X
تبلیغات
Mohsen & Siavash* - گزارشی از پشت صحنه ی سریال ترانه ی مادری
"هر رفتني رسيدن نيست ولي براي رسيدن بايد رفت"

 نوبتی هم باشه نوبت مصاحبه ی محسن جونه...

يك باغ در منطقه سعادت آباد قرار ما بود براي اينكه سري به لوكيشن سريال پر بيننده ترانه مادري بزنيم .اين روزها بسياري از افراد شب كه ميشود شبكه سه را اتنخاب ميكنند و داستان زندگي اين دو برادر را پيگيري ميكنن تا بفهمند بالاخره اين دو برادر به هم ميرسند و ماجراي زندگي خود را ميفهمند يا نه.وقتي م رسيديم گروه مشغول استراحت بود و وقت ناهار را ميگذاراندند.بعد از هماهنگي كه با محمد حمزه اي دستيار اول حسين سهيلي زاده كارگردان انجام داده بوديم حالا وقت آن رسيده است كه از نزديك شاهد همه چيز باشيم.يك باغ خيلي بزرگ كه وقتي وارد شديم به هر گوشه اي كه نگاه ميكرديم ياد يكي از سكانس هاي اين سريال افتاديم.كنار باغ يك آلاچيق بزرگ هست و قرار است كه سهيلي زاده از گوشه گوشه اين باغ استفاده كند و هر گوشه ي آن بخشي از داستان را رقم بزند.سهيلي زاده كارگردان بسيار هوشياري است و از همه چيز به خوبي استفاده ميكند او كسي است كه ك معمولا كارهايش پربيننده است و همه را تا پايان پاي كار خود مي نشاند.

روزهاي اعتراض آخرين گناه و پيله هاي پرواز از جمله كار هاي سهيالي زاده است كه همه جزء كار هاي پر مخاطب شبكه هاي مختلف سيما بوده و حالا نرانه مادري با حضور بازيگران برجسته تلويزيون و دو جوان جوياي نام كه به خوبي از آنها بهره گرفته دو چهره  ي جديد را به سينما و تلويزيون ما معرفي كرده است.شايد باور نگنيد كه اين خانه باغ همان باغ معروف  سريال شب هاي برره است كه مهران مديري پيش از اين آن را لوكيشن كار خود قرار داده بود و حالا در اين سريال خانه باغي است كه همه ماجراها در آن ميگذرد و جنجال ها همه بر سر اين باغ است .

ابتداي ورود به باغ با محسن افشاني رو به رو شديم كه نقش پويا را بازي ميكند.او پيش از اين محري برنامه نوجوانان بوده و حالا بازيگر نقش پويا است.محسن با گريمي كه دارد با چهره و شخصيت خودش متفاوت است چون هنوز زمان باقي است با او به يكي از اتاق هاي خانه ميرويم و اين طور باب گفتگويمان آغاز ميشود :

چه حسي داري از اينكه در يك كار پربيننده حضور داري ؟

خوشحالم از اينكه در كنار پيشكسوتان بازي ميكنم با يك گروه خوب آقابان سهيلي زاده بهبهاني نيا محمدي مهام حمزه اي و خانم ها روستا گودرزي لاكان يآقاي حكيمي عمراني و حاتمي كه خيلي همه خوب هستند.

فكر ميكردي كار پربيننده باشد؟

بله.

از كجا؟

وقتي تعريف كردند كه قرار است چه اتفاقي بيفتد حس كردم چون خودم دوست دارم بقيه هم حتما دوست دارند.

ترانه مادري اولين كارتان در تلويزيون بود؟

نه در يك اپيزود از سريال كرآگاهان نيز بازي كردم و قبلا هم مجري برنامه هاي نوجوان بودم ولي اين اولين كار بلند من است

نترسيدي كه در يك كار روتين و شبانه بازي مي كني و اين كه ممكن است به تكرار بيفتي؟

نه اصلا.

پيشنهاد جديدي داري ؟

از طرف خانم درخشنده و برومند پيشنهاد داشتم ولي هنوز چيزي قطعي نشده است.

فكر نميكني كه در همين سريال هاي شبانه باقس بماني ؟

قطعا اين طور باقي نمي ماند تعدد شخصيت ها اينقدر بالاست كه مطمئنا شايد در 100 تا يكي اينطور باشد و ممكن است اينجا كه پويا نظري هستي در سريال دهمي هم پويا نظري تكرار شود كه فكر نمي كنم اين طور باشد

پويا چه شخصيتي داشت كه پذيرفتي نقش او را بازي كني؟

من خيلي دوست داشتم اين نقش را بازي كنم چون پذيرفتنش دست من نبود و كار اولم هم بود از اول قرار بود كه نقش پويا را بازي كنم وقتي از طرف آقاي حاتمي بهبهاني نيا و سهيلي زاده توضيح داده شد كه چنين شخصيتي هست و بهرام هم به همراهش است به خاطر اينكه فوق العاده با شخصيت من فرق داشت دوست داشتم آن را بازي كنم و اگر غير از اين هم بود كار ميكردم.اما خيلي دوست داشتم كه محسن از شور و حال 100به صفر برسد سر به زير و بچه درسخوان بشود و تغيير كند و اين نوع بودن را هم امتحان كند .

شما در شبكه ي چام جم هم برنامه بوم سفيد را داشتي كه اكتيو و پو تحرك بودي؟

بله در شبكه ي يك هم سلام بهار را داشتم كه همينطوري بود و مردم هم نوقع داشتند كه همان محسن پر شر وشور ديده شود.

پويا خيلي آرام و ساكت است و در يك جاهايي يكدفعه فوران ميكند.چطور اين سكوت و اين فوران را با هم مچ كردي؟

بازي كه بيننده ها و دوستان مي بينند بخشي به مدد كمك هاي آقاي حاتمي است كه بازيگردان كار هستند و خودشان هم بازيگرند و خيلي خوشحالم كه در كنارشان هستم.توضيحاتي كه آقاي سهيلي زاده به من و سياوش و ديگر بازيگران مي دهند خيلي به ما كمك مي كند.به هر حال من از اول كه نمي دانستم پوبا بايد اين طور باشد و توضيحات اين دوستان به من كمك كرد كه بتوانم اين كار را اجرا كنم.

چند در صد تلاش كردي تا به شخصيت پويا برسي ؟

من صد در صد تلاش خودم را كردم اما نمي دانم كه به چند درصد آن رسيده ام.خودم از بازي خودم هيچ وقت راضي نمي شوم شايد آن موقع كه خودم بازي مي كنم وقتي كارم را مي بينم احساس خوبي ندارم.شايد هم جا داشت كه بيشتر از اين كار كنم ولي بعد وقتي نظرات دوستان و بازيگران و سهيلي زاده و و بهبهاني يا و غيره را مي بينم مي گويند خوب بوده حالا نمي دانم از روي تعارف بوده يا نه.

چقدر درگير مسائل پويا هستي؟

چخيلي دوستش داشتم روز اول آقاي حاتمي به من گفتند كه يك بازيگر خوب كسي است كه براي نقشش يك شناسنامه درست كند و راهنمايي ام كردند من هم به سراغ اين رفتم كه ببينم پويا مي تواند چطور باشد.به اين فكر كردم كه پويا ميتواند يك شانه در جيبش داشته باشد 4سال پيش با يكي در مدرسه دعوا كرده باشد همسايه كناريشان يك سرهنگ باشه دستمال اتو كشيده در جيبش داشته باشو دو ...اينها جزء شخصيت هاي وي بودووقتي خجالت ميكشيد مثلا چطور ميشود به هر حال همه ي اينها را من به كمك آقاي حانمي و سهيلي زاده ساختم و خيلي هم خوب جواب داد و بيننده ها پذيرفتند.

پويا و بهرام نماينده ي نسلي از جوانان ما هستند كه ممكن است با چنين مشكلاتي دست و پنجه نرم كنند با آنها برخورد كرده اي؟

بله من هم سراغ دارم سراغ دارم كساني را كه اين مشكلات را دارند و حتي يكي از جذابيت هاي اين نقش اين بود كه من مي ديدم كساني را كه اين مشكلات را داشتند و حتي در سنين بالاتر هم هنوز مادرشان برايشان تصميم مي گرفت و خريد مي كرد.اين از جاهاهايي بود كه من دوست داشتم اينكه هميشه اين ترس از مادر وجود داشت.

آيا از قسمت هاي آخر سريال خبر داري ؟چقدر از پايان بندي كار راضي هستي؟

در حال نگارش است و ما تنها سيناپس كار را خوانده ايم هنوز اتفاقي را كه قرار است رخ دهد را نمي دانيم اما حداقل چيزي است كه بينننده نميتواند حدس بزند و اين را دوست دارم .

خودتان كار هنر را از كجا شروع كرديد؟

4 سال پيش تئاتر را از كانون فرهنگسراي سالمند شروع كردم با شاعد پيوند و عليرضا زردوشان در فرهنگسراي فجر با حسن مصطفوي در خانه ي هنر هاي ايراني با پرستار و عباس رنجبر و افتخار اين را داشتم كه دو جلسه سر كلاس هاي آقاي پسياني بروم ولي اجازه ي حضور به من ندادند و از كلاس بيرونم كردند آن هم به اين دليل كه ظرفيت كلاس ها پر شده بود (من شيطان نبودم!)و چون آخرين نفري بودم كه پبت نام كرده بودم اولين نفري بودم كه مجبور به ترك كلاس شدم .

از آنجا چند تئاتر كار كردم با آقايان داخ حسين مسافر آستانه و نادر رجيب پور كه پرفرمنس بود.بعد از آن به برنام هآستانه رفتم و در آيتم هاي برنامه بازي كردم كه با گذشت اندك زماني گفتند كه در آيتم هاي كوچ كاجرا داشته باشم كه پذيرفتم اين كار را انجام دهم و زماني كه آقاي مختارزاده از برنامه رفت من شدم مجري يك برنامه آستانه.حدود 5ماه كار انجام دادم و ماه هاي آخر برنامه ي زنده اي بود به اسم ما دوتا كه آن هم پيشنهاد شد و من پذيرفتم و سلان بهار هم كار 60 قسمتي بود كه بعد از آن انجام دادم.

گفتي كه آتيلا پسياني از كلاسش بيرونت كرد .حال اگر در كاري با او همكار شد يدر برخورد اول به او چه مي گويي؟

ميگويم(من همون شاگردت بودم كه من رو از كلاست بيرون انداختي!)جالب است بدانيد كه آقاي ژاكام كه نقش پدر من را بازي مي كنند يكي از تئاتر هاي من را رد كردند و روز كه آمدم اينجا و نگاهشان كردم ايشان را شناختم وقتي كه گفتند قرار است نقش پدرت را بازي كند من هم به شوخي گفتم بازي نمي كنم و به آقاي دژاكام گفتم (يادت هس تكه تئاتر من را رد كردي؟)ولي اين تنها يك شوخي بود و از بازي در كنار ايشان لذت مي برم .

عرصه ورودت به تلويزيون اجرا بود و حالا بازي مي كني به نظرت كدام سخت تر است و برايت ارجحيت دارد؟

اجرا سخت تر است و بازي دوست داشتني تر هر دو جذاب هستند و دوستشان دارم اما باز يبه لحاظ اينكه تعدد شخصيتي وجود دارد و ب ههر حال ميگويند بازيگر پويا نظي ميشوي محسن افشاني تبديل به يك ديوانه مي شود يا ناراحتي يا خوشحالي به هر حال شخصيت هاي متفاوتي را مي تواني بازي كني در حالي كه مجري هميشه يك شخصيت دارد ضمن اينكه دوسن ندارم اسمم مجري بماند چون هدفم بازي بود و ناخود آگا هب هسمت اجرا كشيده شدم و چون هميشه بازي را دوست داشتم هيچ موقع خودم را مجري نمي دانستم و تنها بازيگر آن برنامه بودم به نظرم مجري يك سري ويژگي ها دارد كه من ندارم مجري ها يك تيپ خاصي مي گيرند براي اجرا ولي من خودم بودم و روي آنتن هم بازي مي كردم .

حالا كه شناخته تر شد ي اگر پيشنهاد اجرا بدهند باز هم قبول مي كني؟

هنوز تصميم نگرفته ام ولي قطعا فعلا اين كار را انجام نمي دهم

سكانسي كه خيلي به دل خودت نشسته كدام بوده است؟

جايي كه با پدرم زير آلاچيق دعوا مي كنم و ارتباطم با بهرام كه كه با هم حرف مي زنيم و گريه مي كنيم و يك جا هم دعوا با مادري كه ميگويم مامان من ازت شاكي ام

متولد چه سالي هستي؟.

11/1/68

هدفت را براي آينده مشخص كرده اي؟

بله مسلما تا 5-6 سال سال ديگر اين كار را انجام ميدهم و بعد منحصرا به سراغ درس خودم ميروم رشته من رياضي فيزيك است امسال هم در كنكور شركت كردم و با و با رتبه 8912قبول شدم و چيزي كه مد نظرم است رشته مكانيك حرارات سيالات است .

چرا به جاي درس خواندن هنر را ادامه ميدهي؟تو كه در نهايت اين كار را كناز ميگذاري...

كار نلويزيون براي من يك سرگرمي است و دوست داشتني براي اينكه فكر مي كردم به جاي اينكه بروم در كوچه و خيابان بازي كنم اين رايم بهتر و سالم تر است و خيلي لذت بخش تر.

و آخرين كلام؟

بدون حاشيه و كليشه از تك تك دوستاني كه لطف كردند و من را پذيرفتند تشكر ميكنم فكر كنم براي آقاي سهيلي زاده و محودي خيلي سخت تر بود كه نقش محوري كارشان را بدهند به يك مجري سخت بود ولي لطف كردند و اعتماد كردند دوست خوبم محمد حمزه اي كه يك جوري معرف من هم بود به اين كار آقاي حاتمي با من سياوش بيتا سحرخيز و بقيه ي بچه ها سر و كله زدند. فقط اينها نيستند همه حضور موثر دارند حتي گريمور ها كه با اين گريم و چشم هاي لنز دار باعث شدند كه اين نقش باورپذير تر باشد از آقاي محمدي و مهام هم خيلي ممنونم .بابا دوست دارم مامان عاشقتم آبجي هوايت رو دارم .

راستي تا حالا عاشق شدي؟ 

نه بابا زوده

از وبلاگ فاطمه جون و پریسا جون بود...

کپی برداری بدن ذکر منبع غیر مجاز می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 11:1  توسط مهدیه  |