوغیه .اما خودم پویا را که خیلی متفاوت با شخصیت خودم بود،بازی کردم .دوست داشتم که با شوروشوق صد بتوانم آرامی صفر را بازی کنم.برای خودم خیلی خوب بود و توانستم در عرصه بازی خودم را نشان بدهم.
می مانم اما متفاوت با گذشته!

بعد از ترانه مادری دل ام می خواهد یک شخصیت دیگر را نشان دهم و پویای نظری نباشم چون کلیشه ای و تکراری می شود و طبیعتا فعلا شبیه آن بازی نمی کنم.
البته بازیگرانی هستند که همیشه یک جور بازی کرده اند و پذیرفته شده اند،اما من دل ام می خواهد تجربه های متفاوتی داشته باشم.شایدهم 2-3 کار بعدی باز پویا نظری را بازی کنم،همان طور که پیشنهاد هم داشتم ،اما آقای سهیلی زاده اجازه ندادند.
حتی کار خانم برومند هم که به من و سیاوش پیشنهاد شد،چون نقش سیاوش شبیه بهرام بود باز آقای سهیلی زاده نگذاشتند و گفتند بهرام تکرار می شود.

مجری گری آفت بازیگری است

ترانه مادری خیلی روی تصمیمات ام تأثیر گذار بود.دست ام برای آینده باز تر شده.فعلا قصد دارم بازی را ادامه دهم چون برایم جذاب تر و بهتر شده و جای کار بیشتری دارد .من از تیاتر شروع کردم و اتفاقی بود که مجری شدم .می گویند مجری گری آفت بازیگری ست ،چون بعد ها هم لحظه ای که پیش آقای محمدی و سهیلی زاده رفتم،دقیقا لرزشی را که در دست و دل شان بود از انتخاب مجری برای کاراکتر محوری می دیدم.

مردانگی کردم ،نگذاشتم برنامه بخوابد

می خواستم کار اجرا را کنار بگذارم اما از طرف سازمان و مدیریت شبکه سه و آقای شریعت پناهی مدیر گروه اجتماعی شبکه 3 ،این کار بهم پیشنهاد شد .آقای ایرج محمدی(تهیه کننده ترانه مادری)وسهیلی زاده(کارگردان)هم به من اصرار کردند که بپذیرم .تعجب کردم که چرا من را انتخاب کرده اند و فکر کردم که حتما صلاح دیده اند...بعد خودم فکر کردم که چطور برنامه را مناسب و معنوی اجرا کنم چون اطرافیان ام هم متعجب شده بودند که کار به این سنگینی را پذیرفته ام.بعد بع من گفته شد که به برنامه ایراد گرفته اند .می دانید ایراد چه چیزی بود ؟اینکه سن محسن افشانی برای این برنامه کم است.ولی من،انتخاب نکرده بودم .انتخاب شده بودم.پیشنهاد اجرای این برنامه هم به فرزاد حسنی و احسان علیخانی و بنفشه رافعی داده شده بود.علیخانی کربلا بود .حسنی و رافعی،قبول نکردند ولی من این قدرت را در خودم دیدم و پذیرفتم .البته به من نگفته بودند که قرار است علیخانی برگردد .من از دو سه روز قبل ،زمزمه هایی را از گوشه و کنار مبنی بر تغییر مجری در برنامه شنیده بودم .ولی الان اینقدر جرأت ومردانگی به خرج دادم که به روی خودم نیاوردم و نگذارم آنتن بخوابد و بدون اختلال به اجرا ادامه دادم .یک ساعت قبل از آنتن بود که به من گفتند اجرای تو امان با احسان علیخانی خواهیم داشت .من چه می رفتم و چه تو امان اجرا کردم ،به معنای قبول ضعف نبود .در صورتی که تنها ضعف من ،سن کم ام بود .من هم قبول نکردم .چون محسن افشانی ،آدم دم دستی نیست که با هر شرایطی کار کند.من حتی بدون معرفی پای پیام های مردمی 162 نشستم و به آنها جواب می دادم .همه از برنامه تعریف می کردند وتنها ایراد را سن کم من می دانستند .ابتدای برنامه آن روز با میهمانی احسان علیخانی شروع و با میهمانی من و سیاوش تموم شد .من ضعیف نبودم وهمان طور که روی آنتن گفتم ،هیچ سوتی ندادم.

عاشق حامد بهدادم

عاشق بازی حامد بهدادم ،بابازی اش تو سایه آفتاب بود که شناختم اش .بی پروایی و ضربتی کار کردن اش را دوست دارم بازی ها وشخصیت های متفاوتی را به نمایش می گذارد ،شاید بارز ترین اش در<<مجنون لیلی>>بود؛وقتی رامین راستاد کتک اش می زند،جای فریاد زدن که تماشا چی توقع دارد،باخنده می گوید<<عاشق ام>>وبر عکس رفتار می کند یادر <<دایره زنگی>>که در چند سکانس کوتاه فوق العاده می درخشد.خیلی ها به سیاوش گفتند که شبیه حامد بهداد بازی می کنی ،من هم بعدا که ری اکشن های اش را دیدم به خودش گفتم که شبیه او هستی .راجع به خودم هم اگر اجرا یا بازی ام شبیه کسی باشد،به حساب الگو برداری نمی گذارم و می گویم برای دل خودم و به میل و علاقه خودم بوده شیفتگی به بازیگران خارجی ندارم .کارهایشان را دنبال می کنم ،فیلم می بینم،اما نه به خاطر بازیگران هالیوودی ممکن است بازی کسی را بپسندم اما در گیرم نمی کند .

خدا بغل ات کرده ،مراقب خودت باش!

از اول آدم هدفمندی نبودم .نمی دانم اعتماد به نفس دارم یا نه؟اما هر کاری می کردم خداروشکر درست از آب در می آمد!معمولا با کلی اشتباه به ایده آل ام می رسیدم؛یک دوره ای اصلا نسبت به آینده وحشت داشتم اما در کل هدف ام از 3-4 سال پیش مشخص شد که وارد تئاتر شدم .نمی گویم شانس داشتم می گویم لطف خدا.یکی از دوستان ام مسعود قبادی به من می گوید خدا بغل ات کرده ،مراقب خودت باش!

خوش گذرانی با پدر

خیلی اهل خوش گذرانی با دوستان ام نبودم،کار پدرم که دکوراسیون داخلی بود دوست داشتم .برای همین از 6 سالگی به همراه بابام به محل کارش می رفتم و بالای سر کارگرها می ایستادم و کاردستی درست می کردم .درواقع می توانم بگویم الان یک نجار حرفه ای هم هستم.کلاس پنجم هم که بودم باشگاه کنگ فو می رفتیم ،اما همیشه زخمی بر می گشتم برای همین نیمه کاره رهایش کردم بعدا بع کلاس زبان رفتم و تا قبل از کنکور تافل ام را گرفتم فوتبال و کمربند بازی هم از سرگرمی های کودکی ام بوده.
عاشق سفرم
از بچگی به شمال و دریا علاقه داشتم ودر 13 سالگی برای اولین بار تنها به اصفهان رفتم و کلی گشتم؛از آنجا برای خودم انگشتری گرفتم که یادگاری خودم از دوران بچگی ام است و همه جا همراهم است .بعد از آن هر سال شهرهای مختلف را با خانواده ام می رفتیم و عادت هم داریم که اقامت های مان کوتاه مدت است.سال 86که فعالیت ام را در جام جم شروع کردم (دربرنامه دیار)قرار بود به همراه امیر قریشی،حمید زعفرانی وکوروش معصومی کل ایران را بگردیم و در این سفرها من به خاطر تسلط ام به زبان،با توریست ها صحبت می کردم وخیلی خاطره انگیز بود...مسافرت های کاری را خیلی دوست دارم .سفر یک روزه ای هم که به خرمشهر برای ترانه مادری رفتیم،خیلی خوش گذشت.فروردینی هستم و به شدت عاطفی و احساساتی.با رایحه هایی که به مشام ام می خورد یاد خاطرات ام می افتم.

بابادوست دارم ،مامان عاشقتم ،آبجی هواتو دارم

با خانواده ام خیلی حال می کنم ،البته این اواخر صدایشان در آمده که از صبح تا شب بیرونی و فقط خواب ات را برای مان می آوری !با پدرم که خیلی صمیمی هستم ؛جوک دست اول با بابام،اس.ام.اس با بابام...خواهر بزرگترم هم متولد 63 است و مترجم زبان که خیلی دوست اش دارم.راستی بابا دوست دارم،مامان عاشقت ام ،آبجی هواتو دارم... !

عکساشم براتون گذاشتم . پس دیگه اگه نظر ندیدن دیگه نه من نه شما !!!!

کجاااااااااااا؟؟؟؟نظر یادتون نره هاااااااااااا....

جدیییییییید... دانلود...

 
  
 
 
 
 
اینم محسن جونم . واااااااااااااای نگا کنید چقدر خوشگلههههههههههه.... چشم نخوره ایشششششالللللا...
 
 
 
این ۲ تا عکسم از وبلاگ پریچهر جونم بود . ممنون .....

 

اینم کلیپ ها :

یه کلیپ از ترانه ی مادری: دانلود

دانلود یه کلیپ بامزه از قسمت سوم : دانلود

دانلود قسمتی که بهرام به پویا میگه تا حالا شده حس کنی زیادی هستی : دانلود

دانلود قسمت اول جشن رمضان با حضور سیاوش و محسن

دانلود قسمت دوم جشن رمضان با حضور سیاوش و محسن

دانلود قسمت سوم جشن رمضان با حضور سیاوش و محسن

دانلود قسمت چهارم جشن رمضان با حضور سیاوش و محسن

دانلود قسمت اخر جشن رمضان با حضور سیاوش و محسن


راستیییییییییییییی:::::::

اسم منو محسن رو بوم نوشت ... نگااااااااااااااااه کنییییییییید...!!!! اوناها اون پایین . زیر دایره قرمز...!!!

دیدییییییییییین...!!!!...

خوب حاااااااااااال کردیییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

نظر یادتون نره هاااااااااا....... وگرنه دیگه دانلود بی دانلود....

 

دانلود - عکس و .....

اول از همه یه قسمتایی از برنامه سفر بخیر

دانلود _ part 1  .................... دانلود _ part 2 ................... دانلود _ part 3

دانلود کلیپ از تلخون :

۱.    سرور 1                           سرور 2

۲.    سرور 1                           سرور 2

دانلود کلیپ اولین باری که پویا و بهرام همدیگرو دیدن , part 1

دانلود

دانلود دعوا بهرام و سمیرا سر ساختمون

 دانلود قسمت بهرام و مادر جون در زیر زمین

حالا خودتون دانلود کنید ببینید:
ک بیوگرافی کامل در مورد اقا سیاوش براتون نوشتهترین سکانس ترانه مادری رو سکانس فوت مادرجون و اون کلیپی که در موردش درست شد میدا


اینم چنتا عکس از سیاوش :

بچه بد میخواد رگشو بزنه!!!

 

.                                  

                           

                 

                               

                           

اینم محسن جووووووووووونمهههههه....

                     محسن


یه خبرررررررررررررر:

سیاوش قراره که تو یه فیلم به اسم مرد مجهول بازی کنه

که در روز ۱۵ و ۱۶ مهر به مناسبت هفته پلیس از شبکه دو پخش میشه .عکسش:

                 سیاوش

 

اگه نظرا زیاد باشه بازم از این دانلودا میذارم ...

 

توجهههههه

سلام .

بچه ها اگه تو پست پایین نظراتتون زیاد باشه لینک دانلود سفر بخیر با

اولین قسمت تلخون با چنتا عکس از سیاوش و دانلود جشن رمضان براتون میذارم .

فقط کافیه که نظراتون زیاد باشه . همین....

من هییچ وقت زیر قولم نمیزنم . مطمئن باشیییییییید....

ماه محبوب اما بدون محسن....

توجه توجه ....

بچه ها خواهش میکنم این پست رو تا آخرش بخونید...حتما باید این چیزارو بدونید...حتما!

محسن افشانی از ماه محبوب کنار رفت (کنار گذاشته شد؟ انصراف داد؟ مجبورش کردند که بره؟ ) و چندین و چند سوال دیگه که قطعا لا به لای اشک های معصومانه اش میشد جستجو کرد برای خیلی از ماها پیش اومده که ما امروز سعی میکنیم تا حدودی ابهامات پیش آمده رو از بین ببریم.

در اینکه برنامه برای محسن افشانی مناسب نبود و فضا و کلیت کار با شخصیت محسن و جنس اجراش مطابقت نداشت شکی نیست حتی تیفوسی ترین طرفداراش هم روی این نکته صفحه میذاشتن که این برنامه هر چی که هست با محسن دوست داشتنیه ما تناسب نداره ولی وقتی اصرار های بی حد  یک عده تمومی نداره محسن ساده ی قصه ما هم مجبور میشه تن به کاری بده که به قول خودش مال شخص دیگریه!

احسان علیخانی یکی از دو تهیه کننده برنامه ی ماه عسل بود که سال گذشته پخش میشد و قاعدتا باز هم یکی از دو تهیه کننده ی امسال برنامه ی ماه محبوب...در دو سال گذشته احسان اجرای اینگونه برنامه ها رو هم تجربه کرده بود و با استقبال نسبی رو به رو شده بود (اگر از ۳ سال گذشته و ماجراهایی که برای فرزاد حسنی پیش آمد فاکتور بگیریم البته!) اما امسال احسان بنا به شرایط کاری که دیروز خودش هم بهش اشاره کرد و اینکه قراره برای شب های پاییز و زمستان ۸۷ یک برنامه ی روتین گفتگو محور داشته باشه اجرای ماه محبوب رو قبول نکرد و به جای خودش کسی رو آورد که بعد از سریال ترانه ی مادری و حتی پیش از اون به محبوبیت قابل توجهی بین اکثریت رسیده بود...

تا اینجای کار که مشکلی نیست اما داستان ازاونجایی جالب میشه که بدونید بر خلاف صحبت هایی که آقای علیخانی کردند کاملا آگاهانه محسن افشانی رو وسط میدونی آوردن که میدونستن فقط و فقط قراره ۲ هفته توش بازی داشته باشه! محسن افشانی به طرز ناجوانمردانه ای تو این برنامه دور زده شد و فقط از محبوبیتی که بعد از ترانه ی مادری بین خانواده ها کسب شده بود سو استفاده شد برای جذب مخاطب بیشتر این برنامه!

از همون ابتدا هم قرار بر این بوده که ۲ هفته ی اول محسن افشانی مجری این برنامه باشه و بعد که آمار پیامک هاو...بالا رفت احسان علیخانی لقمه ی حاضر آماده رو که محسن ۱۳ روز تمام براش زحمت کشید رو نوش جان کنه!

احسان علیخانی مجری خوبی "بود" حالا فکر میکنم محبوبیتش به حداقل رسیده باشه چون حتی کسانی که با محسن آشنایی هم نداشتند از دیدن اشک هایی که خالصانه و از ته دلش بود متاثر شدن واقعا حقش نبود اینجوری کنار گذاشته بشه...اگر علیخانی اینقدر این برنامه ی دم افطارش رو دوست داشت باید مثل سالهای پیش از روز اول خودش بسم الله میگفت و شروع میکرد نه اینکه این وظیفه ی سنگین رو بذاره رو دوش مجری نوپایی که مشتاق تجربه اس و طبیعتا دوست داره همه چیز رو از دریچه ی مثبتش نگاه کنه...محسن با قبول این اجرا ریسک بزرگی کرد و خیلی از طرفدارانش رو هم نگران...ولی خوشبختانه بعد از چند برنامه نشون داد که از پسش بر میاد ما هم کم کم داشتیم عادت میکردیم به اینکه هر روز٬ روز شمار ماه رمضونمون محسن افشانی باشه٬ به اینکه سوال هایی که دغدغه های ذهنی مشترک محدوده ی سنی ماست از افرادی که به نحوی تو اجتماع تاثیر گزار هستند پرسیده بشه ٬به اینکه سرمون رو بالا بگیریم و بگیم این مجری مسلط و دوست داشتنی همسن و سال خودمونه و دلش از جنس دل ساده ی ماست!

محسن افشانی هم در زمره ی کسانی قرار میگیره که باید به گناه کم سن و سال بودن توانایی های انکار ناپذیرشون نادیده گرفته بشه...محسن درسته ۱۹ ساله است اما یقینا اگر قرار باشه تست تعیین سطح معلومات و تسلط از مجریان گرفته بشه جزو ۳ یا اگر اغراق نباشه ۵ مجری برتر قرار میگیره...در حالیکه فقط و فقط ۱۹ سالشه!

به هر حال همونطور که اجرای محسن در سلام بهار هم قربانی اشتباهات افراد دیگه شد در ماه محبوب هم به نوع دیگه ای این فدا شدن شکل گرفت و محسن با یه بغض غریب که فکر نکنم حالا حالاها از یاد کسی بره و یه نگاه سنگین و یه دنیا حرف نگفته که تو دلش نگه داشت از برنامه رفت...

به این اصل اعتقاد داریم که خداوند هیچوقت اشک هایی که از سر دل سوختگی و دل شکستگی ریخته میشه رو بی پاسخ نمیذاره...اشک های دیروز محسن افشانی و خیلی از طرفدارانش از جنس همین اشک ها بود که دیر یا زود باعث و بانی جاری شدنشون چوبشو میخوره!

آقای علیخانی خوش اومدی به برنامه ای که ما جور دیگه ای بهش عادت کرده بودیم! منتظر اشک های مصنوعیتون هستیم تا قیاسش کنیم با اشک هایی که از عمق دل بر میاد! فقط نمیدونم به دست آوردن اون صندلی بی ارزش اجرا اینقدر اهمیت داشت که اینهمه دل یکجا شکسته بشه؟ دقیقه ای فکر کنید لطفا!

احسان علیخانی برات متاسفم که جلوی محسن افشانی میشینی و میگی خیلی ها هستن که دارن از صدافت و پاکی تو سواستفاده میکنن و در عین اینکه دارن ازت تعریف میکنن از پشت بهت خنجر میزنن، در حالیکه خودت اولین نفری هستی که اینکارو با محسن کردی...برات متاسفم که میای اول برنامه سلام میکنی و میگی "سلام من احسان علی خانی هستم دوست محسن افشانی"...وقتی که خودت اولین دشمنش شدی...خیلی سخته آدم بخواد کینه ای نباشه اما محسن اینکارو در حق تو کرد...خیلی در حقش نامردی کردی ولی اون با اینکه تازه در آستانه ی 20 سالگیه و تو 30 سالگی، تو رو بخشید!!!

 

****

اینم دانلود های قسمت آخر برنامه ی ماه محبوب ( از نظر ما دیگه ماه محبوب تموم شده محسوب میشه)

بعد ازاینکه صفحه باز شد چند ثانیه صبر میکنید تا عبارت Download Click Here ظاهر بشه بعد یا روش کلیک میکنین یا راست کلیک و Save Target as رو میزنین

           دانلود برنامه ماه محبوب (قسمت آخر محسن افشانی)

لینک دانلود قسمت اول

لینک دانلود قسمت دوم

لینک دانلود قسمت سوم 

 لینک دانلود قسمت چهارم

لینک دانلود قسمت پنجم 

 البته این مطالبو از وبلاگ پارمیدا جون برداشتم . من که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم شما هم

بخونید میفهمید من چی میگم....

نظر فراموش نشه هااااااا...

توجه :

راستی من سر قولم هستماااااااا اگه تو اپ پایین یا

این اپ زیاد نظر بدین اون قسمتو با چند قسمت دیگه براتون میذارمااااااا.... 

اینم چند تا عکس از ماه محبوب


گزارش و دانلود و جشن رمضان

این دفعه با یه گزارش ۴۰چراغی از محسن افشانی و خونه ترانه مادری که همون خونه

شب های برره و مرد کوچک و خواستگاران هست اومدم

جالبه اما کوتاهه :

محسن افشانی روی صندلی می نشیند...پایه های میز کوتاه و بلند است

و مدام بالا و پایین میرود.او با دست میگیردش و می گوید:اه ...این اعصاب من رو خورد کرد

¤چقدر اینجا رو دوست داری؟

ما از همون روزهای اول که توی اردیبهشت اومدیم اینجا به این خونه عادت کردیم

چه برسد به حالا که دو سه ماه اینجا هستیم ولی مهم ترین چیز این خونه اینه که

مردم باهاش ارتباط برقرار کردند

¤اگر صبح پاشی ببینی هیچ کدوم از عوامل گروه تون اینجا نیستن چه حالی پیدا میکنی؟

بعضی وقت ها این جوری میشه بچه ها سر لوکیشن خارجی هستند و هیچکس اینجا

نیست وقتی اومدم میگفتم اینجا چرا این جوریه؟چقدر ساکته...همیشه اینجا شلوغ پلوغه

¤اگه این خونه رو به تو بدهند چی کار میکنی؟

کاری نمیکنم.ماله منه دیگه! میام توش زندگی میکنم...شاید هم بفروشم بروم جای دیگه

زندگی کنم

¤دلت میاد؟

خب من خیلی رابطه حسی ای با این خونه ندارم شاید همین ۳ چهار ماه باشه

¤ولی تو توی این خونه معروف و شناخته شدی؟

من حس خاصی به اینجا ندارم شاید اگر این خونه ماله اجدادم بود اون موقع حس بهتری

نسبت بهش داشتم

¤حاضر بودی اینجا رو به کسی یا لوکیشنی اجاره بودی؟

اره پولش خوبه(میخندد)من خونه خیلی بزرگ دوست ندارم اگر ۵۰۰تا خانواده بودیم خوب بود

ولی اینجا خیلی بزرگه کجاش برم؟...چی کار کنم؟...اعصابش رو ندارم


 

رفتن بهرام نزد لیلا و تشکر و خداحافظی با وی : دانلود

سوتی سینا : چطوری سیا ؟!!!!! : دانلود

نظر فراموش نشه هااااااااااااااا....

توجه

 

بچه ها اگه نظرا زیاد باشه دانلود اون قسمتی که پویا و بهرام برای اولین بار همو میبیننو

میذارم...

 


و امااااااا....اینم جشن رمضان . ببخشید اگه کیفیتش خوب نیست ...

می تونید اینجا کلیک کنید و ببینید این برنامه رو!  یه کمم صبر کنید نیاین بگین لینک اشتباه بود!

امکان گذاشتن لینک دانلودش برامون نیست، و از این لینک برنامه رو فقط می شه دید!

نظر فراموش نشههههههههه هااااا....

 

مجله و دانلود

سلااااااااام . بچه ها این عکس مجله ی تیش هست . زود برین بخرین داره تموم میشه ها......

من دیگه متنشو نمیذارم چون تو وبلاگای دیگه هست .

 


 قسمتی از پشت صحنه ترانه مادری :                

دانلود

دانلود یک کلیپ از ترانه مادری :  

 دانلود

دانلود قسمتی که پویا و بهرام با هم دعوا میکنن !

دانلود

خیلی کیفیتاشون خوبه یه کی طول میکشه تا دانلود شه ولی می ارزه....

اینم از وبلاگ مروارید جون بود.

نظر یادتون نره.....

 

دانلود

دیدار بهرام و پویا : دانلود

دیدار فرخ و بهرام :دانلود

دیدار فرخنده و پویا : دانلود

ببینید حال کنید ....

کیفیتش عاااااااااااالیه

از وبلاگ عسل جون بود

نظر یادتون نره هاااااااااا....

 

عکسهای محسن و سیاوش در مراسم تقدیر از عوامل ترانه مادری

برای دیدن بقیه عکسا برین به ادامه ی مطلب....

 

ادامه نوشته

یه خبر  + یه گله

سلام بچه ها .....

من وبلاگ رسمی محسن افشانی رو پیدا کردم ...

امیدوارم که درست باشه ... ...

اگه خواستین یه سر بهش بزنین .(تو پیوندام هست)

راستی یه گله ازتون داشتم چرا انقدر کم نظر میدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...

مثلا همین لینک سفر بخیر . من به خواست خودتون گذاشتمش پس

چرا نمیرین ببینینو نظر بدین؟؟؟

دیگه دارم از وبلاگ نویسی نا امید میشم ....

تورو خدا توی هر پست نظر بدین ...

منتظر نظرات قشنگتون هستماااااااا...

مصاحبه محسن با مجله خانه و خانواده

محسن افشانی را قبل از اینکه به عنوان بازیگر ببینیم، به عنوان یک مجری توانا می شناختیم، چی شد که ناگهان تغییر مسیر دادی و وارد دنیای بازیگری شدی؟

 

من قبل از اینکه مجری شوم سالها بود که تئاتر کار میکردم و بازیگر شدن یکی از بزرگترین دغدغه های من بود اما بر اثر یک اتفاق وارد دنیای اجرا شدم.

 

چه اتفاقی؟

 

آقای علی مختارزاده که بازی من را در تئاتر دیده بودند به من پیشنهاد دادند که در یک آیتم در برنامه آستانه بازی حضور داشته باشم بعد از آنکه ظاهرا بعد از نوع برخورد و راحتی من با دوربین بسیار خوششان آمد و به من گفت محسن تو توانایی زیادی در صحبت کردن داری و دایره لغات تو به نسبت وسیع است اگر دوست داشته باشی می توانی به عنوان مجری فعالیت کنی، من هم پذیرفتم و بعد از برنامه آستانه، برنامه ای با نام بوم سفید را در جام جم اجرا کردم و بعد از آن هم در برنامه 60 روزه ای به نام سلام بهار به عنوان مجری حضور داشتم.

 

چه شد که در این سریال حضور پیدا کردید؟

 

من هم مانند سیاوش توسط آقای حمزه ای معرفی به این سریال معرفی شدم، با اینکه سیاوش هم به این سوال جواب داد اما دوست دارم خودم یکبار به طور جداگانه پاسخ این سوال را بدهم. به نظر من آقای سهیلی زاده در انتخاب من که قبلا یک مجری بودم واقعا ریسک کرد چرا که من را تا آن روز همه یک پسر شر و شیطون و حتی گاهی اوقات به عنوان بچه پررو (با خنده) می شناختند اما نقشی را که من بازی کردم 180 درجه با من تفاوت دارد.

 

اگر الان با توجه به شناختی که روی شما دو تا پیدا کردم سناریو را بدهند و بگویند بهرام و پویا را انتخاب کن مطمئنا نقش بهرام را به شما و نقش پویا را به سیاوش می دادم؟

 

بله، شاید با توجه به روحیات ما خیلی ها این کار را می کردند اما عوامل فیلم به ویژه آقای سهیلی زاده، حاتمی و محمدی از ما در نقش هایی بازی می گرفتند که کاملا از ما متفاوت است.ولی خدا رو شکر ما توانستیم از عهده ی این نقش ها بربیاییم.

 

اون اوایل که هنوز برای نقش پویا انتخاب نشده بودی با توجه به جذابیت هایی که نقش بهرام داشت وسوسه نشدی تا آن نقش را شما بازی کنی؟

 

چرا منتهی با خودم فکر کردم و گفتم بهرام به لحاظ شیطنت بسیار به من شبیه است و اگر من آن را بازی کنم هنر نکردم اما پویا 180 درجه با من متفاوت است و اگر من بتوانم پویا را خوب بازی کنم جای تشویق دارد.

 

به نظرت مردم با پویا ارتباط برقرار کردند؟

 

بله خدا رو شکر، ما تا به حال روی کاراکترهایی نظیر پویا در سریال هایمان چندان کار نکرده بودیم، پسری که در 17- 18 سالگی عاشق می شود و دوست دارد ازدواج کند و بچه درسخوانی که از توجه افراطی مادرش دچار مشکلات رفتاری شده است. ما خودمان در فامیلمان نمونه فردی با ویژگی های پویا داریم، پویا کاراکتری بود که شاید مانند شخصیت بهرام در جامعه زیاد نبود، اما ما مانند آن را حتما در آشنایان و فامیل دیده بودیم.نوع عاشق شدن و تصمیم گیری های او واقعا برای مردم جالب بود.

 

اجرا سخت تر است یا بازیگری؟

 

هر کدام سختی ها و دشواری های خاص خودش را دارد. اما کل من اجراهایم هم به گونه ای بود که در آن نوعی بازی وجود داشت. در هر صورت من بازیگری را بیشتر دوست دارم چرا که به تو این فرصت را می دهد جای همه آدم ها قرار بگیری، چیزی که در دنیای واقعی ما هرگز امکانش وجود ندارد.

 

شباهت تو و پویا در چیست؟

 

هر دو درسخوان هستیم و به شدت به درس اهمیت می دهیم.

 

اگر این سریال تمام شود چه چیزی از پویا در تو به یادگار می ماند؟

 

خواب های پویا، من تا به حال هر فیلم و سریالی که تماشا می کردم از اینکه می دیدم بازیگرانش خیلی آرام و صاف می خوابند ناراحت می شدم، چون به نظرم غیرواقعی می آمد، به همین خاطر در سکانس هایی که پویا میخوابید می بینیم او دهانش باز است و روی تخت کج و معوج خوابیده است.این نوع خوابیدن که در تلویزیون ما تازگی داشت برای من بسیار جذاب است.

 

وقتی برای اولین بار تصویرت رو در این سریال دیدی چه احساسی داشتی؟

 

به خاطر نقش پویا که برایم خیلی جذاب بود و تلاش زیادی هم کرده بودم تا به اون نزدیک شوم خیلی ذوق کردم.

 

کدوم سکانس این سریال را دوست داری؟

 

اون لحظه ای که زیر بارون با مامانم دعوا میکنم و از این همه توجه اش شاکی هستم پدرم هم با دیدن اون صحنه اشک از چشمانش جاری شد و سکانسی رو که زیر آلاچیق با پدرم حرف می زنم و از ارتباط و دیالوگ هایی هم که بین بهرام و پویا است خیلی خوشم می آمد.

 

بعد از این کار با پیشنهادات دیگری هم مواجه شدی؟

 

بله خانوم درخشنده از من خواستند تا در فیلم جدیدشان بازی کنم منتهی چون یک ماه از کار فیلمبرداریم در این سریال باقیمانده بود به ناچار عذرخواهی کردم.

 

دوست داری از این به بعد چه نقش هایی رو بازی کنی؟

 

خیلی دلم میخواهد اولین نقشی که بعد از این سریال بازی می کنم به لحاظ رفتاری و حتی گریم با پویا متفاوت باشد چون از کلیشه شدن بیزارم.

 

برنامه محسن افشانی برای آینده چیست؟

 

خیلی دوست دارم درسم را ادامه بدهم چون به شدت به ادامه تحصیل علاقمندم.بعد هم دارم برنامه ریزی می کنم تا در چهار پنج سال آینده به یکی از بایگران موفق در عرصه سینما و تلویزیون تبدیل شوم.

 

به بازی ات در این سریال چه نمره ای می دهی؟

 

خودم به بازی ام نمره ی 10 می دهم ولی زمانیکه برخورد مردم رو می بینم احساس میکنم آنها نمره ی 20 را برای من در نظر گرفتند.

 

به بازی سیاوش چه نمره ای می دهی؟

 

20 - او در این نقش فوق العاده ظاهر شد.

 

نظر خانواده ات راجع به این سریال و نقشت چیه؟

 

اون ها مثل همه ی پدر و مادرها به شدت ذوق می کنند و خوشحال می شوند . گاهی اوقات از اینکه می بینند پسر شر و شیطانشان دارد نقش یک پسر آروم و کم حرف و خجالتی را بازی میکند شگفت زده می شوند.

 

راستی متولد چه سالی هستی؟

 

1368

 

چند خواهر و برادر داری؟

یک خواهر دارم که 5 سالی از من بزرگتر است. رابطه ام با خواهرم بی نظیر است.

 

 

خواهرت در زمینه هنری فعالیت می کند؟

 

نه ایشان مترجم زبان انگلیسی هستند.

 

پدر و مادرت با ورودت به این عرصه مخالف نبودند؟

 

نه, چون می دیدند که حضور در سر تمرین های تئاتر باعث می شود که من راهی کوچه و خیابان نشوم و وقتم به بطالت نگذرد.

 

تا به حال شده دلت برای پویا بسوزد؟

 

بله, گاهی اوقات می بینم پویا واقعا مظلوم واقع شده است، به همین خاطر با او همذات پنداری میکنم و دلم برایش می سوزد.

 

در این سریال با یک بازیگردان کار کرده اید، به نظرت نقش او در رسیده به کاراکترهایتان چقدر بود؟

 

خیلی زیاد، آقای حاتمی از بازیگردانان خوب کشور هستند و برای اینکه به نقشمان در این سریال برسیم به ما بسیار کمک کردند، ایشان نکته های ظریفی را در بازیگری به ما آموختند که در ارائه بهتر نقش هایمان تاثیر زیادی داشت.از طرفی باعث شدند اقای سهیلی زاده فرصت بیشتری بار قسمت های هنری سریال مانند دکوپاژ داشته باشند.

 

گفتی دوست داری ادامه تحصیل بدهی؟ دوست داری در چه رشته ای وارد دانشگاه شوی؟

 

مهندسی مکانیک، سال گذشته در رشته ی فیزیک هسته ای قبول شدم اما چون این رشته به روحیه ی من نمیخورد تصمیم گرفتم بار دیکر در کنکور شرکت کنم.

 

قصد نداری اجرا را دنبال کنی؟

 

فعلا نه، بازیگری نسبت به اجرا از جذابیت های بیشتری برخوردار است. در این حرفه می توانی بیشتر پیشرفت کنی و توانایی هایت را نشان دهی.

 

پویا در این سریال عاشق دختری می شود و حتی قصد دارد با آن دختر ازدواج کند، به نظرت ازدواج در این سن منطقی است؟

 

عاشق شدن در این طبیعی است، چون در این سن احساسات پاک است و فرد بدون هیچ توقعی طرف مقابلش را دوست دارد اما بعدها که بزرگتر می شود همه چیز شکل منطقی به خود می گیرد، حتی عشق، من خودم شخصا با عشق و ازدواج در این سن موافق نیستم چرا که اکثر جوان ها در این سن اصلا شرایط ازدواج را ندارند و از هر جهت به خانواده هایشان وابسته اند.

 

فکر می کنی نسبت به همسن و سالهایت چه برتری داری؟

 

هیچ برتری نسبت به آنها ندارم من فقط علاقه ام را پیدا کردم و با جدیت آن را دنبال کردم. در نهایت به آن رسیدم، کاری که شاید اکثر جوان های ما بتوانند انجام دهند، فقط به کمی خودباوری و تلاش در این راه احتیاج دارند.

 

برخورد مردم با تو چطور است؟

 

آنها همیشه نسبت به بازیگران لطفا دارند، و این لطف شامل حال من هم می شود، وقتی می بینم که آنها نقش پویا را باور کردند و حتی من را با این اسم صدا می کنند واثعا خوشحال می شوم.

 

از خصوصیات اخلاقی ات بیشتر حرف بزن؟

 

من در کل یک پسر شر و شیطون و پرانرژی هستم، از روحیه ی شادی هم برخوردار هستم.

 

ترانه مادری جزو معدود سریال هایی است که بازیگرانش قبل از گرفتن هر سکانس تمرین می کنند؟

 

بله و شاید دلیل روان و یکدست بازی کردن بازیگران این سریال هم به همین خاطر است.

 

بازی کردن در کنار بازیگران حرفه ای مانند هما روستا، دانیال حکیمی، فاطمه گودرزی سخت نبود؟

 

چرا سخت بود، منتهی این بازیگران آنقدر بزرگوار بودند که تمام تلاششان را میکردند که بازی ما هم دیده شود، که جا دارد همین جا از آنها تشکر کنم.

 

اگر خودت در ترانه مادری بازی نمی کردی باز هم هر شب این سریال را دنبال می کردی؟

 

بدون تعارف بله، چرا که این سریال از قصه خوب و منسجمی برخوردار است.

 

حرفی داری که نگفته باشی؟

 

با اینکه می دانم ممکن است تکراری باشد، ولی دلم میخواد که باز هم از این افراد که نقش پررنگی در زندگی ام داشتند تشکر کنم، اقای عیرضا زرگوشیان، شاهد پیوند، حسن مصطفوی، آتیلا پسیانی، الهه کسمایی، علی مختار زاده، حسین سهیلی زاده و آقای حاتمی..

 

اسم هایت خودشات به اندازه یک تیتراژ بود، حرف دیگری نمانده؟

چرا میخوام با این جمله ها مصاحبه را تمام کنم.مامان عاشقتم.بابا دوست دارم.آبجی هوات رو دارم.

*******....

بچه ها حتما لینک پایینو ببینیداااا....

سفر بخیر....

سلام اینم برنامه ی سفر بخیر برید ببینید حال کنید

از اینجا می تونید سفربخیر رو ببینید!

نظر یادتون نرههههههه ها

فقط یه کمی دیر میاد تحمل کنید  لینک درسته ...

ببخشید دیگه بهتر از این نبود ولی کیفیتش خوبه....

دیدین گفتم....

سلاااااااااااااااااااااااااام

بچه ها دیدین بهتون گفتم که محسن میاد ؟؟؟؟؟ قبلا مژدشو بهتون داده بودم....

فکر کنم دیگه همتون محسن جونو  امشب دیدین

برای کسایی که ندیدن میگم که محسن مجری برنامه ی ماه محبوبه که هر شب بعد

از اخبار ساعت ۷ پخش میشه و تا قبل از اذان هم ادامه داره

به کسایی که ندیدن توصیه میکنم که ببینن خییییییییییییلی قشنگه

هم برنامش هم محسسسسسن جوووووووووون....

مهمون برنامه هم امشب اقای مجید اخشابی بود که محسن هر وقت میومد صداش کنه

اشتباهی فامیلیه خودشو میگفت(افشانی)..... 

نظر یادتون نرررررهههههههه ها

شکایت....

سلام من همین چند ساعت پیش پست پایینیو نوشتم . یه نفر که ناشناس بود اومدو ۲۴ تا نظر عین

هم دادو چرت و پرت گفتواقعا برای کسایی که مثل این فرد هستن و میرن تو وبلاگا و به موضوع وبلاگ و ...... ایراد الکی میگیرن و

به نویسنده توهین میکنن متاسفم .........

لطفا دیگه چرت و پرت ننویسید چون اون وقت مجبور میشم قسمت تائید نظرات رو فعال کنم..... 

(البته با اون کسایی بودم که چرت و پرت مینویسنا....)

(لطفا در مورد سوال پایین هم نظراتتونو بنویسید)

بازم سواااااااااال...

سلاااااااام ...

بچه ها کسی میدونه که یه فیلمی که تو موبایل دارم چه طوری 

میتونم وارد کامپیوتر کنم و بذارم تو وبلاگم؟؟؟

تورو خدا اگه کسی میدونه بگه چون به درخواست چند نفر میخوام مصاحبه ی سفر بخیرو

براتون بذارم...

لطفا اگه میدونید و میخواید بگید کامل توضیح بدین....

ممنون...

اینم دو تا عکس جدید ...

اینم دو تا عکس جدید از همون برنامه ی سفر بخیر...

قشنگ بود مگه نه مخصوصا عکس محسن جونم...

تو عکس بالایی محسن داره میگه سیاوش خواهش میکنم.... خواهش میکنم...

توعکس پایینیم سیاوش داره میگه مراقب خودتون باشید...

مصاحبه ی سیاوش خیرابی در مجله ی اتفاق نو به مناسبت اول شدنش تو رای گیری این مجله

سیاوش خیرابی خوش اخلاق تر از آنی است که فکر میکردیم، خصوصا بعد از ساعتها حضور در محل تصویربرداری "ترانه مادری" و خصوصا این روزها که محبوب اهالی کوچه و خیابان هم هست.خوش اخلاقی سیاوش وقتی به دل می نشیند که انرژی مثبت او را از اولین لحظات برخورد کاملا احساس می کنیم.

گفتگوی ما اصولا صورت رسمی پیدا نمی کند و از این بابت کاملا راضی هستیم.

باور کردم

مسیر حرکت سیاوش از منفی به مثبت است.او را خیلی دوست دارم و خیلی راحت باورش کردم. وقتی این باورپذیری به وجود آمد بیشتر حواسم را به بازی ام دادم. با تماشای هر قسمت متوجه درصدی از اشتباهاتم شدم و الان خیلی خوشحالم که بعضا می شنوم در چند هفته ی اخیر پیشرفت کرده ام.

شباهت به نرگس

درست است که ترانه مادری را همان نویسنده نرگس نوشته و هر دو سریال هم ملودرام های شبانه هستند اما من شباهتی میان این دو سریال نمی بینم.باور کنید خودم تا چند هفته بعد از آغاز فیلمبرداری نمی دانستم اقای مسعود بهبهانی نیا هم نرگس را نوشته و هم ترانه مادری را !

تلخون باعث معرفی من شد

نهم فروردین امسال تله فیلم تلخون ساخته علیرضا امینی با بازی من از شبکه سه پخش شد. از خوش شانسی من آقای محمد حمزه ای این تله فیلم را دیده و به همین دلیل برای نقش بهرام مرا به گروه پیشنهاد داد. خدا را شکر برای نقش بهرام برگزیده شدم. آقای امینی هم کارگردان خوبی است و هم انسان بزرگواری. در این تله فیلم شاهرخ استخری هم بازی میکرد. برای او نیز اتفاقات خوبی افتاده و الان مشغول بازی در یک سریال است. جالب است بگویم بیتا سحرخیز هم با بازی در یکی از آثار آقای امینی به جامعه بازیگری معرفی شد. من دو هفته بعد از پخش تلخون کارم را در ترانه مادری شروع کردم.

اصلا نزول نمی کند

من در جریان داستان ترانه مادری هستم و مطمئن باشید این سریال تا قسمت پایانی اش به هیچ عنوان نزول نخواهد کرد. با کارهای قبلی اقای سهیلی زاده آشنایی داشتم و از میان آنها آخرین گناه را که ماه رمضان دو سال پیش پخش شده بود، بیشتر پسندیدم.

از آنها قول گرفتم

بازیگری مسیر پر پیچ و خمی دارد و من تازه در اول راه هستم. از آقایان حاتمی، حمزه ای و سهیلی زاده قول گرفته ام که در همیشه در تصمیم گیری هایم کمک کنند و نگذارند تنها باشم. من بازیگری نیستم که بدون مشورت بخواهم کاری را انجام دهم. هر چقدر هم تجربه داشته باشم باز هم از فردی مثل سهیلی زاده کم تجربه تر هستم.

از سوم راهنمایی

از کلاس سوم راهنمایی بازیگری را شروع کردم و تا زمانی که به دانشگاه رفتم نیز بازیگری یکی از دغدغه های من بود.در کانون سینماگران یکی دوره بازیگری را پشت سر گذاشتم و شش

فیلم کوتاه بازی کردم.

دو سال ناامیدی

انتظارم برای آنکه بعد از آموزش های بازیگری جذب پروژه های سینما یا تلویزیون بشوم بدون نتیجه ماند. حدود دو سال در شرایط ناامیدی به کار ادامه دادم.

حس پنهان

یکی از نقاط امیدواری ام حضور در یکی از سکانس های سینمایی حس پنهان بود. همین حضور چند ثانیه ای هم برای من نمی توانست کوتاه باشد، چون هیچ تجربه ی سینمایی نداشتم و بالاخره باید از جایی شروع میکردم.

سرپرست فروش

زمانی که فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر گرفتم، هیچ علاقه ای به ادامه تحصیل پیدا نکردم و در یک شرکت خصوصی به عنوان سرپرست قسمت فروش کارم را شروع کردم تا به درآمد برسم. من دیپلمه هنرستان هستم و برای دوران سربازی هم معاف شدم.احتمالا همین امسال برای گرفتن لیسانس کامپیوتر کنکور می دهم.

بازیگر کاسب؟!

گرچه در کار اقتصادی حضور داشته ام اما به هیچ عنوان نمی خواهم به عنوان بازیگری که کاسب هم هست به کارم ادامه بدهم.

برادرانم: اورنگ و آرش

بچه سوم خانواده هستم و دو برادر بزرگتر از خودم دارم: اورنگ(متولد 56) و آرش(متولد 59). خودم هم که متولد سال 63 هستم. پدرم آتلیه عکاسی داشت و الان هم برادرانم در آتلیه عکاسی فعالیت می کنند. به همین خاطر از همان ابتدا با دوربین بیگانه نبودم و از آن نمی ترسیدم. وقتی مقابل دوربین سینما رفتم، لنز اصلا اذیتم نمی کرد. شاید یکی از دلایلش این بود که از دوران کودکی برادرهایم با دوربین های خانگی فیلم میساختند و من برایشان بازی می کردم.

زمانی که برنامه ی "ساعت خوش" پخش میشد، تب فیلمسازی و بازیگری در من و برادرهایم به اوج رسیده بود.

پدر و مادر در مسافرت

پدر و مادرم این روزها بیشتر در مسافرت هستند، اما سریال ترانه مادری را تعقیب می کنند و هنوز هم مشوق من برای ادامه بازیگری هستند.

مدل موهایم را عوض کردم

قبل از ترانه مادری به عنوان یک جوان ایرانی تقریبا مثل بهرام لباس می پوشیدم اما مدل موهایم فرق میکرد.در طول چند ماه اخیر شدیدا به بهرام علاقمند شده ام.

حمزه ای و حاتمی

محمد حمزه ای حق بزرگی به گردن من دارد و محمد حاتمی هم انصافا به من کمک کرده است تا مقابل دوربین شرمنده سهیلی زاده و سایر اعضای گروه نباشم. این صمیمیت برای من یک دنیا ارزش دارد.

بالاتر از "نرگس"

بر اساس آمار منتشر شده، تعداد تماشاگران ترانه مادری نسبت به نرگس بیشتر است و از این بابت بسیار خوشحالم.

ساکن سعادت آباد

ساکن سعادت آباد هستم. دوست دارم بعد از ترانه مادری نقش یک جوان جنوب شهری را بازی کنم که هیچ شباهتی به بهرام نداشته باشد.

کمک های سه بازیگر خانوم

با محسن افشانی هیچ مشکلی ندارم و تصور میکنم ما به عنوان جوان های این سریال توانسته ایم کارمان را در کنار یکدیگر به درستی انجام بدهیم. از میان بازیگران ترانه مادری خانوم فاطمه گودرزی به من کمک فراوانی کرده اند.همین خانوم روستا، خانوم پاوه نژاد هم برخلاف نقشی که بر عهده دارند به عنوان یک بازیگر انصافا به فکر من بوده اند و هستند تا کارم را بهتر انجام بدهم.

حس پنهان را دوبار دیدم

حس پنهان را دوبار در سینما دیدم. وقتی سکانس من شروع میشد خیلی از تماشاگران نام "بهرام" را صدا می زدند. خوشحالم که نقشم در این فیلم هیچ ربطی به بهرام و ترانه مادری ندارد. بعد از پایان این فیلم تعدادی از تماشاگران گفتند: ما چون می دانستیم تو در این فیلم بازی کرده ای، به تماشای حس پنهان آمدیم اما نمی دانستیم نقشت اینقدر کوتاه است.

7 صبح تا 9 شب

هر روز از 7 صبح تا 9 شب در محل فیلمبرداری هستیم و سپس به خانه می آییم و سعی می کنیم قسمتی که آن شب پخش می شود را ببینیم.فکر می کنم بعد از پایان تولید ترانه مادری(احتمالا دهم شهریور) به مدتی استراحت احتیاج دارم.

حرکات اضافه

با تماشای بازی خودم و راهنمایی های سهیلی زاده و حاتمی از حرکات اضافه ام کم کرده ام و احساس میکنم هر چقدر راحت تر جلوی دوربین باشم، تماشاگر هم بیشتر خوشش میاید.

نقش مطبوعات

شک ندارم مطبوعات به مطرح شدن ما خیلی کمک کرده اند و سعی میکنم با آنها ارتباط دوستانه ای داشته باشم.انتخابم به عنوان بهترین بازیگر سریال ترانه مادری هم برای من اتفاق بسیار خوبی است و آن را فراموش نمی کنم.

زندگی ایده آل، مجله محبوب

قبل از ترانه مادری هم گهگاه مجلات را می خریدم. زندگی ایده آل، مجله محبوب من است.

براد پیت

یک ارشیو تقریبا کامل از فیلم های خارجی دارم و از میان هنرپیشه های خارجی براد پیت را بیشتر می پسندم. وقتی می خواهم فیلمی را ببینم داستان آن برایم مهمتر است تا نام بازیگرانش.

صدای مدرس روی گوشی

ترانه تیتراژ ترانه مادری را با صدای امیرحسین مدرس را خیلی دوست دارم و آن را روی گوشی تلفن همراهم قرار داده ام!

مردمداری را از پدرم یاد گرفته ام

مردمداری را از پدرم یاد گرفته ام و سعی میکنم با مردم بهترین برخورد را داشته باشم.پدرم در مورد مردم میگوید: آنها هستند که ما هستیم.

خوب اینم از مصاحبه ...

من تو وبلاگ تبسم جون خوندم که یه خانومی به نام ساناز تو یه کی از برنامه ها شنیده که محسن

مجری یه کی از برنامه های ماه رمضانه  تو سایت شبکه ی ۳  مجری تمام برنامه ها بجز دو برنامه

مشخص شده . که اون دوبرنامه یه کی اسمش ماه محبوب هست که قبل از افطاره و بعدی هم

یه برنامس که هر شب ساعت ۹ پخش میشه و هر دو تاشم برنامه ی زندس...

 میتونیم امیدوار باشیم که محسن دوباره میاد...

تورو خدا دعا کنید که حقیقت داشته باشه......