یه خبر بد با یه شایعه ی مسخره....

بچه هاااااااااااااا مرد مجهولو تو اذر ماه فکر کنم ۲۳ اذر پخش میکنن

هممون سر کاریم . ... فقط اومدم بهتون بگم که منتظر نباشین . منم

این خبرو از دوستم(راضیه) شنیدم . اونم تو سایت: www.pars-actor.blogfa.com دیده بود....

واما شایعه ی مسخره: امروز که با بروبچ داشتیم از مدرسه برمیگشتیم رفتیم دکه کنار

مدرسمون یه مجله دیدم که عکس سیاوش روش بود . بالای عکس سیاوشم نوشته بود:

مبارک باشه اقا دوماد ما ...... من که خیلی تعجب کرده بودم . از یه کی از

دوستام شنیده بودم که سیاوش تو یه جایی که باهاش مصاحبه کردن ازش پرسیدن( اخرین

 عروسی که رفتی عروسیه کی بود؟ گفته دختر داییم . اونجا هم به زور رقصیدم.!!!!!!!!

بعد ازش پرسیدن : تاحالا عاشق شدی؟ گفته: اره . !!!!!!!! بعد گفتن خوب حالا کیه ؟

 سیاوشم گفته این که کیه بماند ولی ۱۶ - ۱۷ سالشه ولی از همینجا

میگم که دوسش دارم . خودشم میدونه ولی به روش نمیارم. ) به نظر منم که یه شایعه

 بیشتر نیست.ما باید از اقا سیاوش حمایت کنیم نه این که هرکی هر چی گفت زود

 باور کنیم.اصلا به سیاوش این حرفا نمیااااااااااد. پس خودتونو واسه ی یه شایعه الکی

ناراحت نکنین.اینم یه عکس از سیاوش:

چه قدر گیگیلیه.............

اینم چنتا دانلود....

دانلود پشت صحنه مرد مجهول

دانلود جشن گلریزان با حضور سیاوش قسمت اول

دانلود جشن گلریزان با حضور سیاوش قسمت دوم

البته از وبلاگ سارا جون و مژگان جون بود.


حالا محسن جونم.

سلاااااااااام بچه هااااااااا ... من دیروز یعنی جمعه با دوستای گلم: راضیه جونو  الهام و ارزو

 ساعت ۴ تا ۵:۳۰  پاشدیم رفتیم مجتمع باقرالعلوم که تو جنت اباده اخه خونه ی ما هم اونجاست

 اونجا یه جشن بود.با خودم گفتم مهدیه این اخرین فرصته

محسن اومده بیخ گوشت اگه ازش عکسو امضا نگیری خیییییلی دیوونه ای  وقتی وارد سالن

شدیم  یه ربع که از برنامه گذشت یه دفعه مجریه داد زد

 گفت: و امااااااااا ....

جوان موفق ترانه مادری : محسن افشانییییییی

منو دوستامم که داشتیم میموردیم از خوشحالی . خلاصه محسن دقیقا از کنار صندلی

 ما رد شد و رفت روی سکو. سلام کردو یه کمی حرف زد و گفت که  که تو رادیو جوان

 برنامه ی زنده داره و باید بره. وقتی رفت منو راضیه دوییدیم دنبالش تا ازش امضا بگیریم .

 ولی یه یارو اومد جلو و گفت که نمیشه برین دنبالش . برین بالا واسه سانس بعدی میاد .

 ماهم که دیگه واسه سانس بعد پول نداشتیم وقتی برنامه تموم شد از ساعت

۵:۳۰ تا ۶:۳۰ وایسادیم جلوی در که تا محسن اومد بره بالا ازش امضا بگیریم خلاصه خیلی

 وایسادیم ولی نیومد . یه پسره که مسوئل اونجا بود وقتی دید ما زیاد وایسادیم ازمون

 پرسید شما چرا بیرون وایسادین؟ ما گفتیم که منتظر محسنیم

بعد پسره رفت از تو ماشینش یه کارت پستال اورد که توش یه دعوت نامه بود به ما گفت اینو

بگیرینو برین بالا هر کی هم بهتون گیر داد بگین ما از طرف اقا وحید اومدیم. یعنی ما بدون بلیت

رفتیم بالا . پسره بهمون گفت اگه میخواین محسنو ببینین نرین تو سالن چون اونجا

بادیگارداش نمیذارن . همین جا تو راهرو بمونین وقتی اومد خبرتون میکنم. ما همون

جا موندیم .  تو این مدت ما با اقای احمد پور مخبر هم عکس انداختیم خیلی باحال بود

 وقتی میخواستیم عکس سومو باهاش بندازیم گفت تا 3 نشه بازی نشه بیاید

 وایسین عکس بگیریم مامان الهامو ارزو هم زنگ زد گفت که بیاید خونه اخه ما

 خودمون 4 تا رفته بودیم . اونا رفتنو منو راضیه چشم انتظار محسن موندیم .

 هی پسره میومد میگفت الان محسنم میاد ولی الان الان گفتنش شد 45 دقیقه .

منو راضیه نشسته بودیم داشتیم در مورد یه چیزاییییییی با هم حرف میزدیم که دیدیم یه دفعه ای

محسن از پله ها اومد بالا . انگار پسره از قبل بهش گفته بود که ما بالا منتظرشیم

چون تا اومد به جایه این که بره بالا اومد طرف ما و گفت سلام سلام. میخواین عکس بگیرین .؟؟؟

 ما هم گفتیم ببببببببله...   بعد که با هم عکس انداختیم . کارت پستال منو گرفتو گفت

به اسمه؟ منم گفتم مهدیه . بعد نوشت: مهدیه جون موفق باشی...

زیرشم امضا کردو نوشت محسن افشانی . انقدر عجله داشت که برای راضیه رو امضا نکرد و

سریع رفت بالا . بعد راضیه رفت به اون پسره گفت که واسش از محسن امضا بگیره منم به فکرم

رسید که کارتمو که توش امضا کرده بودو بدم تا واسم یه جمله بنویسه . بعد پسره رفت بالا

که اونا رو بهش بده. خلاصه برنامه تموم شدو ما تا ساعت 7:45 وایسادیم ولی پسره نیود .

من رفتم بالا تا ازش کارتامونو بگیرم . دیدم همه ی دخترا وایسادنو میخواستن از محسن

امضا بگیرنو محسنم رفته بود تو اتاق استراحت. من رفتم پسره رو صدا کردمو کارتارو ازش گرفتم .

بهش گفتم نوشت دیگه؟؟؟؟؟ گفت اره اره برو حله . همه ی دخترا از منو راضیه میپرسیدن

شما از محسن امضا گرفتیییییییین؟؟؟ ما هم گفتیم بلههههههههه پس چی فکر کردین

باهاش عکسم انداختیم . به من میگن مهدیه پلنگ به راضیه هم میگن راضیه ببر!!!!!!!!

بعد که از جمعیت اومدیم بیرون من کارتمو باز کردم دیدم نوشته:

دل من با دل تو خورده گره

نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره

دو کلوم حرف حساب باهات دارم

میخوام بگم دوست دارم عاشقتم

منم عاشقتم عسیسسسسسسسسم... ........

منو میگین؟؟؟ داشتم میموردم از خوشحالی . دیروز بهترین روز زندگیم بود .

فکر میکنم که منو راضیه خوشبخت ترین دخترا هستیم چون  ما تنها ترین کسایی بودیم که

دیروز با محسن هم حرف زدیم هم عکس انداختیم هم ازش امضا گرفتیم . تازه اونم تو یه

جایی که هیچ کس دیگه ای بجز ما 3 تا (منو محسنو راضیه)  نبود.

اخه اصلا فکرشو نمیکریم که باهامون عکس بگیره . !!!!!!! چون سیاوش گفته که به ماها اجازه

 نمیدن با دخترا عکس بندازیم.

قربون محسن جونم برم انقدر نااااااااااااااااااااز شده بووووووووووووووووود که حد نداره.... ...

به امید روزی که دوباره منو راضیه و تمام کسایی که محسن و سیاوشو

دوست دارن  اونا رو از نزدیک ببینه...    الهی امیییییییین...

این عکس از محسن جوووووونم که از وبلاگ پریچهر جونه...

اینا هم از وب سارا جونه:

راستیییییییی محسن با همین لباس مشکیش که با فاطیما عکس انداخته

 با ماهم عکس انداختاااا...

اینم از وب اون یه کی سارا جون .

 bah bah

واااااااااااااااااای الهی قربونش(محسن) برم که انقدر نااااااااااااااااازهههههههههه....

....

اینم عکس سیاوش که از وبلاگ سارا جوووووووووونه...

سیاوش دوست داریم.....منم که اوچیکتم.....

اوه چه اخمی کرده.!!! (شوخی کرده)

سارا جون از کمکات خیلی ممنونم گلم...

نظر یادتون نره هااااااااااا....