سلام بچه ها ...

دیدین ترانه ی مادری تموم شد؟؟؟

اونجا که پویا و بهرام فهمیدن که برادرن  و   به طرف هم دوییدن و همو بقل کردن من خیلی گریم گرفت...

ولی قبول دارین که اخرش یه کمی بی سرو ته تموم شد ؟؟

ولی هر چی شد و هر چی بود خیییییلی قشنگ بود تا حالا خودمو ندیده بودم که این جوری گریه کنم...

انگار یه چیزی ازم کم شده . تازه امشبم دوتا قسمت اخرشو با پشت صحنش قراره پخش کنن و ما هم

میبینیم  فردا هم تکرارشو چند شب دیگه هم احتمالا نقدشو ... بعد از اون چی .؟؟؟؟؟

اگه میدونستن که چقدر ما به این برنامه عادت داشتیم شاید به این زودی تمومش نمیکردن!!!!

 شما رو نمیدونم ولی من که یه جورایی معتادش شده بودم حتی هفته ی پیش که عقد پسر عموم

بود من نرفتم چون می خواستم ترانه ی مادری رو ببینم... الان که دارم براتون مینویسم دارم گریه

میکنم... ولی بدون این که کسی بفهمه ....

به بابام گفتم بابا ترانه ی مادری تموم شدا... گفت عیبی نداره این تموم شد یه کی دیگه شروع میشه...

کسی نمیدونه که تو دل من چی میگذره...........!!!!من سریال دیگه ای رو نمیخوام ... من بهرامو پویا

رو میخوام....

من فقط ترانه ی مادری رو نمیدیدم بلکه باهاش زندگی میکردم ...

زندگیمو  ازم گرفتن....

هر کی با من موافقه بیاد نظر بده....