![]() |
![]() |
|
| "هر رفتني رسيدن نيست ولي براي رسيدن بايد رفت .در بن بست هم راه آسمان باز است پرواز را بياموز" |
|
سلام.
چه خبر؟ با مدرسه ها چی کار میکنین؟! خوش میگذره؟ واسه من که خیلی خوب بوده تاحالا ایشالا از این به بعد هم واسه همه خوب باشه.راستی من رشته ریاضی رفتم(چند نفر از دوستای گلم پرسیده بودن که چه رشته ای میرم) چنتا عکس خیلی قشنگ از محسن افشانی! (من عاشق اینم):
اینم بازپرس:
این عکسش یه کمی شبیه داداشه منه مخصوصا طرز نگاهش!
نظر یادتون نره ها.موفق باشین. بای بای
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 21:27 توسط مهدیه |
|
|
سلام!
به طرفدارای سیاوش خیرابی هم تبریک میگم :دلنوازان از شنبه از شبکه ۳ ساعت ۲۰:۴۵ پخش میشه! عکسهای محسن افشانی در مراسم ترحیم پدر حسام نواب صفوی در روز شنبه ۲۰ شهریور:
اینم واسه یه جا دیگس: به خواست خود آقای محسن افشانی این خبر اعلام میشه: خداروشکر حال محسن خیلی بهتره شما میتونین از طریق این آدرس:http://www.mediafire.com/?vwyncth20or روایت تصویری تصادف محسنو از زبان خودش دانلود کنین البته با تشکر از سایت سیمای ایرانی که اینو دراختیارمون گذاشت
خبری وحشتناک!! بامداد امروز ساعت۳:۵ صبح ۷شهریور ۸۸ محسن افشانی با خودروی هیوندای کوپه در اتوبان چمران چپ کرد که خودروی او پس از ملق های شدید و ۳۰۰متر کشیده شدن روی زمین بابرخورد به جدول کناره چمران به صورت واژگون متوقف شد.محسن افشانی پس از عکس برداری از نقات مختلف بدن فقط از ناحیه انگشت و کمر و پا اسیب دیده حالش تقریبا وخیم است طی اس ام اسی که همکاران او در این رابطه سایر افراد را مطلع ساختند به شرح ذیل میباشد: سو قصد به جان محسن افشانی: خودروی ۴۳میلیونی محسن افشانی چپ شد برای سلامتی او دعا کنید و این خبر را منتشر کنید. محسن افشانی حادثه را تعقیب یک دستگاه مرسدس بنز سی ال اس مشکی اعلام کرد که اذعان داشت: از اتوبان صدر تا پمپ بنزین ولنجک او را تعقیب میکرده و بعد از پمپ بنزین ولنجک کنار اتومبیل او امده و با هوشیار کردن محسن باضربه ای به صورت کاملا از پیش تعیین شده به گلگیر سمت راننده کوبیده و محسن با برخورد به تپه خاکی که کنار اتوبان(دقیقا روبروی نمایشگاه) بدون هیچ علامت باز دارنده ای ریخته شده بود پس از اصابت خودرو واژگون شده و ادامه داستان... طی نتیجه گیری از اتفاقات گذشته که محسن افشانی دو پرونده ی سنگین مربوط به طلبی که از تهیه کننده خود به مبلغ ۱۰میلیون تومان (تهیه کننده ی ماهی کوچولو ها دعا میخوانند) از اقای محمد کمالی پور و هم چنین مبلغ ۱۱ م ۶۰۰ تومان از مدیر برنامه اش مسعود قبادی طلب دارد و هم چنان شکایت او در محاکن قضابیی جاریست بیم ان میرود که سوقصد از پیش تعیین شده باشد.محسن افشانی با مراجعه به پلیس ، ردگیری راننده ی خودروی سی ال اس را پی گرفته تا ان شا ا... عامل این سو قصد مشخص گردد. من به عنوان یکی از طرفدارای محسن افشانی مثله خیلی از شما میگم که محسن چون بین هم سن سالان خودش و هم عرصه هاش سری تویه سرها داره به نظر من هم بهترین گزینه برای عاملان این اتفاق بود. این خبر رو به سرعت منتشر کنیدو به زودی توی مجلات میبینید. حامیان محسن افشانی هرجایی که میتونن از عمل محمد کمالی پور تهیه کننده قلابی و مسعود قبادی مدیر برنامه ی قلابی خبر منتشر کنند. خواهش میکنم واسه سلامتی محسن دعا کنین.
فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم هرچی میخواین خدا تو این ماه عزیز بهتون بده.(روزه هاتونو بگیریناااا.!!) بعضیا خییییلییی بی جنبه هستن...!! دیروز (سه شنبه)ساعت ۲ محسن کنفرانس داشت چرا بعضیا کاری میکنن که این کنفرانس به هم بخوره مگه ما منتظر همچین روزایی نبودیم پس دیگه چرا اینطوری میکنین ؟؟؟ چه تونه؟؟؟؟(همون بعضیا)واقعا که.!! اصلا لیاقت ندارین(همون بعضیارو میگمااااا) چرا به قوانین عمل عمل نکردین.حالا خوب شد که تا اطلاع ثانوی دیگه نمیتونیم بچتیم؟؟؟!!! خواهش میکنم اگه بازم کنفرانس گذاشتن بذارین خوب پیش بره نذارین تروخشک(خودم و اونایی که بی تقصیرن) با هم بسوزه. از اینجا هم میتونین فیلم کنفرانس ناموفق محسنو دانلود کنین ببینین و درس عبرت بگیرین. اینم عکسای محسن (دیروز در مجموعه سیمای ایرانی):
اینم عکسای دیشب تو جشن رمضان:
آقای محمد کمالی پور تهیه کننده ماهی کوچولوها دعا میخوانند از محسن افشانی کلاهبرداری کرده امیدوارم هرچه زودترمحسن به حقش برسه همتون در مورد آدرس ایمیل رسمی که میشه به محسن ایمیل زد خبر دارین.میخواستم آدرس وبلاگ رسمیشم براتون بزارم که اگه خواستین برین.فقط خواهش میکنم که نگین که این وبلاگ دروغیه و چیزی شبه این. این وبلاگ تایید شده و برای محسنه که دوستش تقریبا همیشه بجای محسن آپ میکنه و حرفای اونو مینویسه.وبلاگش تازه راه اندازی شده.خواهش میکنم کسانی که میخوان اونجا با نظراتشون بقیه رو (و همین طور محسنو)ناراحت کنن نرن. آدرس وب:http://www.afshani-pesarirooni.blogfa.com/
نظر یادتون نره ها بای بای. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 21:57 توسط مهدیه |
|
|
سلام.
چه خبر؟؟؟؟ چیکارا میکنییییین؟؟؟ خوبین؟ منم خوبم. خوب فک کنم همتون مصاحبه محسن و خانوادشو تو مجله خانواده دیدین!! ما گلپاییگان بودیم خونه مامان بزرگم اینا. یه روز دختر همسایه مامان بزرگم (۲۱ سالشه اسمشم فاطمس)کیلید خونشونو نبرده بود مامانش اینا هم خونه نبودن.واسه همین اومد خونه مامانیه من. یه مجله هم دستش بود.برای یه مقاله خریده بود. من همش از ظهرش میخواستم برم همینجوری اون مجله رو بخونم ولی همش یه چیزی میشد که نمیشد.آخرش ساعت ۴ -۵ بعدازظهر رفتم سراغ مجلهه فاطمه هم تو حیاط بود.اولش اصلا رو جلد مجله رو ندیدم.همینجوری که داشتم ورق میزدم عکس محسنو خونوادشو دیدم.گل از گلم شکفتو دوییدم تو حیاط به فاطمه گفتم میشه من این مجله رو بردارم؟؟!! گفت آره آره حتما.گفتم خودتون نمیخواین؟ خندید گفت نه بابا من از خریدنش پشیمون شدم.منم یه بوسش کردمو دوییدم تو اتاق همین جوری که داشتم میدوییدم خوردم به خالم . خالم یه نگاهیی به مجله کرد بعد گفت :منم خودم ۱۶ سالگی عاشق شدم.(هه هه!) خوب دیگه بریم سراغ عکسا:
راستی بهناز جون من که تولدم الان نیست!!!!! من تولدم ۲۴ مرداد.نه الان . ولی بازم ممنون. خوب.نظر یادتون نره ها.! بای بای |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 11:48 توسط مهدیه |
|
|
سلام نگاه کنا فقط یه هفته نبودما فوری محسن با مجله فضیلت خانواده مصاحبه کرد.!! ولی من مثل همیشه:جا نموندم!!!! آدم شوخ طبعی هستم معرفی: محسن افشانی متولد ۱۱/۱/۶۸ صادره از تهران ترم دوم مهندسی مکانیک سیالات,مجرد,دارای یک خواهر, مادرخانه دار,شغل پدردکوراسیون داخلی,فرزند دوم خانواده هستم. -فعالیت هنری تان را از چه سالی شروع کردید؟اصلا چگونه وارد این عرصه شدید؟ سال 83 به اتفاق یکی از دوستان تئاتر کار می کردیم. ایشان در فرهنگسرای سالمند مشغول به کار بودند که این باعث شد من هم وارد فرهنگ سرا شوم به مدت 2 سال به تمرین تئاتر در این فرهنگ سرا پرداختم تا اینکه در سال 85 به برنامه آستانه دعوت شدم که آن زمان جناب آقای مختارزاده مسئول آنجا بودند.ایشان با خلق و خوی بنده آشنا بودند.من آتیه های 1 دقیقه,2 دقیقه,5 دقیق می گرفتم و کار می کردم. سال 86 مجری برنامه آستانه شدم بعد از اجراهایی که داشتم یک سروگردن از سایرین بالاتر شدم که بعد از آن در برنامه ای به نام"مادوتا"ایفای نقش کردم و بعد از آن سلام بهار و....... دی ماه 86 در سریال تلویزیونی کاراگاهان بازی کردم و بعد از آن در سریال ترانه مادری ایفای نقش کردم که آقای محمد حمزه ای دستیار آقای سهیلی با من تماس گرفتند و ضبط این برنامه 3 ماه و اینم به طول انجامید. -برنامه هایی که در آن ها اجرا داشتند؟ آستانه,مادوتا,بوم سفید,سلام بهار,ماه محبوب. -از سریال ها نام ببرید؟ کاراگاهان,ترانه مادری و بازپرس که با آقای مهدی فخیم زاده است که در مرحله ی تولید می باشد. -سینمایی؟ کیمیا و خاک هنوز اکران نشده. -تله فیلم؟ ضامن,ماهی کوچولوها دعا می خوانند,خانم سوپراستار و کرکس که هنوز اکران نشده زنده بی ریا با ارژنگ و بردیا که کار طنز می باشد و کبوتر جلد چنگوله که کار دفاع مقدسی است به همین زودی پخش می شود و ((محله ی من)) که آخرین کار من است هفته گذشته ظبط آن تمام شد. -با این سن کمی که دارید چقدر امیدوارید که یکی از سوپراستار های سینما شوید؟ خیلی زیاد,طولی نمی کشد که این اتفاق بیفته,من به استعداد خودم شک ندارم. -تا چه زمانی می خواهید به تحصیلات تان ادامه بدهید؟ ادامه می دم تا بشم یک آقای مهندس. -رابطه تان با خانواده تان چگونه است؟ به خانواده علاقه شدیدی دارم پدرم اوایل مقداری تعصب به خرج می داد می گفت که بشین درس بخوان تئاتر سخته و جای پیشرفت نداره مخالفت می کرد ولی بعد از پخش اولین تصویر از من نظرش عوض شد.والی در عین حال نصیحت ها و پندهای خودشان را نسبت به من فراموش نمی کنند. -معدل دیپلم: ۱۸/۱۴ -چرا با این همه پیشرفتی که در حال حاضر در عرصه صدا و سیما و تصویر با سینما و تلویریون در دنیا گفته اما برنامه های ما با آن پیشرفت ها خیلی فاصله دارند؟ رسانه جمهوری اسلامی یک سری محدودیت ها دارد در جهت حفظ شئونات اسلامی که باید در خورشان اسلام باشد.این به خاطر حجت و حیای تلویزیون است.نمی شد گفت که پیشرفت تلویزیون غرب به خاطر بی بند و باریش هست بلکه به خاطر یک سری محدودیت های دیگری که ندارد.نه اینکه این محدودیت باعث پیشرفت تلویزیون بلکه به کندی پیشرفت دارد.یکی دیگر وجود آدم های کار نابلد یک سری از افراد خود را تهیه کننده معرفی می کنند یا حتی یک انسان کاملا حرفه ای در صورتی که اصل قضیه به آنچه می بینیم و احساس می کنیم منافات دارد.مثلا در تله فیلم ماهی کوچولوها دعا می خوانند شخصی به نام..... که خود را تهیه کننده رسمی خانه سینما معرفی کرده بود و ادعا داشت که با سرمایه گذار آقای.....با ضرر روبه رو شده و جناب آقای.....به خاطر عدم داشتن شخصیت حرفه ای و اشراف نداشتن به شعور هنرمند هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ انسانی مدیون افرادی مثل من,خانم امیر جلالی و آقای خلج و.....هستند. -از دوران کودکی تان چه مسایلی را به یاد دارید؟ اتفاقات مبهم از کودکی به یاد دارم اینکه یک بچه بودم و شیطون بودم یادمه پدرم ایران نبود دست هر بچه ای که توی دست پدرش بود می دیدم می زدم زیر گریه از بچگی مستعد بودم(تعریف از خود نباشه) -ویژگی های منحصر به فرد: با دوتا دستم می توانم بنویسم بیلیارد خوب بازی کنم رانندگی ام حرف نداره موتور سواری خوب بلدم سال2005 تافل زبان را گرفتم.آدم شوخ طبعی هستم. با آدم ها خوب ارتباط برقرار می کنم نمی گذارم کسی از من دلگیر بشه ادبیات من حرف نداره بازیگر خوبی هم هستم (اغراق نباشه البته.......)فقط دوست دارم آقای کیمیایی, کیا رستمی,بیضایی,حاتمی کیا.......منو پیدا کنند.البته یکی از ویژگی های منحصر به فرد من اینه که فروردینی هستم. -نگاه تان به زندگی؟ زندگی برایم شیرینه خدا رو شکر راضی هستم.عمدتا مثبت نگر هستم. -به خانواده ها چه توصیه ای می کنید؟ اینکه مراقب فرزندانشان باشند تا جایی که می شه حمایت شان کنند.از همه لحاظ یکی از دلایلی که با خانواده ام خیلی رفیقم اینکه یک عالمه حامی من هستند. -از نقش هایی که داشتید کدام یک از آن ها را بیشتر می پسندید؟ با اعتماد به نفس تمام می گم همه نقش هایی که داشتم را دوست دارم. -چقدربه شانس اعتقاد دارید؟ من نمی گم شانس من می گم لطف خدا.خدا بدجوری به من رو کرده همیشه مدیون حرف های آقای حسن مصطفوی هستم که منو با خدا آشنا کرد که هیچ موقع فراموش نمی کنم. -زیباترین جمله ای که به مردم می توانید بگویید؟ من جمله مرحوم خسروی شکیبایی را می گم:مردم بدون ما مرده اند ولی ما هنرمند بدون مردم مرده ایم. -دغدغه های امروزی آقای افشانی؟ انجام کارهای خوب سلامتی خانواده ام و سلامت رفتاری جسمی و فکری خودم. -به فعالیت تان در طول دوران زندگی چه نمره ای می دهید؟ واقعا20.من بیست بیستم. حرف آخر: اینکه هوای خودتون داشته باشید به خانواده تان احترام بگذارید استعداد های خودتان را کشف کنید و خدا رو فراموش نکنید. می خوام بگم:بابا دوستت دارم مامان عاشقتم خواهر هواتو دارم. این عکسا از وب مونیکا جونه.
راستیییییی : کی معدلشو چند شده؟؟؟؟(هر کی دوست داره بگه.البته راستشو).من شدم:۹۷/۱۸ . و این خیییییلی بدهههههه!!! از همه بد تر اینه که اسممو رو برد ننوشته بودن!!!!!!! رفتم با مامانم به مدیرمون گفتم(بعد از کلی جر و بحث)گفت(با عصبانیت)که: ما نمیتونیم لیستو خراب کنیم.مامانمم گفت مهم اینه که باید اسم دختر من رو برد باشه که نیست.!!!!!! حالا دیگه نمیدونم اسممو نوشتن یا نه .مهم نیست بابا بیخیال. به گزارش خبرنگار جام جم، فیلم محله من به کارگردانی محسن ربیعی این روزها در خیابانهای اطراف محله اختیاریه در حال تصویربرداری با مدیریت رضا شیخی و تاکنون بیش از 50 درصد آن به پایان رسیده است. داستان فیلم محله من، درباره چند نوجوان است که بیکاری آنها موجب مزاحمت برای مردم شده است. اهالی محل برای رفع این مشکل، خود دست به کار میشوند و میکوشند تا به نحوی شایسته مشکل این جوانان را حل کنند. در این فیلم بازیگران جوانی همچون :محسن افشانی -شهنام شهابی ، مهدی ساکی، کیمیا باباییان، فرزانه نیکنام، عبدالله موقری و کامران تفتی در کنار بازیگران پیشکسوتی مثل: عنایت بخشی، پوراندخت مهیمن و کاظم افرندنیا ایفای نقش میکنند. پیش بینی میشود تصویربرداری این فیلم تا دو هفته دیگر به پایان برسد. برخی از عوامل این فیلم عبارتند از: علی هاشمی: دستیار اول و برنامه ریز عهدیه مجدی: منشب صحنه، سلیم احمدی: صدابردار، مهکامه طریحی: چهره پرداز، آبتین برقی: طراح صحنه و لباس، یحیی فروغی: تدوین گر و صداگزار و کیان بابائیان: تهیه کننده. محله من به گفته سازندگان آن قرار است پس از آماده شدن از شبکه3 سیما پخش شود اینم عکساش:
اینا از وب(بهناز جونو پریچهر جونم )بود.ازشون ممنونم. خیلی وقت بود میخواستم اینا رو براتون بذارم.فک کنم همتون مصاحبه ی محسنو با مجله ی سینمای امروزدیده باشین. منم خبرشو اولین بار از وب تبسم و پارمیدا خوندم.روز بعد هم که روزه امتحان زیستم بود خیلی شنگول (چون امتاحانمو خوب داده بودم) رفتمو با دوستم مجله رو خریدم. خیلی جالب بود رفتیم دمه دکه ی دمه مدرسمون .من طبقه ی بالاشو نگاه میکردم دوستمم طبقه ی پایینو. مجله درست جلوی چشمم بود ولی انقدر که حول بودم ندیدمش . مرده اومد مجله رو بهم داد . منم انقدر ضااااااااااااااااااااااااااایع شدم. عشقه دیگه چی کارش میشه کرد؟
در یکی از وبلاگ هایی که مربوط به سریال بازپرس میشه (WWW.Bazpors123.Blogfa.Com) فیلم نامه قسمت اول مجموعه بازپرس رو دیدم . لینکش رو در پایین براتون گذاشتم . نمی تونید دانلود کنید . صبر کنید تا به طور کامل لود بشه اونوقت می تونید بخونید . همونطور که تو فیلمنامه نوشته حمید (محسن افشانی) از سکانس ۳۰ وارد میشه . این فیلم نامه فقط برای قسمت اول فیلم هست و شما می تونید جزئیات ابتدائی داستان رو متوجه بشید . البته صد در صد جذابیت خود فیلم و هنرنمایی زیبای هنرمندانش رو نداره. فیلمنامه سریال بازپرس (قسمت اول) خبر بعدی هم اینکه طبق گفته شبکه خبری برنا : تدوين فيلم سينمايي "کيميا و خاک" توسط نازنين مفخم که از اواخر ارديبهشت ماه آغاز شده بود در حال حاضر از نيمه گذشته است و تا اواخر خرداد به پايان مي رسد. فيلم سينمايي" کيميا و خاک" که از توليدا ت بنياد سينمايي فارابي در بهمن ماه سال 87 ميباشد، بعد از به پايان رسيدن کليه مراحل فني اواسط تيرماه در سينماهاي کشور به نمايش عمومي در خواهد آمد. این مطلبه زیر از وب سارا جونمهههههه. حالا بریم سراغ معنی عشق: عشق یعنی سوختن ولی هیچکس این سوختنت رو نمی فهمه...حتی اون معشوقت... تعریف عشق : خوووووووب تموم شد.
نظر یادتون نره هااااا....بای بای |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 16:30 توسط مهدیه |
|
|
سلام بچه هاااااااا.!!!
خدايا ببخش اگر هميشه روي بوم زندگي با رنگ هاي سياه و خاكستري نقاشي كشيدم.ببخش اگر در آفتابي ترين روز هاي عمرم خورشيد را ناديده گرفتم و آسمانم را ابري كشيدم.و روي تمام خاطرات قشنگم خط قرمز كشيدم. خدايا ببخش اگر باديدن ستاره باران آسمان عاشق نشدم و سبد سبد ستاره نچيدم.ببخش اگر لا به لاي صفحه هاي زمستاني تقويم زندگي ام گم شدم و به بهار نرسيدم خدايا ببخش اگر در روزهاي زيباي تابستان چون پاييز ماتم گرفتم.ببخش اگر در گذر از پيچ و خم هاي زندگي هميشه به بن بست رسيدم و فراموش كردم راه آسمان هميشه باز است. اینم بقیه عکسای بازپرس:
کیمیا و خاااااااک و تصویری از محسن و حسین یاری:
البته از وب زهرا جون. عباس رافعی در مصاحبه ای که با خبر گذاری ایر نا انجام داده عنوان کر ده که: در يکي ديگر از اپيزودهاي فيلم "کيميا و خاک " به نقشه امراي ارتش و آمريکاييها براي کودتاي نظامي در ايران پرداخته شده است. کارگردان فيلم "کيميا و خاک" با تاکيد بر فضاي مستندگونه اين فيلم تصريح کرد: در اين فيلم سعي کردهايم تا آنجا که امکان داشته در روايت داستان و کارگرداني فيلم رويکرد مستندنما داشته باشيم و گريمها و فضاهاي فيلم نيز همينگونه است . رافعي در ادامه گفتوگوي خود با خبرنگار ايرنا، ساخت فيلم درباره پيروزي انقلاب اسلامي را سخت توصيف کرد و گفت: با توجه به اينکه تمام فضاهاي شهري، ساختمانها، ماشينها و نوع پوشش مردم نسبت به 30 سال قبل تغيير کرده بنابراين ساخت فيلم درباره پيروزي انقلاب اسلامي و به تصويرکشيدن فضاهاي آن دوره سخت شده است. وي درباره انتخاب نام "کيميا و خاک" ، افزود: اين فيلم درباره آدمهايي است که خاک ايران را کيميا تبديل کردهاند و در پيروزي انقلاب اسلامي و ورود به يک دوران جديد براي ايران نقش اساسي داشتهاند "
سریال بازپرس که در حال فیلم برداریه که فیلم برداریشم توی پارک چیتگر انجام میشه. اگه آقای فخیم زاده رضایت بدن که قسمت هایی که گرفته شده روی آنتن بره میتونیم توی پاییز شاهد این سریال باشیم ولی در غیر این صورت باید تا سال ۸۹ منتظر بمونیم.!!!!!!!! چون فیلم برداریش ۱۰ ماه طول میکشه!!!!!! این سریال در ۲۵ قسمته ۴۵ دقیقه ای از شبکه ی دو پخش میشه. اول عکس محسن جوووووونم تو این سریال که از وب الناز جونمههه: ببینید چه چشمای نازی دارهههههههه!!!!
اینم چنتا عکس از محسنو سیاوش که از وب هانیه جون: اول محسن جونم و سیاوش:
اینم سیاوش:
یه خبر عجیییییییییییییییییییییب!!!!!!!!!!!!!!!! شاید باورتون نشه ولی سعی کنید باور کنید!!!! میدونید امروز(۴ شنبه) تو مدرسه ما کی اومده بود؟؟؟؟!!! اگه گفتین؟! یه نفر که به گفته ی خودش با سیاوش خیرابی نسبت داره!!!!!! بله یه کی از بازیگرا که همهمون میشناسیمش....!!!! مینا لاکانی !!!!!!!!!!(عمه ی پویا و بهرام) امروز مینا لاکانی اومده بود مدرسه ما وبا بوفه دارمون یعنی خانم صادقی خواهر بووووووود!!!!!! ما زنگ آخر شیمی داشتیم که بعد از امتحانمون معلممون رفتو ما هم رفتیم تو حیاط البته از زنگ دوم میدونستیم که خانم لاکانی اومده ولی نشد بریم ببینیمش!!! وقتی رفتیم تو حیاط دیدیم رفته تو بوفه پیشه خانم صادقی نشسته. چون بوفه کسی نبود رفتیم پیششو من ازش پرسیدم شما با خانم صادقی چه نسبتی دارین؟؟؟؟!!!! گفت من خواهرشم!!!!!.تازهههههههههههههههههههه یه چیزه باور نکردنی هم گفت: گفت که سیاوش پسر داییشه!!!!!!! خودش اینو بهم گفتا البته ما ازش پرسیدیم چه خبر از محسنو محسن افشانی نسبتی ندارم ولی سیاوش میشه پسر داییم.!!!!!!!!!! خلاصه ما همه دهنمون ۵ متر واز مونده بود!!!! بعد ازش امضا خواستیم ولی نداد . بعد که زنگه خونه خورد و دید همه ی بچه ها حمله ور شدن شروع کرد به امضا دادن. دوسته منم سپیده خودشه به زور از بین بچه ها رسوند دمه بوفه . منم دنبالش رفتم بعد هم سپیده هم من ازش امضا گرفتیم. سپیده میگفت خوب شد حالا از این به بعد میتونیم از طریق خانم صادقی و مینا لاکانی با سیاوش ارتباط داشته باشم !!!!!! اینم عکس امضاش برای من البته دست خطش یه کمی ناخواناست.نوشته: مهدیه جان شاد باشی. زیرشم نوشته مینا لاکانی.:
خوب دیگه تمووم شد. حتما نظر بدیناااااااا. تو همین قسمت نظر بدین. منتظرماااااااا. اینم یه عکس از سیاوش از وب سارا جونه: بای بای
تولد محسن جونمو به همتون تبریک میگم. محسن جون ایشالا ۱۰۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشی و هیچ وقت برات مشکلی پیش نیاد. اگه مشکلی پیش اومد به خودم بگو اگه تونستم حلش میکنم. محسن جون اگه میخوای بدونی که چه قدر دوست دارم فقط کافیه به آسمون نگاه کنی اولین ستاره ای که تو آسمون بهت چشمک زد بدون که منم. و اگه دفعه ی بعد دیدی که همون ستاره دیگه نبود بدون که از دوریه تو مرده. دستتو بزار رو نبضت و بدون با هر یک بار زدن نبض تو ۱۰۰ بار بهت گفتم دوست دارم. پس بیستمین بهار سبز زندیگتو هم به خودم هم به خودت تبریک میگم گلم. اینم یه عکس از سیاوش از وب سارا جون:
اینم دانلود پسر ها سرباز به دنیا نمی آیند: اینم از عکسای عکسای جوووووووووووونم:
خوووووووب. تموم شد. نظر یادتون نره هاااااا. بای بای. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 17:3 توسط مهدیه |
|
|
سلاااااااااااااااااااام. ببخشید که دیر آپ کردم. رفته بودیم مسافرت.
خب بالاخره پسر ها سرباز به دنیا نمی آیندم دااااااااااااد.
![]() خوب اینم یه عکس دیگه از سیاوش که از وب سارا جون:
![]() اینم چنتا عکس جدید از این فیلم که از وب درسا جونمه:
![]() ![]() ![]() ![]() ممنون از سارا جونو درسا جون.
سال نو مباررررررررررررررررررک.....
امیدوارم سال خوبی داشته باشین . سالی سرشار از امیدو
محبت و مهربونی سعی کنید هیچ کسی رو از خودتون نرنجونین.
به قول دوست عسیسم نیلو گذشته ها گذشته ولی گذشتس
که آینده رو میسازه. پس سعی کنید اگه گذشته بدی داشتین
اون رو برای خودتون تجربه قرار بدین تا دیگه اون
خاطرات تلخ تکرار نشه.
![]() اینم چنتا عکس و مصاحبه ی نوروزی محسن توی مجله ی خانواده سبز
اول مصاحبه:
سال 87 یک سال شیرین
سال 87 روی هم رفته خیلی خوب گذشت انگار خدا به من رو کرده بود ...از همون اول سال که برنامه "سلام بهار" رو اجرا کردم درگیر کا بودم البته کارهای خوب. به نظرم"ترانه مادری" نقطه عطف این سیر کاری سال 87 باشد...هر چند که اولین کار بود و هنوز منحنی شکل نگرفته،اما همین کار تاثیر زیادی در روند کاری ام گذاشت...البته این چندتا کار جدیدی هم که بازی کردم رو خیلی خیلی دوست دارم. همبازی شدن با حامد بهداد اسفند ماه در یک فیلم سینمایی بازی کردم به نام "کیمیا و خاک" به کارگردانی آقای رافعی که با حامد بهداد، آزیتا حاجیان،حسین یاری،سیاوش تهمورث،امیر آقایی و...همبازی بودمدر این فیلم با یک گریم کاملا متفاوت حضور دارم همچنین در سریال آقای فخیم زاده که بعد از اتمام تصویربرداری کیمیا و خاک کلید خورده ایفای نقش کردم.طبق عادت،دوست ندارم درباره نقش خیلی صحبت کنم چون فکر می کنم جذابیتشو از دست می ده فقط در همین حد بگم که خیلی دوستشون دارم و از همون اول ارتباط وحشتناکی باهاشون برقرار کرده بودم. فعلا،هم سینما و هم تلویزیون یعنی فکر می کنم هنوز خیلی مونده تا بتونم تصمیم گیری کنم...یک بازیگر باید چهار تا سابقه بزرگ و خوب داشته باشه بعد انتخاب کنه یعنی باید اول ببینه به درد کدوم می خوره...البته واضح و مبرهنه که من به درد هر دو می خورم...در هر حال خودم دوست دارم و البته سعی می کنم در آینده گرایش پیدا کنم به سینما هر چند تلویزیون رو هم برای همیشه ترک نخواهم کرد. دلم هوای کیوان رو کرده حرف اجرا و اون روزا شد باید بگم که چقدر دلم برای دوست خوبم کیوان تنگ شده... مدتی پیش هم برنامه "عصر بخیر بچه ها" با اجرای خوبش روی آنتن رفت. اون برنامه به هر دوی ما پیشنهاد شده بود که من نرفتم و کیوان هم چندتا برنامه اش رو بیشتر اجرا نکرد.آخرین خبری که ازش دارم اینه که تو سریال آقای مقدم بازی میکنه... سخت ولی ممکن سریال روتین رو با تموم سختی هاش دوست دارم البته اگر به دلنشینی ترانه مادری باشه.هر چند مشکله به طور صد در صد پیش از ساخته شدن کار،اینو گفت اما به هر حال با خواندن فیلمنامه تا حدودی میشه پیش بینی کرد،اگرچه پیش بینی سخته ولی ممکنه! هفت سین؛یک سنت قشنگ عاشق سفره هفت سین چیدن و لحظه سال تحویل پای هفت سین نشستنم،امسال هم اگر سر کار نباشم حتما طبق سنت این کار را تکرار خواهم کرد...هفت سین یکی از قشنگترین سنت های ماست. عیدی های بابام! همیشه قبل از سال تحویل،من و خواهرم پیگیر میشدیم که امسال از بابا چقدر عیدی می گیریم! این موضوع سوژه سرگرمی هر سالمون شده بود...یک سال که بیشتر از چیزی که انتظارش رو داشتیم می گرفتیم کلی کیف می کردیم اما یک سال دیگه که کمتر از حد تصور ما بود و حسابی می خورد تو برجکمون خودمون رو دلداری می دادیم که اشکال نداره،در عوض برکت داره و... پویا؛یک بچه ننه یکی از انتقاد هایی که حین پخش ترانه مادری ازم می شد،این بود که چرا به لبام فرم می دم، همون چیزی که تو برنامه "ماه محبوب" مطرح شد اما من برای اون کار دلیل داشتم،یعنی اون کار برای شخصیت پویا بود برای یک پسر لوس و مامانی وگرنه من به شدت انتقاد پذیرم و حرف همه رو گوش می کنم... بالاخره قبول شدم بالاخره با تلاش زیاد،همون رشته ای که می خواستم،یعنی مهندسی مکانیک گرایش حرارت سیالات قبول شدم.اما ترم اول به دلیل اینکه پخش ترانه مادری تازه تموم شده بود و همه منو خوب یادشون بود وقتی می رفتم سر کلاس بلوایی می شد تماشایی! برای همین با مشورت با رئیس دانشگاه و اساتید تصمیم گرفتم یک ترم مرخصی بگیرم. عقاید بهدادی! طول نقش اصلا برام مهم نیست...عاشق اینم که سه تا سکانس بازی کنم اما به یاد موندنی و خوب ظاهر بشم و به اصطلاح لنز دوربین رو بترکونم...دوست ندارم بگن محسن افشانی نقش رو میذاره رو ترازو بعد انتخاب می کنه. بعضی ها فکر می کنن چون بهداد هم این نظر رو داره،منم اینو میگم...در صورتی که اصلا این عقیده اش رو نمی دونستم بالاخره گرایش دیگه...من حامد رو دوست دارم. عاشق مسافرتم به شدت عاشق سفر کردن و مسافرت رفتن هستم. از هر فرصتی برای تغییر آب و هوا استفاده میکنم یا تنها یا با دوستام. خیلی وقتا هم این تصمیم بدون پیش زمینه و کاملا اتفاقی می افته٬ مثل چند وقت پیش که به خودم گفتم محسن بزن بریم شمال...صبح زود راه افتادم جاده چالوس...شب هم برگشتم. تو ترکم در مورد اجرا هم باید بگم که تو ترکم. از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم که دیگه اجرا نکنم تا قضیه ماه رمضان پیش آمد که اون برنامه رو تا شب دوازدهم اجرا کردم و بعدش به دلیل اینکه قرار شد با اجرای مشترک من و احسان علیخانی روی آنتن بره و احساس کردم فضای برنامه تغییر میکنه ترجیح دادم برنامه رو ترک کنم. اما برنامه های دیگه ای مثل بوم سفید و با اجرا های دیگه رو کلا کنار گذاشته بودم این تصمیم که دیگه اجرا نمیکنم قطعیه٬ البته ممکنه یک برنامه خیلی خوب پیشنهاد بشه که نتیجه خوبی داشته یعنی شاید در سال یک اجرا...بد نیست! در ضمن برنامه های تولیدی مثل "ایستگاه نوآوران" *و "دیار" هم اجرا کردم که هنوز پخش نشده. اجرا یعنی تپق زدن برای فیلمبرداری ترانه مادری چون من و سیاوش جز نقش های محوری بودم از ساعت ۶ صبح می اومدیم سر کار تا ۹ شب٬ برای همین فشار کاری زیادی رو تحمل کردیم. با توجه به اینکه اولین کار بلندی بود که انجام میدادم و عادت نداشتم زیاد اذیت شدم.فکر کن بدون هیچ تجربه ی کار بلند اینطوری با این حجم کاری رو به رو بشی. اجرا هم روتین بود و هر روز باید میرفتم اما نهایت وقتی که از ما گرفته میشد سه ساعت بود تازه تپق و سوتی هم که بخشی از کارمون بود یعنی تموم کار ما با همون تپق زدن ها قشنگ میشد نیاز به برداشت مجدد نداشت. پرسپولیسی ام ورزش کردن رو خیلی دوست دارم....مدتی هم هست که به تربیت بدنی سازمان میروم برای بدنسازی و شنا. اما برای تماشا فوتبال رو ترجیح میدم البته نه اینکه تموم دغدغه ام این باشه و همه بازی ها رو دنبال کنم اما ذاتا یک پرسپولیسی ام...چند وقتی است که از طرف پیمان ابدی دعوت شدم برای حضور در تیم فوتسال هنرمندان البته این تیم با تیم فوتبال باشگاه هنرمندان فرق داره...در این تیم حمید حامی٬ حمید عسگری٬ پیمان ابدی و...عضو هستند. درس در اولویت وابستگی زیادی به خانواده ام دارم٬ بنده های خدا به دلیل حضور نداشتن من تو خونه خیلی اذیت میشن٬ همین چند وقت پیش بود به دلیل اینکه سر کار بودم سه روز تموم پدرم رو ندیدم٬ داشتم از دلتنگی می مردم. من همیشه عاشق حرفه ی پدرم بودم یعنی طراحی دکوراسیون داخلی و صنایع چوبی. یادم میاد شش ساله بودم به بابام اصرار میکردم که من رو با خودش ببره سر کار٬ اما هیچوقت این کار رو نمیکرد و میگفت: تو هنوز بچه ای و باید بخوابی....برای همین هر وقت از خواب بیدار میشدم میدیدم باز رفته. یادم میاد یه روز صبح قبل از بیدار شدنش رفتم نشستم بالای سرش تا بیدار شد گفتم" من آماده ام بریم. دیگه مجبور شد که منم ببره. از ۱۴،۱۵ سالگی به طور حرفه ای این کار رو انجام دادم و شاید از حرفه ای ترین کارگران اونجا هم حرفه ای تر کار میکردم. خیلی این کار رو دوست دارم حتی بیشتر از بازیگری! اما برای من همیشه درس اولویت اول بوده برای همین زمانی که این کار از من میگیره مانع میشه که دنبال درسم برم. ![]() ![]() ![]() حالا از سیاوش:
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() و خدایی که در این نزدیکی است
نمی دانم چه بنویسم تا بیان کند هر انچه را که نمی توانم بگویم می دانی جملات من چون گلی است که نه قرمز است و نه عطر می افشاند چرا که ریشه های آن از صخره های سخت جز تلخی نصیبی نبرده است. دیروز من جهنم،امروز من کمی با غم و آیا باز هم فردای من مجهول است؟ چه روزگار غریبی است... بی آنکه بدانم چرا قلم در بیراهه غرور راندم تا مرحمی باشد به دل زخم خورده ام !کاش... و من در انتظار سیاهی گیسوانت در سپیدی خواهم نشست و دستان کوتاهم را به خورشید خواهم دوخت تا روزی که بیایی برای همیشه بیایی! و من آن روز را انتظار می کشم... »تقدیم به همه اونایی که سکوتشون پر از فریاد...«
در آخرين لحظه ديدار به و در آخر: رنگین کمان ازآن کسانی است که تا آخرین قطره زیر باران میمانند خوب . نظر یادتون نره هاااااااا. راستی منتظر یه آپ توپ واسه تولد عشقم(محسن) باشین.!!!! بای بای |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 12:0 توسط مهدیه |
|
|
تله فیلم پسرها سرباز به دنیا نمی ایند 4 فرودین 88 از کانال 3 (سه) پخش میشه.
اینم چنتا عکس از سیاوش:
صحبتهای سیاوش با کانون خانواده در باره عید خوشحالم از اینکه امسال توانستم به یکی از ارزوهایم برسم و از خدا ممنونم که کمک کرد تا یک گام موفقیت امیز دیگر در زندگی ام بردارم و برای همه مردم عزیزی که در این سال تشویقم کردند و مرا مورد مهر و محبت خود قرار دادند ارزوی سلامتی و سال خوب دارم.به نظرم باید کاری کنیم که بیش از همه به بچه ها خوش بگذرد چون عید مال انهاست اینم دانلود یه قسمت از ترانه ی مادری
و اما.... قضیه ازدواج سیاوش(توو مجله ستایش)از وب تانیا جون
لطفاشوکه نشیدوسوال نکنیدکه آیااوبرای ازدواج جوان نیست؟خیلی هاهستندکه درسن۲۴سالگی ازدواج می کنند.اتفاقابه نظرماکارخوبی هم می کنند.اصلااگرخوب به اطرافیانتان توجه کنیدمتوجه میشوید به طور کلی آنهایی که زودترازدواج می کننددرمجموع آدم هایی موفق تری هستند.حالاهم سیاوش خیرابی تصمیم گرفته درسال آینده ازدواج کند ازگوشه وکنارشنیده ایم اودراین ابطه به دوستان نزدیکش خبرداده وبه قول معروف ازآنها خواسته کت وشلوارهایشان رابدوزندکه سیاوش خان به زودی رخت دامادی برتن می کند.این که عروس خانم کیست وتاریخ دقیق ازدواج اوچه موقعی است خبرنداریم امااین که سال ۱۳۸۸برای سیاوش خیرابی پایان دوران مجردی است قطعی شده وبایدمنتظراخبار جالب دیگری هم ازاین جوان سینمای ایران باشیم. ماضمن تبریک به خیرابی برای اوآرزوی موفقیت وخوشبختی می کنیم و بابت این تصمیم خوبی که گرفته اوراتحسین میکنیم. پایین صفحه: توجه..............................توجه........................توجه................. تمام ۵خبری که دراین صفحه خواندیدبدون شک شماراشوکه کرده است هرکدام ازاین خبرهابه تنهایی می تواند سبب شوکه شدن علاقمندان به عرصه هنرگردد.اماحالاکه خوب شوکه شدیدبایدخدمتتان عرض کنیم که به سنت هرساله که که دروغ ۱۳باب است ومجلات ورسانه هاازاین طریق باخوانندگانشان شوخی می کنندمانیزدراین روزهای اسفند به یشواز۱۳فروردین رفتیم وبا۵دروغ۱۳تلاش کردیم باشماشوخی کرده باشیم شایدلبخندی برلبانتان بنشانیم.خب شایددیگرلازم به توضیح نباشدکه نه مصطفی زمانی وکتایون ریاحی باهم مشکلی دارندوقهر کرده اند،نه هدیه تهرانی قراراست برای زندگی کردن راهی آفریقاشود، نه بهرام رادان درفیلمی فرانسوی بازی خواهدکرد،نه گلزارکنسرتی می دهدونه سیاوش خیرابی قصدازدواج دارد.این همه دروغ۱۳بووبس! برای همه ی شماخوانندگان عزیزسال خوبی راآرزومندیم وبرای آقایان: گلزار،رادان،زمانی وخیرابی وخانم ها:کتایون ریاحی وهدیه تهرانی نیز سال۸۸راسالی پربارخواهانیم.امیدواریم که این دروغ های۱۳رابه دل نگیرندوتحمل این شوخی هاراداشته باشند.سال نومبارک........... پس دیدین که همش یه شوخیه مسخره بود؟؟؟؟ (((((((شايد يه کسي شبها برا ي ا ينکه خوابه تو را ببينه به خدا التماس مي کنه !
شايد کسي به محض ديدن تو دستاش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه !
مطمئن باش که کسي شبها به خاطر تو در دريايي از اشک مي خوابه ولي تو اون
را نمي بيني))))))
سلااااااااااااااام . خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ اینم یه سری دانلود و عکس تووووووووووپ: كلیپ فوت مادر جون....ب در خواست ؟؟؟جون
اینم از دانلود ماهی كوچولوها دعا می خونن البته از وب گرفتم اما كیفیتش جالب نیست چون با mob گرفته شده
بابای رو اینم سیاوش از وب سارا جون: توی ماشین خوایش برده بود ویکی از سندا از توی پروندهه افتاده بود بیرون و.... احسان و بروبچ رفته بودن بیمارستان رومینا رو ببینن... شب بود و داشتن واسه رومینا دعا می کردن... احسان می خواست با اون یارو اخگر دعوا کنه... عمو علی به احسان میگه :چاییت آماده شد؟؟؟
اینا هم از وب شهرزاد جون بود . ممنون گلم. خوووووووب . تموم شد . نظرررررر یادتون نرههههههه!!!! دوستون دارم . بای. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 17:50 توسط مهدیه |
|
![]() ![]() ![]() ![]() حالا محسن جون خودمممممممممم:
الهی چه خوشگله...!!!!
خوووووووووب نظر یادتون نره هاااااااا. این عکسا هم از وب سمانه جونم بود. ممنون گلم. |
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 17:46 توسط مهدیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خدایابه آنانکه دوستشان داری بیاموز که عشق برتر از زندگی کردن است و به آنانکه بیشتر دوستشان داری بچشان که دوست داشتن برتر از عشق است.
|
|
RSS
|